کد خبر: 483257
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۳
سريع‌ترين جوان دونده بدون پاي جهان در المپيك لندن بار ديگر قدرت اراده انسان را به رخ كشيد
صالح سليماني
پيش از آنكه به سن يك سالگي برسد، دكترها جفت پاهايش را تا زير زانو قطع كردند. اكنون او از پاهاي مصنوعي براي راه رفتن و دويدن استفاده مي‌كند. خودش به شوخي مي‌گويد: خدا را شكر كه من باله كار نمي‌كنم. ولي كاري كه او انجام مي‌دهد دست كمي از باله ندارد. او مي‌دود. خيلي هم سريع مي‌دود. با بهره‌گيري از پاهاي مصنوعي كربن فيبري موسوم به Cheetah (يوزپلنگ). او ركوردهاي دو در مسابقات پارالمپيك بيجينگ چين (۲۰۰۸) را يكي پس از ديگري درو كرد و در مسابقه ۴۰۰ متر ملي در آفريقاي جنوبي دوم شد؛ در مسابقه‌اي كه شركت كننده‌هاي ديگر آن معلول جسمي نبودند. حضور در المپيك يكي از آرزوهاي ديرينه‌اش بوده ولي پيش از آغاز المپيك ۲۰۰۸، انجمن بين‌المللي فدراسيون دو‌و ميداني او را از شركت در اين مسابقات منع كرد. داورهاي اين انجمن عقيده داشتند كه پاهاي cheetah به او مزيت ناعادلانه‌اي مي‌دهند و حالت ارتجاعي تري نسبت به پاهاي انسان دارند. اسكار بعد از صدور رأي دادگاه با ناباوري مي‌گفت كه اين خيلي مسخره است. چگونه ممكن است پاهاي مصنوعي نسبت به پاهاي طبيعي انسان مزيت داشته باشد؟ ولي رأي دادگاهي ديگر در سوئيس كافي بود تا بليد رانر را به آرزويش برساند. اين دادگاه ورزشي سوئيسي با لغو ممنوعيت اعمال شده توسط فدراسيون دو و ميداني، مجوز حضور در المپيك را به او داد. چشمان خيس پر از شوقش پس از صدور رأي گوياي احوال خوشش بود ولي ديگر فرصتي براي گريه كردن نبود، او بايد خودش را به سرعت براي تيم ملي آفريقاي جنوبي آماده مي‌كرد ولي سرعت چيزي بود كه او به خوبي بلد بود. 

دونده‌اي كه جهاني را به وجد آورد
المپيك امسال جاذبه‌هاي زيادي داشت. در كنار سوپر استارهايي همچون اوسان بولت و مايكل فلپس، نگاه‌ها خيره «بليد رانر» هم بود. براي اولين بار در تاريخ بازي‌هاي المپيك، فردي معلول در رشته دو‌و‌ميداني شركت مي‌كرد؛ حضوري كه برخلاف تمامي حرف و حديث‌ها، تجربه جهاني شيريني را رقم زد. اولين باري كه من ديدمش به نظرم كمي ترسناك آمد. در نگاه اول، همه چيز عادي به نظر آمد ولي وقتي به پاهايش خيره شدم، آن چيزي را نديدم كه انتظارش را داشتم. مردي كه پايين تنه‌اي مكانيكي و بالا تنه‌اي كاملاً طبيعي دارد. شايد چيزي شبيه به موجودات فرا زميني. شايد. 

اين ترس سريعاً جايش را به دلسوزي داد. چرا نبايد همانند تمام دونده‌هاي ديگر پاهايي عادي داشته باشد؟ بيشتر كه دقت كردم اشتياق و هيجان را در چشمانش ديدم. با توجه به توضيحات مجري تلويزيوني متوجه شدم كه نخستين فردي است كه با پاهاي مصنوعي در مسابقات دو المپيك شركت مي‌كند. او موفق شده بود در پارالمپيك بيجينگ سه طلا- در دوي صد، دويست و چهارصد متر – به دست بياورد و در ادامه آنقدر موفق بوده است كه بتواند جواز حضور در اين مسابقات معتبر جهاني را به دست آورد و نماينده كشورش، آفريقاي جنوبي باشد، برخلاف المپيك ۲۰۰۸ كه از راهيابي به المپيك باز ماند. همين‌ها باعث شد تا تمامي مسابقاتش را دنبال كنم. انصافاً هم سريع بود. من را ياد ترميناتور مي‌انداخت. همان طور كه در فيلم ديده بودم خستگي ناپذير و مصمم بود. يك جورايي همه را درو مي‌كرد. در نهايت هم به نيمه نهايي رسيد و در آن مسابقه نفر آخر شد. ولي به نظر نمي‌رسيد كه برايش اهميت داشته باشد. پس از عبور از خط پايان با افتخار سرش را بالا گرفته بود و براي جمعيت از خود بيخود شده‌اي كه بي‌امان تشويقش مي‌كردند دست تكان مي‌داد. ركورد او در چهارصد متر ۴۴/۴۵ ثانيه است و تنها كمي با ركورددار اين رشته، مايكل جانسون امريكايي كه زمان ۴۹/۴۳ را به ثبت رسانده است اختلاف دارد. در ادامه نفر اول به سويش آمد و از او درخواست كرد تا لباس‌هاي ورزشي شان را با هم عوض كنند. او در صحبت با يك خبرنگار عنوان كرده بود كه اگر شما پيروزي را به دست آوريد، در حالي كه تمام توان تان را برايش نگذاشته باشيد، آن پيروزي ارزشمند نيست. ولي اين باخت از هر پيروزي ديگري برايم شيرين‌تر است زيرا هر چه در توانم بود گذاشتم. ديگر خبري از حس دلسوزي درونم نبود، تنها خودش و اراده به برندگي تيغش را تحسين مي‌كردم. 

