جوان: از ابتداي سال ۹۰ اختلافاتي ميان حوزه هنري و سازمان سينمايي بر سر اكران برخي از فيلمها به وجود آمد. مسئله اين بود كه حوزه هنري نميخواست فيلمهايي را كه به اعتقاد مديرانش غيرارزشي و در تضاد با اصول اخلاقي جامعه بود، در سينماهاي زير مجموعه خود اكران كند و در مقابل شوراي صنفي نمايش ميگفت كه براساس قانون، اين وزارت ارشاد و معاونت سينمايي هستند كه بايد مجوز اكران فيلمها را بدهند و در اختيارات حوزه هنري نيست كه بخواهد جلوي اكران فيلمها را بگيرد.
در مقابل حوزه هنري هم با اشاره به فيلمهايي با مضمون خيانت كه در جشنواره سي ام فجر به نمايش درآمده بودند، اكران نكردن اين فيلمها را كه ماجراي خيانت زن و شوهر به يكديگر و روابط خارج از چارچوب خانواده را ترويج ميكرد حق خود ميدانست. دعواها ادامه پيدا كرد و هر روز نوبت يكي از اين دو ارگان بود كه در بيانيهاي خود را برحق اعلام كرده و طرف مقابل را محكوم كند. اعضاي شوراي عالي سينما هم در اين ميان بر اين باور بودند چطور حوزه هنري كه مجوز توليد و اكران فيلم را نميدهد ميتواند در خصوص اينكه چه فيلمي در سينماهايش اكران بكند، نظر بدهد و اصلاً اگر اين فيلمها غيراخلاقي هستند، چرا از ابتدا مجوز ساختش داده شده است كه بعد اين همه خسارت روي دست فيلمساز و جامعه سينماي ايران بگذارند.
بايكوت سينما توسط مردم اين دعواها اما بيش از همه باعث قهر كردن مردم با سالنهاي سينما شد. مردم در ميان دعواهاي حوزه و ارشاد و اظهارات متعدد مسئولان حوزه هنري در خصوص سانسور فيلمها، عطاي سينما رفتن را به لقايش بخشيدند و تصميم گرفتند در اين بلبشوي پيش آمده، از خير سينما رفتن بگذرند.
بايكوت سينما توسط مردم اما انگار تأثيري در تغيير رويه حوزه و ارشاد نداشت و آنها بدون توجه به وضعيت اسفناك اكران هنوز هم به باورهاي خود اصرار ميورزيدند. در اين ميان نوبت به اكران فيلم «خوابم مياد» رضا عطاران رسيد. اين فيلم در روزهاي اول توانست كمي ركورد فروش را بهبود ببخشد اما اين وضعيت دائمي نبود و رخوت سينما باز هم ادامه پيدا كرد. روزهاي پاياني ماه رمضان اما اوج دعواهاي حوزه و ارشاد بود. «كلاه قرمزي و بچه ننه» گزينه اول اكران عيد فطر شد و در اين ميان شوراي صنفي نمايش اعلام كرد كه كلاه قرمزي را به سينماهاي حوزه هنري نميدهد و حوزه، همان فيلمهاي ارزشي را اكران كند و كلاهقرمزي هم تحت لواي فيلمهاي ارزشي قرار نميگيرد!
بازگشت كلاه قرمزي به سينماهاي حوزه «كلاه قرمزي و بچه ننه» كه همه انتظار ركورد شكني را از او داشتند، توانست در همان روزهاي ابتدايي ۲۶۰ميليون بفروشد. فروش «كلاه قرمزي و بچه ننه» و صفهاي طولاني مردم بر در سينماهاي اكرانكننده اين فيلم باعث شد كه حوزه هنري بيش از پيش به وسوسه اكران اين فيلم بيفتد و سرانجام روز اول شهريورماه مدير سينما آزادي در جلسهي ويژهاي كه با شوراي صنفي نمايش داشت، توانست مشكل سينما «آزادي» و ساير سينماها و پرديسهاي شهرداري تهران و حوزهي هنري براي اكران فيلمهاي عيد فطر را حل كند و كلاهقرمزي را با خود به سينما آزادي و ساير سينماهاي يادشده ببرد. اما انگار قدم كلاه قرمزي خيلي مبارك و خير بود.
چند روز بعد و در چهارم شهريور ماه حمزهزاده، معاون هنري حوزه هنري كه بر سر اكران نكردن برخي فيلمها با سازمان سينمايي به توافق رسيده و قرار است حوزه كه در چند نوبت و به صورت محرمانه ليست فيلمهاي مشكلدار را به معاونت سينمايي بدهد.
روز گذشته هم كه وزير ارشاد با اشاره به تمام شدن دعواها اكران گفت است كه حتي در بعضي موارد خود ما هم مسئله اكران محدود فيلمها را داريم و برخي از فيلمها را به صورت گسترده در كشور نمايش نميدهيم. تا به اينجاي كار با اظهارات اخير وزير ارشاد ماراتون نفسگير دعواهاي حوزه هنري و سازمان سينمايي بالاخره به نقطه پايان رسيده و بايد نشست و ديد كه آيا مسئولان به جاي دعواهاي بيهوده و سليقهاي به ساماندهي وضعيت سينماي كشور در مقابل هجمهها ماهواره ميپردازند يا نه؟