در چنين شرايطي، كمك گرفتن از تودههاي مردم براي گذر از اين «پيچ تاريخي» بهترين و مؤثرترين شيوه است.
مردم نشان دادهاند شرايطي بسيار پيچيده و سختتر از امروز را در سالهاي نخستين انقلاب و جنگ از سرگذرانده و از آن امتحانات سربلند بيرون آمدهاند. نكتهاي كه آنان را تمام قد در ميدان نگه داشته و آماده هر نوع فداكاري ميسازد، همراهي مسئولان نيز است. به عبارت سادهتر، شما نميتوانيد از مردم بخواهيد تا از بسياري از خواستههايشان دست شسته و از خودگذشتگي كنند، اما خودتان در پيشپاافتادهترين امور، حاضر به گذشت نباشيد و مرتب به رقبايتان، چنگ و دندان نشان دهيد. مردم از سويي شاهدند كه تمام مسئولان آنها را دعوت به ايثار و مقاومت ميكنند و از سوي ديگر هر روز در رسانهها شاهدند مسئولان و دولتمردان براي به كرسي نشاندن رأي و خواست خود، حاضر به قانونشكني يا حتي وضع قوانين جديدند.
دعواهاي قوه مجريه و مقننه بر سر ابقا يا عزل سعيد مرتضوي، يكي از دهها نمونه از اين كشمكشهاست. معلوم نيست در حالي كه رهبر انقلاب با استفاده از هر فرصتي به كارگزاران نظام، لزوم حفظ يكپارچگي را گوشزد ميكنند، چرا آنان بر سر ابقا يا عزل يك چهره جنجالي، اين چنين به جان هم افتادهاند. آيا توصيه به اقتصاد مقاومتي، يك سياست مقاومتي و سياستمداران و مسئولاني مقيد و مقاوم را طلب نميكند؟ و در آن صورت آيا اين است معناي سياست مقاومتي، در شرايطي كه تمام جهان براي اين سرزمين و مردم و آرمانهاي آن خط و نشان ميكشد؟
جالب آنجاست كه تمام اين بزرگواران نيز، هر كجا كه كم ميآوردند و پاسخ درخوري براي اعمال و رفتار عجيب خود ندارند، از مردم مايه ميگذارند و پاي آنان را به ميان ميكشند؟ آيا بهتر نيست اين حريف طلبيدنها و يقهگيريهاي سياسي براي وقتي ديگر بماند و نظر به موقعيت حساس كنوني، هر روز مردم را با شنيدن اخباري از اين دست نگران نكنيم؟ تصور كنيد اگر اين همه انرژي كه صرف مسائل حاشيهاي و دعواهاي جناحهاي سياسي كشور ميشود، صرف رسيدگي به امور مردم و حل مشكلات متعدد جاري آنان ميشد، چقدر از اين مشكلات حل شده و رضايتمندي خلق خدا را به دنبال داشت. نميتوان در تريبونها و سخنرانيها شعار مردم دوستي و تعهد داد، اما در عمل به دنبال هواهاي نفساني خود بود! مردم اينها را ميبينند و ميفهمند.