
جوان: همين موضوع باعث شد كه مسئولان به او اعتماد كنند و ساخت سريال ماه رمضان به تهيه كنندگي همسرش مجيد اوجي را به او بسپارند تا به عنوان اولين زن كارگرداني لقب بگيرد كه هدايت يك مجموعه مناسبتي را بر عهده داشت. هر چند كه هيچ يك از آثارهاي تلويزيوني نتوانستند نظر مخاطبان را به خود جلب كنند اما سام معتقد است كه ريشه اين مشكلات جدا از شبكههاي ماهوارهاي در باز نبودن دست سازندگان در پرداخت به سوژههاي مختلف است. گفتوگوي مفصل ما را با او در ذيل ميخوانيد.
شما مدتهاست كه به عنوان بازيگر و نويسنده فعاليت ميكنيد اما خب بعد از هدايت سريال سه قسمتي «راز و نياز» براي دومين بار در مقام كارگردان قرار گرفتيد و سريال مناسبتي «راز پنهان» را ساختيد؛ چه شد كه تصميم به اين كار گرفتيد؟
سال گذشته همانطور كه خودتان هم به آن اشاره كرديد سريال سه قسمتي «راز و نياز» را براي شبهاي قدر ساختيم و خب خوشبختانه اين اثر با استقبال مخاطبان مواجه شد و همين موضوع هم باعث شد كه مسئولان صدا و سيما نظرشان نسبت به عملكرد من جلب شود؛ بعد از آنكه فيلمنامه «راز پنهان» را به آنها ارائه كردم به من پيشنهاد دادند كه خودم كار ساخت آن را بر عهده بگيرم. واقعاً از اين اعتمادي كه به من داشتند سپاسگزارم؛ چرا كه توانستم تواناييهايم را در اين زمينه بسنجم.
در اين زمينه پس حسابي شانس آورديد؛ چرا كه سازمان يكي از بهترين فرصتهايش را در اختيار شما قرار داد زيرا معمولاً سريالهاي ماه رمضان بيشترين حجم مخاطب را به دنبال دارد.
بله. من خودم هم نسبت به اين موضوع آگاهي داشتم چرا كه همواره دوست داشتم در اين زمان سريالي را روي آنتن داشته باشم زيرا در ماه رمضان سالهاست كه مردم عادت كردهاند بعد از افطار سريال ببينند و خب از اين جهت ما اين ايام را بايد دوره طلايي بدانيم.
البته شما ريسك زياي را هم پذيرفتيد؛ چراكه اگر عملكرد قابل قبولي را در اين دوران كه به شدت زير ذرهبين هستيد نداشتيد ممكن بود تواناييتان را در زمينه كارگرداني كاملاً زير سؤال ببريد و شانس خودتان را در اين باره از دست بدهيد.
در هر حال ريسك جزوي از كار ما محسوب ميشود حالا در مقطعي پررنگتر و در مقطعي كمرنگتر.... من زماني كه شروع به انجام دادن اين كار كردم سعي كردم به حاشيه آن فكر نكنم و فارغ از شرايط رقابتي تنها به كيفيت كار فكر كنم.
يعني شما هم به اين موضوع معتقديد كه در كارهاي مناسبتي رقابت شديدي بين سازندهها وجود دارد؟
بله و فكر نميكنم اين موضوع بر كسي پوشيده باشد. البته من با نفس رقابت كردن مخالف نيستم؛ اتفاقاً طرفدار رقابت سالم هم هستم اما متأسفانه رقابتهاي ما به نوعي با تخريب همراه شده است، يعني فردي اگر بخواهد كارش را بهتر نشان دهد به جاي تمركز روي كار خودش سعي ميكند كار ديگران را زير سؤال ببرد كه البته اين موضوع هم جز ايجاد حاشيه و افت سطح كيفي خود فايدهاي ندارد.
برخي معتقدند كارگرداني كه نويسندگي يك اثر را بر عهده دارد به دليل اشراف كاملش نسبت به فضاي قصه راحتتر ميتواند آن را به تصوير بكشد.
موضوعي كه شما به آن اشاره ميكنيد همواره جزو دغدغههاي من بوده است و بارها به آن اشاره كردهام. به نظرم اين يكي بودن باعث ميشود كه شما راحتتر بتوانيد آن چيزي را كه در ذهن داريد به تصوير بكشيد.
