داشتن هدفهاي مشترك يكي از دلايل مهمي است كه باعث ايجاد انگيزه تعدادي از كشورها ميشود تا در راستاي تأمين منافع خود، اقدام به تشكيل سازمان يا اتحاديهاي نمايند. اهداف يك سازمان در واقع قلمرو و فعاليت آن سازمان را مشخص ميسازد. از اين رو ميتوان گفت، سازمانها براساس اهداف خود به دو دسته بزرگ سازمانهاي بينالمللي با اهداف عام و سازمانهاي بينالمللي با اهداف خاص تقسيم ميشوند.
مهمترين و بزرگترين سازماني كه اهداف عام و وسيعي را دنبال ميكند، سازمان ملل متحد است ولي سازمانهاي بينالمللي با اهداف خاص بسيارند و اينگونه سازمانها را ميتوان برحسب اهداف نظامي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي كه دنبال ميكنند، تقسيمبندي كرد.
جالب آنكه امروزه در ميان بيش از ۷۰ سازمان قابل توجه در جهان، سازمان كشورهاي اسلامي يا همان سازمان كنفرانس اسلامي تنها سازماني است كه با اهداف سياسي اساسنامه خود را تدوين كرده و بيشترين عضو را پس از سازمان ملل متحد صرفنظر از مجموعههايي همچون جنبش عدم تعهد كه ساختار سازماني ندارند، به خود اختصاص داده است.
سازماني با ۵۷ عضو، بزرگترين ظرفيت براي اعمال سياست هاي تدوين شده است. پس سازماني كه نزديك به يك چهارم كشورهاي جهان را شامل ميشود ميتواند اقدامات در خور توجهي را در سطح نظام بينالملل و منطقه تحت پوشش خود انجام دهد اما صد افسوس با وجود آنكه اين سازمان در سال ۱۹۶۹ با اهداف متعالي پاي به عرصه نهاد، تاكنون به جهت وابستگي برخي كشورهاي عضو به قدرتهاي بزرگ يا تمكين در مقابل خواستههاي ناحق رژيم صهيونيستي نتوانسته به اهداف خود نائل آيد. اين در حالي است كه اين سازمان با اهداف و شعارهايي همچون حمايت از مردم فلسطين در مقابل تهاجم رژيم صهيونيستي به طور رسمي پس از جنگ ششروزه اعراب اسرائيل پايهگذاري شد.
اكنون با مرور عملكرد اين سازمان در قضيه فلسطين، اينگونه به نظر ميرسد كه اين سازمان نتوانسته از كارايي و قابليت مناسبي در حل مسائل و مشكلات اين بخش از جهان اسلام برخوردار باشد. شايد كمتر سازماني را بتوان سراغ گرفت كه با بيش از چهار دهه فعاليت نتوانسته باشد حتي به بخشي از تعهدات و قطعنامههاي صادره خود جامه عمل بپوشاند.
امروز نيز در حالي عربستان ميزبان برگزاري اجلاس سازمان كشورهاي اسلامي شده است كه اولاً با بيتفاوتي از كنار آرمانهاي اوليه اين سازمان كه همانا آرمان بزرگ آزادسازي سرزمين فلسطين و قدس شريف است عدول كرده است و وقيحانهتر اينكه همه توان خويش و برخي اعضاي اين سازمان همچون تركيه و قطر را به كار گرفته تا عضو ديگر اين سازمان كه همواره در كنار ملت فلسطين و مرهم آلام و رنجهاي اين ملت زجر كشيده بوده است را با اقدامات تروريستي از گردونه حمايت از مقاومت خارج كند. امروز بايد از عربستان پرسيد مقابله با سوريه با كدام منشور و اساسنامه اين سازمان همخواني دارد.
