پس از ناكامي دستگاههاي تصميمساز و جنگ رواني نظام سلطه در ممانعت از حضور سران و مسئولان ۱۴۰ كشور عضو و ناظر جنبش عدم تعهد در اجلاس تهران كه با تهديد نظامي رژيم صهيونيستي در حمله به ايران همراه بود، راهبرد آنان بر كماهميت نشان دادن اجلاس عدمتعهد و القاي بيتأثيري جنبش در روند تحولات جهاني متمركز گرديده است.
در همين راستا راديو فردا كه تا هفته قبل بر عدم حضور سران و وزراي خارجه در اجلاس تهران تأكيد ميكرد، روز گذشته با اعتراف به حضور چشمگير اعضا در اجلاس تهران كوشيد حضور سران كشورها و دبيركل سازمان ملل را در آن غير مهم جلوه داده و اجلاس جنبش را در حد يك باشگاه مشورتي و فاقد اهميت قلمداد كند. اين در حالي بود كه هفته قبل از آن سخنگوي وزارت خارجه امريكا بر عدم حضور بانكيمون در اين اجلاس تأكيد كرده بود.
پس از سازمان ملل متحد به عنوان بزرگترين سازمان بينالمللي كه البته به دليل حق وتوي اعضاي قدرتمند سازمان جايگاه خود را به عنوان يك نهاد بيطرف در مسائل جهاني از دست داده است، جنبش غيرمتعهدها را ميتوان فراگيرترين نهاد بينالمللي دانست كه مبتني بر اهداف اوليه تشكيل شد و اين ظرفيت را دارد كه به محوري در برابر فزونخواهي نظام سلطه تبديل شود و عرصهاي براي احقاق حقوق مستضعفان جهان در برابر مستكبران باشد.
اهداف اوليه جنبش عدم تعهد بر اصول ذيل استوار گرديده است: حمايت از حق تعيين سرنوشت، حاكميت و استقلال ملي و سرزميني كشورها، مخالفت با آپارتايد، عدم الحاق پيمانهاي نظامي چندجانبه، استقلال كشورهاي عضو از قدرتهاي بزرگ يا رقابتها و نفوذ بلوكبنديهاي سياسي، مبارزه عليه امپرياليسم، مبارزه عليه استعمار، استعمار جديد، نژادپرستي اشغال و تسلط خارجي، خلع سلاح، عدم دخالت در امور داخلي كشورها و همزيستي مسالمتآميز ميان ملتها و استفاده از زور در روابط بينالملل، تقويت سازمان ملل و دموكراتيزه نمودن روابط بينالملل، توسعه اقتصادي – اجتماعي و بازسازي سيستم اقتصادي بينالمللي و همچنين همكاريهاي بينالمللي در موقعيت برابر.
اما به رغم شعارها و اهداف اوليه عدم توفيق در تحقق آن را تاكنون ميتوان در عدم اراده جدي رؤساي اجلاس در گذشته، وجود برخي از اعضاي متعهد به نظام سلطه در جنبش و يا نبود ساز و كار قانوني و مورد توافق در جنبش دانست كه به نظر ميآيد اجلاس تهران اين ظرفيت را به ويژه در دوران سهساله رياست ايران بر جنبش دارد كه بتواند آن اهداف را محقق كند؛ اهدافي كه تحقق آن سد محكمي در برابر يكجانبهگرايي و سلطه امريكاييها و ديگر قدرتهاي غربي در جهان ايجاد خواهد كرد و شايد نگراني امريكاييها در برگزاري يك نشست موفق در تهران و پيگيري اهداف جنبش در سه سال آينده را بتوان متأثر از اين نقش دانست.
در همين زمينه خبرگزاري انگليسي رويترز، با توصيف اجلاس تهران به عنوان كودتاي ديپلماتيك تهران عليه طرح غرب براي انزواي ايران با ادعاي اينكه جنبش پس از دوران جنگ سرد و فروپاشي شوروي سابق دچار مشكلاتي شده است، اجلاس تهران را فرصتي براي احياي آن قلمداد ميكند.
اگرچه ممكن است به دليل برخي ساز و كارهاي بروكراتيك جنبش و تلاش برخي كشورهاي وابسته به نظام سلطه، پيگيري اهداف روشن جنبش در سه سال رياست ايران كمي دشوار به نظر برسد، اما تجربه گرانقدر ايران در طول سه دهه گذشته در مقابله با نظام سلطه، تجلي عملي آرمانهاي جنبش در ساز و كار سياسي نظام جمهوري اسلامي در عدم وابستگي به قدرتها و استقلال سياسي و اجتماعي مبارزه با امپرياليسم و نژادپرستي، حمايت از آرمان مقاومت مردم فلسطين، در كنار پيشرفتهاي علمي و صنعتي و... همگي ظرفيتهاي بالفعل و بالقوهاي را براي رياست تاريخي ايران بر اين جنبش فراهم ساخته است تا ايران بتواند اعتبار درخور و شايستهاي را براي جنبش عدم تعهد ايجاد كرده و آن را به محوري براي احقاق حقوق ملل مستضعف در برابر سلطهگران جهاني و ايادي منطقهاي آنها تبديل و در مهندسي آينده سياسي جهان جايگاه آن را تثبيت كند. در اين زمينه شايد برداشت روزنامه امريكايي نيويورك تايمز از اجلاس تهران به واقع نزديكتر باشد، آنگاه كه اجلاس تهران را «همايش اميد» دانسته كه ميتواند نقش مؤثري در افزايش صلح و ثبات در منطقه داشته باشد.