آنچه بليد رانر براي گفتن دارد
براي نخستين بار در تاريخ، دونده‌اي با دو پاي مصنوعي به مصاف با دوندگاني با پاهاي بيولوژيكي مي‌رود، چه احساسي داري؟
حس غيرقابل توصيفي است. از كودكي آرزوي بودن در المپيك را در سر داشتم. خانواده‌ام به قدري غرق در ورزش بودند كه از همان كودكي من را به ورزش‌هايي مثل راگبي، واترپلو، كريكت، تنيس، كشتي، مسابقات سه‌گانه دو و ميداني و حتي بوكس مي‌فرستادند. اين روزها هميشه خنده بر لبانم است، به گونه‌اي كه ديگر لپ‌هايم درد گرفته اند! در المپيك بيجينگ هم بد شانسي آوردم و تنها ۱۵/۰ ثانيه كم آوردم بنابراين انگيزه زيادي دارم. به هر حال، من رژيم غذايي منظمي را دنبال كرده و سعي مي‌كنم استراحت كافي داشته باشم تا خوش بدرخشم. 

عده‌اي عقيده دارند كه تو متفاوت از باقي شركت‌كنندگان در المپيك هستي و بنابراين شرايط متفاوت است، در نتيجه نبايد جواز حضور در مسابقات را داشته باشي، نظر خودت چيست؟
همه ما بايد يك مسافت برابري را طي كنيم. اگر چه من به لحاظ ظاهري از ديگر شركت‌كنندگان متفاوتم، ولي كماكان از عضلاتم بهره مي‌گيرم. بايد تمرين كنم. بايد مراحل آماده‌سازي را پشت سر بگذارم. بايد بعضي چيزها را فداي موفقيتم كنم. پس من با آنان فرقي ندارم پاهاي مصنوعي از پاهاي طبيعي انسان‌ها سبك ترند، كه مزيت‌ها و زيان‌هاي خودش را دارد. حمل اين پاها در هوا راحت‌تر است ولي زنجيره جنبشي و طرز چرخش پاها به كارآمدي پاي انسان نيست. احساس زمين زير پاهايم با پاهاي طبيعي تفاوت بسياري دارد؛ چرا كه در نقطه‌ بسيار بالاتري حس تماس با زمين به من دست مي‌دهد. علاوه بر اين، پاهاي مصنوعي من توانايي انحراف و كج شدن ندارند چون طبعاً رباطي هم در پاهايم ندارم. شما مي‌توانيد بحث كنيد كه سبك بودن آن به من مزيت‌هايي را مي‌دهد، ولي در كنار آن مي‌توانيد به بحث بپردازيد كه همين سبك بودن مي‌تواند محدوديت‌هايي را نيز در بر داشته باشد. شما مي‌توانيد بگوييد كه اين پاها خستگي ناپذيرند ولي باز در كنار آن اين را نيز در نظر داشته باشيد كه خوني در آنها جريان ندارد كه خودش سر آغازي براي مباحث كلي و بعدي است. 

بعضي جنبه ايمني پاهاي مصنوعي را زير سؤال برده‌اند و مي‌گويند تو تنها مي‌تواني در مراحل ابتدايي موفق باشي، آيا همينطور است؟
من تجربه هيچ گونه تصادفي را نداشته‌ام. گاهي فكر مي‌كنم كه آيا تا به حال هيچ كدام از آنها مسابقه‌هاي من را ديده‌اند يا خير. تعجب مي‌كنم. سه هفته پيش در مسابقات قهرماني آفريقاي جنوبي شركت كردم و هيچ مشكلي نداشتم. بنابراين همان قدري كه براي من ايمن بوده‌اند، براي هر كس ديگري هم همين گونه خواهند بود. 