مگر نه آنكه سازمان كنفرانس اسلامي در منشور خود به صراحت آورده است «از مبارزه مردم فلسطين حمايت كرده و براي بازيافتن حقوق و آزادسازي سرزمين فلسطينيان كمك كند». امروز چرا بايد ملت سوريه تاوان خوش رقصي برخي اعضاي اين سازمان را كه هيچ قرابتي با آرمانهاي مقاومت و ملت فلسطين ندارد، بپردازند. همچنين در قطعنامههاي مختلفي كه از اولين اجلاسهاي اين سازمان تاكنون صادر شده است،مسئله فلسطين و تحريم اقتصادي و نظامي رژيم اشغالگر قدس بيشترين حجم را به خود اختصاص داده است ولي در عين حال همواره مورد بيتوجهي برخي شيوخ بيتعهد قرار گرفته است. در حالي جمهوري اسلامي خواستار قطع رابطه كشورهاي اسلامي با رژيم صهيونيستي است كه برخي از اين كشورها در حد گسترده با اين رژيم ارتباط سياسي، نظامي و اقتصادي دارند.
در ساليان اخير به ويژه پس از تحولات اخير و بيداري اسلامي و فرياد رهايي از يوغ صهيونيستها، شاهد همكاري اطلاعاتي ـ نظامي تركيه با اسرائيل و برگزاري مانورهاي مشترك بودهايم. آنچنانكه افسران اطلاعاتي اسرائيل در داخل خاك تركيه، تروريستهاي سوريه را آموزش ميدهند و آنها را براي ايجاد ناامني و كشتار مردم مظلوم سوريه كه عضو فعالي از سازمان كشورهاي اسلامي است، آماده ميكنند و وقيحانه نتانياهو، رئيس دولت رژيم صهيونيستي از اوباما ميخواهد كه به عربستان، تركيه و ديگر كشورهاي عضو سازمان كشورهاي اسلامي و دنياي عرب فشار وارد كند تا آنها ارتش مستقلي را براي حمله به سوريه و سقوط دولت سوريه سازماندهي كنند.
اين در حالي است كه اين سازمان آمده بود كه از ظرفيتهاي كشورهاي اسلامي براي ريشهكني دولت غاصب و اشغالگر صهيونيستي استفاده كند. رفتاري كه امروز از سوي برخي اعضاي اين سازمان به ويژه اعضايي كه داعيه هدايت اين سازمان را دارند، شاهد هستيم، درست عكس آن چيزي است كه اين سازمان براي اهداف آن اعلام موجوديت كرده است.
اجلاس مكه فرصت مناسبي است براي كشورهايي همچون ايران، عراق، سوريه و برخي كشورهاي دوست سوريه كه با حضور در نشست تهران در هفته گذشته ثابت كردند همواره پايبند به آرمان ملت فلسطين و منشور و اساسنامه سازمان كشورهاي اسلامي هستند. اين كشورها ميتوانند با فشار به دولتهاي عدول كننده از آرمان و اهداف اين سازمان، بار ديگر توجه جامعه جهاني به ويژه كشورهاي مسلمان را به فلسطين و ظلمهايي كه بر ملت سوريه و جريان مقاومت ضد رژيم صهيونيستي وارد ميشود، جلب كنند.
هر چند اميدي به جريان صهيونيستي درون اين سازمان نيست چرا كه وقتي گوشت و پوست سران كشورهاي عربستان، قطر، امارات، بحرين، كويت، تركيه و.... ممزوج با لاشههاي رژيم صهيونيستي است، ديگر نميتوان انتظار داشت آنها مدافع حقوق ملت فلسطين بوده و از كشورها و دولتهايي كه مدافع آرمان بلند ملت مظلوم فلسطين هستند، دفاع كنند.
اين ميشود كه سوريه مدافع سرسخت مقاومت و ملت فلسطين در اولين روز برگزاري اجلاس مكه بايد از عضويت اين سازمان معلق گرديده و به جاي آن رژيم غاصب صهيونيستي كه اين سازمان براي مبارزه با آن تشكيل شده است به عضويت جديد آن در آيد.