در چند سال اخير با وجود امكاناتي كه به لحاظ فضاي زماني در اختيار سازندگان قرار دارد، آنها نميتوانند از موقعيت موجود استفاده و مخاطبان را با خود همراه كنند.
سالهاست اين مشكل گريبانگير آثار صدا و سيما شده است و شما صرفاً نميتوانيد بگوييد كه مثلاً فلان سريال نتوانسته مخاطبان را جذب كند؛ چرا كه از وقتي شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان به راه افتادهاند و به موازات آن «ديويدي» جديدترين سريالهاي معروف خارجي در اختيار مردم قرار دارد در آن شرايط خب عدهاي از مردم كه اكثرشان هم جوانها هستند ترجيح ميدهند تماشاگر آن دسته از آثار باشند.
ولي خب به نظر اين موضوع بيشتر شبيه به يك بهانه است چراكه نميتوان دست روي دست گذاشت و صرفاً همه چيز را گردن اين مشكل انداخت.
من وقتي اين موضوع را مطرح كردم منظورم اين نبود كه بخواهم اين مشكل را گردن كسي بيندازم بلكه در مقابل چرايي شما طرح مسئله كردم. منتها ما براي اين معضل بايد دست به يك اقدام زير بنايي بزنيم؛ همه ما از مسئولان گرفته تا سازندگان بايد به فكر انجام يك كار فرهنگي باشيم و اين كار فرهنگي را هم بايد به شكل زيربنايي انجام دهيم. مخاطبانمان را پس بگيريم و آنها را بار ديگر با تلويزيون آشتي دهيم.
به نظر شما چطور ميتوان مخاطبان را پس گرفت؟
در سالهاي اخير به جاي آنكه خط قرمزهاي ما در ساخت كمتر شود هر روز بيشتر ميشود. ما ديگر بسياري از كارهايي را كه در گذشته ميساختيم در شرايط كنوني حتي نميتوانيم براي ساخت طرح آن را ارائه كنيم. در هر حال اگر ما خواهان رقابت با شبكههاي ماهوارهاي هستيم با حفظ شرايط و موازين بايد خط قرمزهايمان را عقب ببريم تا بتوانيم به سوژههاي مختلف به گونهاي جديد بپردازيم.
برخي معتقدند كه در چند سال اخير مسئولين تلويزيون نسبت به انتخاب كارگردانها چندان هوشيار عمل نكردهاند و بيشتر به صرف روابط كارگردانها را انتخاب ميكنند.
من فكر نميكنم مسئولان تلويزيون هيچگاه به اين سادگي عملكردشان را زير سوال ببرند؛ چرا كه ساخت آثار خوب در كارنامه كاري آنها يك امتياز مثبت محسوب ميشود.
اما اين انتقاد نسبت به شخص شما هم به وفور انجام شد؛ برخي ميگفتند شما صرفاً چون همسر مجيد اوجي هستيد توانستيد كارگرداني اين كار را برعهده بگيريد در حالي كه در كارنامه هنريتان تجربه كافي در اين زمينه نداريد؟
اين انتقادها اتفاقاً به گوش خودم هم رسيد و در گفتوگوي ديگري هم كه با يكي از نشريهها داشتم اين موضوع را مطرح كردم كه متأسفانه بعضي از افراد بدون داشتن اطلاعات كافي به نقد پيرامون اين موضوع ميپردازند؛ اينكه ميگويند من صرفاً با همسرم كار ميكنم يا به پشتوانه حمايت او كار من در ايام ماه رمضان روي آنتن رفت فكر نميكنم قضاوت منصفانهاي باشد چون اگر اين همكاري وجود دارد جدا از مسائل خانوادگي ريشه در اعتماد و شناختي است كه بين ما قراردارد. ايشان در كار آدم بيتمارضي هستند و مطمئن باشيد اگر نسبت به كيفيت كاري اطمينان نداشته باشند هرگز آن را جلوي دوربين نميبرند، در هر حال من قبل از ساخت سريال قبليام و البته راز پنهان تجربه چند دستيار كارگرداني را داشتم منتها به خواست خودم اسمم در تيتراژ نخورد.