حمايت از تو به چه صورت بوده است؟
تيم خيلي خوبي دارم. همه حمايتم مي‌كنند و به من تمركز مي‌دهند. اردوي بسيار خوبي در ايتاليا داشتيم و همان طور كه پيش‌تر گفتم، برنامه منظمي دارم، بنابراين هم روحيه خوبي دارم و هم انگيزه بالايي. 

دليل موفقيتت را در چه چيزي مي‌داني؟
شما اگر چيزي را بخواهيد، هيچ چيز جلودارتان نخواهد بود. فكر مي‌كنم همه چيز بر مي‌گردد به اراده انسان و تمايلش براي كسب آنچه در دسترس او نيست. 

به نظرت فردا چه نتيجه‌اي را رقم مي‌زني؟
گفتنش سخت است. فردا نيمه نهايي است و همه رقيبانم سرسختند. تنها من براي اين روزها تلاش نكرده‌ام. بايد واقع‌بين بود، فكر مي‌كنم حتي اگر روز خوبم باشد، نتوانم به فينال بروم. هدف من نيمه نهايي بود كه اكنون به آن رسيده‌ام. ولي نمي‌گويم كه تلاشم را نمي‌كنم (مي‌خندد). تمام تلاشم را مي‌كنم. 

فناوري با كمي چاشني اراده
ناخود‌آگاه به اين موضوع فكر مي‌كنم كه آيا در كنار همه اميد و آرزوهايش به داشتن پاهايي طبيعي هم فكر مي‌كند؟ آرزو نداشت كه به دليل موفقيت‌هاي خودش به چشم بيايد نه به خاطر داشتن پاهايي از جنس كربن فيبر؟ در بخش‌هايي از صحبت‌هايش خواندم كه نداشتن معلوليت مطمئناً همه چيز را برايش راحت‌تر مي‌كرد ولي از اينكه در چنين موقعيتي قرار دارد احساس ناراحتي نمي‌كند چون مي‌تواند سطح آگاهي را در ميان همنوع‌هاي خود بالا ببرد. هر چيزي كه در دنيا توجه زيادي را با خود به همراه داشته باشد، تقسيم افكار را نتيجه خواهد داد. اين چيزي است كه من سال‌ها پيش به آن رسيدم. داشتن پا براي من مسئله‌ مهمي به حساب نمي‌آيد. بچه كه بودم، مادرم هر روز به برادرم مي‌گفت كفش‌هايش را بپوشد و به من مي‌گفت پاهايم را بپوشم تا مدرسه‌مان دير نشود. اين موضوع هيچ وقت مسئله‌ساز نبود. چيزي نبود كه به آن فكر كنم زيرا فكر كردن به نداشته‌ها انسان را به جايي نمي‌رساند و در غير اين صورت، هيچ گاه به جايگاه فعلي‌ام دست نمي‌يافتم. اين معلوليت چيزهاي زيادي را به من آموخته است. شايد اگر فيلم Forrest Gump (فارست گامپ) را ديده باشيد، كمي با قضيه احساسي برخورد كنيد مثل من. در اين فيلم، كارگردان كودكي با ناتواني جسمي را به تصوير مي‌كشد كه به دليل ضعف پاهايش، به كمك آتل راه مي‌رود. در ادامه او درگير ماجراهايي شده و متوجه سرعت خيره‌كننده‌اش در دويدن مي‌شود و در صحنه‌اي احساسي، شاهد باز شدن آتل پاهايش حين دويدن او مي‌شويم. بازيگر نقش اول اين فيلم تام هنكس در پايان به موفقيت‌هاي زيادي مي‌رسد و عضو تيم پينگ‌پنگ مي‌شود. 

آنچه انسان را تحت تأثير قرار مي‌دهد، اراده آدمي است. اراده‌اي كه هيچ چيز مگر خود انسان جلودارش نيست. اسكار با پاهايي از جنس كربن فيبر توانسته است به بالاترين آرزويش برسد. حتي قطع پاهايش كه حكم ستون‌هاي بدنش را دارد مانع از دستيابي به هدف والايش نمي‌شود. به نظر مي‌رسد كه فناوري با چاشني اراده آدمي غير قابل مهار باشد و در عوض بتواند افسار هر آنچه در اين كره خاكي و فراتر از آن است را در دست بگيرد. آيا آينده بشر به همين سو در حركت است؟ ممكن است فناوري بتواند هر غير ممكني را ممكن سازد و در آينده شاهد حضور پاهاي مصنوعي باشيم كه همانند پاهاي خودمان عمل مي‌كنند؟ آينده‌اي كه ديگر خبرهايي اينچنيني از سر سيري تيتر يك روزنامه‌ها را به خود اختصاص ندهد؟ يا اراده آدمي محدود است و بايد حقيقت تلخ وجود موجودات فرازميني را قبول كنيم؟ 

منابع:
www. london۲۰۱۲. blogs. nytimes. com
www. telegraph. co. uk
www. dailymail. co. uk
www. english. cntv. cn
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها