
گرچه نفس برگزاري اجلاس دليل روشني بر شكست تلاشهاي امريكاست، اما اين اجلاس فرصت گرانبهايي است براي جمهوري اسلامي تا اصليترين پيام انقلاب اسلامي را كه نفي نظام سلطه و حمايت از مستضعفين جهان است به گونهاي عمليتر و با نمايش حكومت جمهوري اسلامي به عنوان الگويي عملي از نظامي مستقل و غيروابسته به قدرتهاي جهاني براي دولتهايي كه قرار است به اين قدرتها غيرمتعهد باشند، به نمايش بگذارد. علاوه بر اين، اجلاس شانزدهم غيرمتعهدها كه هم اينك در تهران در حال برگزاري است، از ظرفيتهاي ويژهاي برخوردار است كه فرصتهاي ويژهاي را هم در اختيار جمهوري اسلامي قرار ميدهد.
ظرفيتهاي اجلاس شانزدهم عضويت بيش از ۱۲۰ كشور جهان در غيرمتعهدها كه اين اجلاس را به دومين نشست بينالمللي جهان پس از اجلاس سازمان ملل متحد تبديل كرده است، خود ظرفيت عظيمي براي ايران فراهم ميآورد كه روابط تجاري و سياسي خود را با اعضاي جنبشي كه ۵۵ درصد از جمعيت و ۲۵ درصد از اقتصاد جهان را تشكيل ميدهند، گسترش دهد.
ظرفيت ديگر اين اجلاس، از پي شكست سياستهاي امريكا در منطقه غرب آسيا به دست آمده است. در يك سال و نيم اخير، با رشد بيداري اسلامي در اين منطقه و فروپاشي حاكمان همپيمان امريكا و روي كار آمدن دولتهايي كه به هر روي وابستگيشان به غرب حداقل در زمينه ايدئوژيك كمتر از دولتهاي قبلي است، در واقع موضع جنبش عدم تعهدها مورد تقويت قرار گرفته است. به عنوان مثال در مصر كه رياست جنبش را هم بر عهده داشت، حالا به جاي حسني مباركي كه بدون هماهنگي با غرب، آب هم نمينوشيد، محمد مرسي از اخوانالمسلميني بر سر كار است كه شايد به قدر جمهوري اسلامي غيروابسته نباشد، اما به هر روي به قدر حسني مبارك هم غربزده نيست!
بحران اقتصادي غرب كه به عنوان يك مشكل جدي داخلي، قدرت نفوذ غرب در كشورهاي ديگر را كاهش داده از يك سو و پيشرفت اقتصادي كشورهاي امريكاي جنوبي و آسيا از سويي ديگر، روند عدم وابستگي كشورها به ايالات متحده را تقويت كرده است. كشورهايي كه ميتوانند روز به روز زمينههاي خودكفايي خود را گسترش داده و در عين حال به مقابله با نظام سلطه بپردازند و در واقع در اتحاد با يكديگر، يك محور جديد مقاومت براي مقابله با سلطه كشورهاي غربي ايجاد كنند.
مهمتر از همه آنچه برشمرديم، جنبش عدم تعهد با اعضاي پرتعداد خود، اين ظرفيت را دارد كه ساختار جديدي براي نظام جهاني تعريف كند؛ ساختاري كه با قدرت تسليحات نظامي و اقتصادي و با بهرهگيري از شانتاژهاي خبري و سودجويي از حقوق ناعادلانهاي همچون حق وتو و سوءاستفاده از حقوق بشرهاي تفسير به رأي شده، شكل نگرفته و اصالتاً بر مبناي صلح و عدالت باشد. ساختار جديدي كه بتواند به حق، ساختار ناعادلانه ي كنوني را نه تنها به چالش بكشد كه رسماً از اعتبار ساقط كند.
فرصتهاي پيش روي جمهوري اسلامي با بيان ظرفيتهايي كه اين اجلاس دارد، ميتوان فرصتهاي پيش روي جمهوري اسلامي را كمي ريزتر و دقيقتر پيش روي خود داشت. نخست آنكه ايران اسلامي به عنوان يك الگوي عملي عدم تعهد به قدرتهاي جهاني پيش روي دولتهايي قرار ميگيرد كه شايد به دليل برخي ضعفها از متعهد نبودن كامل و عملي به قدرتهاي نظام سلطه هراس دارند. سران غيرمتعهدها اين روزها با حضور در جغرافياي جمهوري اسلامي از نزديك با پيشرفتهاي اين سرزمين آشنا ميشوند؛ پيشرفتهاي سرزميني كه مردمش ۳۴ سال پيش در اوج عقب افتادگي كشورشان، مسير نه شرقي، نه غربي؛ جمهوري اسلامي را در پيش گرفتند. نشان دادن الگوي اسلامي و ايراني پيشرفت از نماي نزديك، در بطن خود، معرفي تفكري را دارد كه توانسته اين كشور را به اينجا برساند؛ يعني معرفي تفكر سياسي اسلام به عنوان تفكر موفق براي اداره نظامهاي سياسي.
در كنار اين آشناييها جمهوري اسلامي ميتواند مهمانان غيرمتعهد خود را با ابعاد مختلف فرهنگي، اجتماعي و سياسي انقلاب اسلامي آشنا سازد و نوعي اقبال براي بهرهمندي از دين در فضاي اجتماع به وجود آورد.
جمهوري اسلامي ايران با بيان مواضع اصولي خود و نيز تبيين سياستهاي اقتصادي و سياسي ناعادلانهاي كه عليه ايران اسلامي در طول ساليان گذشته توسط نظام سلطه اعمال شده است، ميتواند بخش اعظم جامعه جهاني را با خود همراه سازد. آنچنان كه پيش از اين نيز جنبش عدم تعهد اغلب از مواضع اصولي ايران در بحث فعاليتهاي صلح آميز هستهاياش دفاع كرده است. اين امر ميتواند روند شكست تحريمهاي غرب عليه ايران را سرعت ببخشد. ضمن آنكه اصل برگزاري اجلاس، خود يك فرصت اقتصادي است كه درآمد ملي جمهوري اسلامي را افزايش ميدهد.
علاوه بر اين فعالسازي بيش از پيش ديپلماسي ايران در عرصه جهاني با اين اجلاس و در حاشيه آن، امكانپذير خواهد بود كه سياست غرب در القاي انزواي ايران را با شكست مواجه ميكند.