قصه شما در مورد «فراموشي» است؛ سوژهاي كه تازگي ندارد اما همچنان در تمام دنيا به گونههاي مختلف به آن ميپردازند. شما چطور شد كه اين سوژه را هدف قرار داديد؟
من از زماني كه دانشجوي تئاتر بودم دغدغه نوشتن اثري با اين موضوع را داشتم؛ چرا كه نمايشنامهاي را با نام «مسافر بيتوشه» خوانده بودم كه كاراكتر اصلي آن دچار فراموشي شده بود. اين ايده همچنان در تمام اين سالها به دنبالم بود تا سرانجام توانستم آن را به روي كاغذ بياورم.
نكته جالبي كه در سريال شما وجود داشت اين بود كه شما سعي داشتيد در اثرتان هيچ فردي را سفيد و جدا از گناه نشان ندهيد و به نوعي جايزالخطا بودن انسان را به تصوير بكشيد؟
كلاً من با سياه و سفيد نشان دادن آدمها رابطه خوبي ندارم و فكر ميكنم اين تعبير اشتباهي است كه ما بخواهيم آنها را دسته بندي كنيم و در قالب خاصي قرار دهيم. در هر حال من ميخواستم در قصهام نشان دهم كه با وجود همه مشكلاتي كه بر سر راه ما انسانها وجود دارد اما به ما قدرت تغيير هم داده شده است و ما هر وقت كه اراده كنيم ميتوانيم مسير زندگيمان را تغيير دهيم.
شما در قصهتان به مقوله گناه بسيار پرداختيد و البته سعي داشتيد به نوعي به اين موضوع اشاره كنيد كه گناه عملي صرفاً فردي نيست و ميتواند روي جامعه اثرگذار باشد؟
خيلي خوشحالم كه به اين نكته اشاره كرديد؛ چرا كه من دقيقاً ميخواستم در قصهام تلنگري به ديدگاه اشتباهي كه در جامعه رواج پيدا كرده است بزنم؛ اينكه برخي گناه را صرفاً يك عمل فردي ميدانند و معتقدند هر كس را در گور خودش ميگذارند در حالي كه يك گناه ميتواند تأثير اجتماعي داشته باشد.
شما در انتخاب بازيگران سريالتان دست به نوعي ريسك زديد؛ چرا كه قهرمان اصلي قصهتان را به يك بازيگر توانا اما كمآشنا سپرديد. دليل اين موضوع چه بود؟
من خيلي روي انتخاب بازيگري كه قرار بود نقش «جلال» را بازي كند فكر كردم و با توجه به قصهاي كه در جريان بود ميخواستم فردي كه اين نقش را بازي ميكند چندان پركارنباشد تا مخاطب بتواند او را در قالب جديد بپذيرد. تواناييهاي او براي من نسبت به هر چيز ديگري در اولويت قرار داشت به همين خاطر سراغ عليرضا جلالي تبار رفتم. من به تواناييهاي او باور داشتم و خوشحالم كه از پس نقش هم برآمده است.
الهام حميدي سالهاست كه در نقش دختران معصوم و آثار تاريخي ديده ميشود اما شما به خوبي توانستيد يك بازي سرد و بيروح از او بگيريد.
بله، براي نقش ماهرخ هم با بازي الهام حميدي براي من آن چيزي كه در اولويت قرار داشت ارائه يك بازي سرد بود. من ميخواستم مخاطب دائم از خودش بپرسد اين زن چرا آنقدر نسبت به بيماري همسرش سرد است و خب رفتهرفته متوجه شود علت اين سردي و بيتفاوتي در اين است كه او از همسرش جدا شده است. در هر حال اين نقش ميتوانست براي الهام حميدي يك محك جدي باشد كه به خوبي توانستند اين كاراكتر را ارائه كنند.
يكي از انتقادهايي كه به اين سريال ميشد به نحوه دكوپاژ آن بود؛ بعضيها معتقد بودند شما صحنهها را بيش از حد ساده برداشت ميكرديد.
اين نوع دكوپاژ ساده كه برگرفته از زندگي عادي مردم است كاملاً عامدانه بوده، چرا كه چيدن يك دكوپاژ آنچناني و قاب بنديهاي عجيب و غريب كه اين روزها حسابي روي بورس است كاري ندارد؛ منتها حواس مخاطب را از محيط قصه پرت ميكند به همين خاطر من عامدانه نميخواستم وارد اين فضا سازيها شوم.
به عنوان سؤال آخر، ما باز هم شما را در مقام كارگردان خواهيم ديد؟
همه چيز بستگي به شرايط پيش رو دارد اما اگر اتفاقات خوب رقم بخورد چرا كه نه...
