
باز هم زلزله، باز هم ويراني و باز هم جان باختن تعدادي از هموطنان عزيز.
كشور ايران بهدليل قرار گرفتن بر روي گسلهاي فعال، همواره در طول تاريخ مورد قهر طبيعت قرار گرفته و هربار در گوشهاي از خاك ميهن با وقوع زلزلههاي ريز و درشت، تعدادي از هموطنان گرفتار خشم طبيعت شده و جان خود را از دست دادهاند. آخرين زمينلرزه شديدي كه در ايران روي داد مربوط است به زمين لرزه ۵ ديماه ۱۳۸۲ بم كه در دوران دولت اصلاحات در شهر تاريخي بم در جنوب شرقي كرمان رخ داد. اين زلزله در ساعات آغازين بامداد كه اكثر ساكنان بم خواب بودند، اتفاق افتاد و اين مسئله را ميتوان به عنوان يكي از عوامل تشديد تلفات جاني در نظر گرفت. آمار تلفات رسمي بيش از ۲۵ هزار نفر و مجروحان حدود ۵۰ هزار نفر اعلام گرديد و بيش از ۱۰۰هزار نفر نيز بيخانمان شدند.
آنچه نبايد از نظر دور داشت اينكه طي ساليان اخير تلاشهاي فراواني خصوصاً در دولتهاي نهم و دهم براي مقاومسازي بافتهاي فرسوده روستايي آغاز شده كه شايد قابل مقايسه با هيچكدام از دولتهاي گذشته نباشد، گرچه اين اقدامات هنوز نتوانسته است به سطح قابل قبولي از اطمينان و رضايت برسد، اما هيچ نظارهگر منصفي نميتواند از كنار اين اقدامات با بيتفاتي عبور كند. زلزله اخير اهر و ورزقان در آذربايجان غربي گرچه از نظر شدت و تلفات قابل مقايسه با زلزله بم و رودبار نيست، اما در اين حادثه نيز تعدادي از هموطنان عزيز جان خود را از دست دادند و به چند روستا تلفات سنگيني وارد آمد. نيروهاي امدادي از نهادهاي مختلف از جمله هلال احمر، ارتش، بسيج و سپاه در اين زلزله به ياري حادثهديدگان شتافتند و از دولت نيز وزراي كشور و بهداشت، ضمن حضور در محل حادثه بر روند امدادرساني سريع به حادثهديدگان زلزله نظارت كردند و اگرچه همواره كمبودهايي در كار مشاهده ميشود اما انتقاد از اين كمبودها كار كساني كه پرونده روشني در عملكرد زمان مسئوليت خود داشتند، نيست.
آن افراد و جرياناتي كه نه تنها مرهمي بر داغ دل حادثهديدگان نگذاشتند كه با طرح برخي اظهارات انحرافي، بر آلام زلزلهزدگان نمك پاشيدند. برخي از فعالان اصلاحطلب و دوم خردادي كه گويا فراموش كردهاند در زلزله بم فلان وزير مسئول دولت اصلاحات را، پس از ساعتها پيدا كردند تا درباره امدادرساني به مردم خفته در زير خروارها آوار چارهانديشي كند، اكنون دايه مهربانتر از مادر شدهاند و دولت را متهم به كمكاري در حادثه اخير ميكنند. يا خاطره تلخ انفجار در قطار تهران مشهد در سالهاي حاكميت اصلاحات را چه كسي ميتواند فراموش كند كه صدها نفر از هموطنان كشته و زخمي شدند و وقتي خبرنگاري در مواجهه با وزير وقت راه و ترابري درباره تعداد جان باختگان از او سؤال كرد، پاسخ داد اتفاقي نيفتاده، خبرنگاران دارند اين مسئله را بزرگ جلوه ميدهند!
اين روزها برخي از همان ورشكستگان سياسي كه پس از فتنه ۸۸ از هر روزنهاي براي بازگشت به حاكميت بهره ميگيرند، حادثه غم انگيز زلزله آذربايجان را بهانه قرار دادهاند تا ضمن ريختن اشك تمساح براي حادثهديدگان، براي خود مقبوليتي دست و پا كنند، فارغ از اينكه حادثهديدگان امروز بيش از آنكه به اعلام دلسوزي اين حضرات نيازمند باشند، به اقدام آنها نيازمندند. اينجا عرصه اقدام انساندوستانه است نه گروكشي سياسي با كارت حادثهديدگان چشم انتظار خدمت، پس لطفاً زلزله را به زلف عقدههاي جناحي گره نزنيد.