مجيد اوجي از تهيهكنندههاي مطرح تلويزيون محسوب ميشود. او امسال بنا به پيشنهاد مسئولان صدا و سيما سريال «راز پنهان» را براي شبكه يك تدارك ديد و كارگرداني آن را هم به همسرش سپرد. اين اقدام او حواشي بسياري را در پي داشت به گونهاي كه بسياري او را متهم به پارتيبازي كردند. هر چند كه خود او منكر اين قضيه شد و گفت او همسرش را بر اساس تواناييهايش انتخاب كرده است و اين موضوع هيچ ارتباطي به روابط خانوادگي آنها ندارد. او معتقد است كه بايد به زنهاي كارگردان اعتماد كرد و حضور آنها را در اين قضيه غنيمت شمرد؛ چرا كه نيمي از افراد جامعه ما را زنان تشكيل ميدهند وبايد اجازه داد آنها هم از ديد خودشان قصهها را روايت كنند. باقي حرفها را در ذيل از زبان خودش بخوانيد.
ساخت سريالهاي مناسبتي در طول سالهاي اخير در دست عدهاي خاص است و در اين ميان البته خانمهاي كارگردان جايگاهي نداشتند. از اينكه همسرتان توانست كاري با اين ويژگي را جلوي دوربين ببرد تا چه حد حمايت كرديد؟
همواره من موافق فعاليت خانمها در همه زمينهها هستم و معتقدم كه هرجا آنها حضور پيدا كنند نگاه خاص خودشان را كه توأم با نوعي ظرافت هست با خودشان همراه ميكنند به همين دليل جاي خالي آنها در عرصه سريالسازي كاملاً احساس ميشد؛ چرا كه هدايت اكثر آنها بر عهده مردهاست. در حالي كه بيش از نيمي از جمعيت جامعه ما را زنها تشكيل ميدهند و خب قطعاً شيوهاي كه آنها قصه را براي مخاطبان روايت ميكنند براي مردم ميتواند بسيار جذاب باشد؛ به همين خاطر من نه تنها از حضور همسرم در اين عرصه بلكه از حضور خانمهاي ديگر هم حمايت ميكنم و آن را رمز موفقيت مجموعههاي تلويزيوني ميدانم.
آقاي اوجي! در چند سال اخير شما يك پاي ثابت ساخت آثار تلويزيوني بوديد كه البته نويسندگي اكثر كارهاي شما هم بر عهده همسرتان بوده است همين موضوع هم باعث شده كه برخي دست به شايعهسازي در مورد شما بزنند مثل اينكه در اين باره شما پارتيبازي ميكنيد يا...؟
سالهاست كه من در تلويزيون كار سريالسازي را انجام ميدهم. در طول اين مدت هم تهيهكنندگي آثار مختلفي را در زمانهاي متفاوت بر عهده داشتم اما چيزي كه براي من در طول مدتي كه مشغول به فعاليت بودم مهم بوده اين است كه روي كيفيت كارهايم همواره تأكيد زيادي داشتم و سعي ميكردم افراد را براساس شايستگيهايشان انتخاب كنم. فلورا سام هم به لحاظ بازيگري و هم نويسندگي چهره نام آشنايي هستند و كمتر كسي است كه به توانايي ايشان در اين زمينه شكي داشته باشد. اما در مورد همكاريمان بايد بگويم من به توانايي ايشان اطمينان داشتم و صرفاً به خاطر تواناييشان اين كار را به او سپردم.
البته سريال شما براي ايام ماه رمضان تدارك ديده نشده بود اما به دليل فضاي قصه در نهايت در اين ايام پخش شد. به نظرتان تفاوت كار در ايام ماه رمضان با ساير زمانهاي مناسبتي در چيست؟
ما در زمانهاي خاصي از پيك مخاطبان برخوردار هستيم كه البته اوج آن در ماه رمضان است؛ بركتي كه دراين ايام وجود دارد باعث ميشود سريالها هم بيشتر ديده شوند، من از ميان زمانهاي مختلفي كه براي تلويزيون سريال ساختم علاقه ويژهاي به ماه رمضان دارم. در مورد پخش سريال «راز پنهان» هم بايد بگويم كه ما ابتدا اين سريال را براي اين ايام تدارك نديده بوديم اما به دليل محتواي معناگرايي كه داشت مسئولان نظرشان اين بود كه اين اثر در ايام ماه رمضان پخش شود و پخش آن هم خوشبختانه با اقبال مواجه شد.
شما در اين سريالتان در مقام طراح صحنه هم ظاهر شديد. اين موضوع به خاطر صرفهجويي در هزينهها بود يا علت ديگري در برداشت؟
نه اصلاً بحث صرفهجويي هزينهها يا ... نبود؛ تجربه طراحي صحنه و لباس را در كارنامه هنريام دارم و اتفاقاً جزو افرادي هستم كه روي اين موضوع بسيار حساس هستم؛ چرا كه اعتقاد دارم تأثير زيادي را روي باورپذيري كار ميگذارد. در ابتدا ما با يكي از دوستان پيرامون طراحي صحنه و لباس صحبت كرديم اما مشكلاتي براي ايشان رخ داد كه مانع از همكاريشان شد من هم براي آنكه كار عقب نيفتد تصميم گرفتم خودم مسئوليت اين كار را بر عهده بگيرم.
يكي از ويژگيهاي شما در حين كار اين است كه به شدت چهره محور هستيد و حتي نقشهاي فرعيتان را هم به بازيگران مطرح ميسپاريد.
من معتقدم هر شغلي احتياج به افراد حرفهاي آن كار دارد و نميتوانيد فردي را كه در اين عرصه آموزش نديده را براي آن برگزينيد. من حاضر نيستم بازيگري را از خيابان به خاطر صرفهجويي در هزينهها انتخاب كنم؛ ترجيح ميدهم در هر كاري اهل فن آن را انتخاب كنم به همين خاطر از بازيگران چهره براي آن كار استفاده ميكنم.
معمولاً يكي از اشكالهاي سريالهاي مناسبتي شتابزدگي درساخت آنهاست اما خب حسن سريال شما اين بود كه توانستيد در شرايط و زمان مناسب آن را بسازيد؛ اين موضوع چه تأثيري در روند كاري شما داشت؟
بله، متأسفانه ما آنطور كه بايد برنامهريزي درستي براي توليد آثار مناسبتي نداريم و معمولاً در يك زمان كوتاه اين انتظار ميرود كه كار را به پخش برسانيم غافل از اينكه اين فشردگي زماني به كار آسيب ميرساند و باعث نميشود كه شما تفكراتي كه در ذهن داريد را كاملاً به مرحله اجرا برسانيد چون دائم بايد نگران اين باشيد كه وقت تراشي نكنيد اما خب ما چون از سال گذشته اين كار را كليد زده بوديم به همين خاطر استرس و اضطراب معمول را نداشتيم و با فراغ بال هر آنچه ميخواستيم و حس ميكرديم به ديده شدن كار كمك ميكند را اجرا كرديم و فكر ميكنيم از اين جهت حسابي شانس آورديم.
سريال شما امسال در يك كورس رقابتي قرار گرفت و خب اگر برترياي نسبت به اين رقابتها نداشت از آنها عقب هم نماند؛ نظرتان راجع به رقابتهاي اينچنيني چيست؟
بله، متأسفانه فرهنگ رقابتي به بدترين شكل ممكن بين سازندهها رواج پيدا كرده است، نقش رقابت شايد به خودي خودش بد نباشد اما متأسفانه بيش از هر چيز ديگري ما به برنده شدن در رقابت فكر ميكنيم و اينكه سريالمان بتواند از بقيه پيشي بگيرد، در حالي كه به نظر من آن چيزي كه بيش از برنده شدن اهميت دارد اثرگذاري روي مخاطب است و اينكه شما بتوانيد آن چيزي كه مد نظرتان است به بهترين شكل ممكن به مخاطب ارائه كنيد. به خاطر همين موضوع هم است كه هيچگاه به اين مسئله فكر نميكنم كه اول يا آخر شدهام. براي من مهم كيفيت سريالي است كه توليد ميكنم تا بتواند پيامي را كه دارد به مخاطب منتقل كند. در هر حال من اين سبك رقابت را به نفع تلويزيون و در نهايت مردم نميدانم.
در سالهاي اخير ما شاهد ريزش مخاطبان در سطح وسيعي هستيم و هيچ يك از آثار نتوانستند مخاطبان را آنطور كه بايد جذب كنند. به نظر شما ريشه اين موضوع در چيست و براي مقابله با آن چه كاري را بايد در پيش گرفت؟
به نظر من يكي از عمدهترين ضعفهايي كه در سريالسازي داريم نداشتن فيلمنامه مناسب است؛ چرا كه يك قصه خوب است كه پايههاي ساخت يك اثر را كليد ميزند ولي خب متأسفانه ما در زمينه نگارش فيلمنامههاي خوب ضعف داريم و اكثر كارهايي كه به رشته تحرير در ميآيد در بطن خود نوعي تكرار را به همراه دارد. بخشي از اين موضوع به اين خاطر است كه نويسندگان ما امنيت شغلي ندارند، مدام بايد سر كار به طور همزمان حضور داشته باشند. طبيعي است كه در چنين شرايطي فرد قدرت خلاقيت خود را از دست ميدهد و به نوعي سريكاري دچار ميشود، ما بايد ابتدا شرايط كاري را براي نويسندگان در نظر بگيريم بعد از آنها توقع داشته باشيم.
يعني شما تنها مشكل ما را در زمينه ضعف سريالسازي نداشتن فيلمنامه خوب ميدانيد و فكر ميكنيد ما در ساير موارد با مشكل خاصي مواجه نيستيم؟
نه، قطعاً اينطور نيست، بايد از سريالسازهايمان در حد بضاعتشان انتظار داشته باشيم و نبايد آنها را با همتاهايشان در كشورهاي مطرح بسنجيم، چون امكانات آنها در زمينه ساخت يك مجموعه تلويزيوني به هيچ عنوان با ما قابل مقايسه نيست. دست آنها در پرداخت قصه و امكانات توليد بسيار باز است در حالي كه كارگردانهاي ما با مشكلات بسياري مواجه هستند. بالاخره ما بايد سطح توقعمان را منطقي كنيم يا اگر خواهان يك كار قوي هستيم امكانات آنچناني را هم در اختيار آنها قرار دهيم. در هر حال اين شرايط مانند اين است كه ما بخواهيم تيم ايران در رقابتهاي المپيك مقام اول را كسب كند بالاخره چنين امري بدون برنامهريزي و حمايت آن هم در كوتاه مدت شدني نيست.
اگر اشتباه نكنم سريال شما بسيار پرلوكيشن بود و بيش از ۵۰ لوكيشن را در اختيار داشتيد؟
ما دقيقاً در ۷۰ لوكيشن فيلمبرداري داشتيم؛ عمدهترين دليلش هم اين بود كه ما ميخواستيم كار از حالت يكنواختي خارج شود و تمام اتفاقات تنها در جاهايي خاص رخ ندهد. همين موضوع باعث شد كه زمان زيادي را صرف پيدا كردن لوكيشن كنيم چون ما به لحاظ داشتن مكانهاي فيلمبرداري به شدت در مضيقه هستيم و اكثر خيابان و ساختمانهايي كه در فيلمبرداري از آنها استفاده ميكنيم دچار نوعي تكرار شدهاند و حتي براي يك مخاطب عادي هم به راحتي قابل شناسايي است؛ همين موضوع سبب شد كه ما بخواهيم از همه توان استفاده كنيم تا به كمك طراحي صحنه فضايي جديد و متفاوت را به مخاطبان نشان دهيم و فكر ميكنم تا حد زيادي هم توانستيم در اين امر موفق ظاهر شويم.
در طول اين مدت خودتان هم فرصت كرديد ديگر سريالها را ببينيد و اگر بله به نظرتان سطح كيفي آنها به چه شكل بود؟
تا حدي اين برنامهريزي را ايجاد كردم و سريال «چمدان» و «خداحافظ بچه» را ديدم. به نظرم همكارهاي من هم همه تلاششان را به كار بستهاند و عملكرد قابل دفاعي را از خود ارائه دادهاند. خوشحالم كه با ساخت آثاري از اين دست آمار مخاطبان ماهوارهاي كاهش پيدا كرده است. در هر حال اگر ما نقدي را هم نسبت به يكديگر داريم بايد ارشاد كننده باشد نه تخريبكننده.
پس شما فكر ميكنيد اين سريالها توانستند با آثار ماهوارهاي رقابت كنند؟
تا حد زيادي بله، شما اگر يك آمار كوچك هم در اين زمينه بگيريد متوجه خواهيد شد مخاطب آنها در آن زمان به شدت كاهش پيدا كرده و به سمت آثار تلويزيوني آمده است.