
سالهاست كشور تركيه به دليل موقعيتي كه دارد تحت نفوذ استعمارگران غربي، بهصورتي سكولار اداره ميشود و با اينكه بيش از ۹۰درصد مردم مسلمان و ۲۰ميليون آنها شيعه هستند، كمتر نمادهاي اسلام واقعي در اين كشور متبلور است اما يدالله فوق ايديهم، فطرت پاك انسانها همواره جوياي حقيقت بوده و با وجود تمام تبليغات ضدديني، نور حق را از تاريكي ميشناسد و درمييابند، چنانچه براي نورالله آخچنار جوان مسلمان تركي پيش آمد، او كه در خانوادهاي از اهل تسنن به دنيا آمده از همان نوجواني همواره سؤالات زيادي در مورد اهل بيت پيامبر اسلام (ص) در ذهنش موج ميزد بهخصوص در مورد شهادت مظلومانه حضرت زهرا (س) يگانه فرزند پيامبر كه دغدغه فكري او شده بود، به همين خاطر براي پاسخ به ابهامات ذهني شروع به تحقيق و مطالعه زيادي كرد تا اينكه سرانجام به حقانيت تشيع پيبرد.
از تشرفتان به تشيع برايمان بگوييد؟ اين قضيه خيلي آرامآرام اتفاق افتاد، ما مسلمان سني بوديم ولي نسبت به اهلبيت (ع) اطلاعات زيادي نداشتيم. از طريق كتابهايي كه استادمان درباره احاديث اهل سنت برايمان تدريس ميكرد، مثل مراجعات و كتابهايي كه ماجراهاي هنگام وفات رسول خدا (ص) اتفاق افتاد را مطرح ميكرد، كنجكاويهايم نسبت به وضعيتي كه براي اسلام پيش آمده بود زياد شد كه چرا آن اتفاقات تلخ براي خانواده پيامبر اسلام(ص) رخ داد و دخترشان با آن حال و روز به شهادت رسيدند، چرا قبرشان نامعلوم است، اين سكوت غريبانه حضرت زهرا (س) براي من سؤالات زيادي ايجاد كرده بود، البته قبل از انقلاب ايران تصور خوب و روشني از اسلام نداشتيم و بيشتر در مورد ادبيات ايران مثل اشعار حافظ و سعدي چيزهايي ميدانستيم، از لحاظ سياسي ايران مطرح نبود اما بعد از پيروزي انقلاب ايران، امام خميني (ره) همه را وادار به موضعگيري كردند. پدرم هميشه اخبار انقلاب ايران را گوش ميداد من هم كنار او اخبار ايران را دنبال ميكردم، صداي تكبيرهاي ايرانيان كه از تلويزيون پخش ميشد، برايم قدرتنمايي اسلام بود.
به همين خاطر بعد از تشرف به مكتب تشيع راهي ايران شديد؟
آن زمان تركيه وضعيت خوبي نداشت اربكان در رأس قدرت تركيه بود، ممنوعيتها و محدوديتهاي زيادي براي مسلمانان ايجاد كرده بود، مثلاً مدرسههاي اسلامي را تعطيل كردند و حجاب زنان ممنوع شد، به دليل اينگونه فشارهاي ضداسلامي دولت اربكان ديگر نميتوانستم در تركيه بمانم، قصد مهاجرت كردم ولي اول بار هدفم مهاجرت به ايران نبود تا اينكه به توصيه و تشويق يكي از دوستانم كه ميدانست من به مسائل ديني حساسم، راهي ايران شدم، در حال حاضر هم در مقطع كارشناسي ارشد فلسفه اسلامي مشغول به تحصيل هستم.
وضعيت اسلام در تركيه و موقعيت مسلمانان چگونه است؟ وضعيت دين در تركيه در كل نسبت به سابق يك وضعيت خوبي است. سابق، مشكل اين بود كه با فرهنگ اسلامي و مذهب برخورد ميشد، اجازه فعاليت نداشتيم يا اگرهم بود با محدوديت روبهرو بوديم، مثلاً دختران محجبه نميتوانستند اشتغال داشته باشند و به دانشگاه بروند، امروز نسبت به قبل اوضاع خيلي بهتر شده است، برخي از مديران دانشگاههايي كه اسلامستيز بودند، الان مشكلي با محجبه بودن دانشجويان ندارند و تصميمگيري با خود دانشگاههاست ولي به دليل تسلط غرب در اين كشور، اكثريت تمايل دارند تا سيستم بشري مثل اروپاييها در تركيه حاكم شود و شرايط اجتماعي واداري تركيه به سمت غرب است زيرا نزديكترين كشور به غرب تركيه است و زودتر و بيشتر از بقيه كشورها متأثر از امواج غرب ميشود و همين باعث شده تفكرات سكولاري در اين كشور پررنگتر از ساير كشورهاي منطقه باشد. با اين وجود مردم احساس بازگشت به ريشههاي اصلي خود را دارند.
با توجه به تسلط زياد غربيها بر تركيه براي اسلامزدايي، مردم نسبت به ايران و جمهوري اسلامي چه تصوري دارند؟ غربيها بهخصوص امريكا بر تركيه تسلط سختافزاري و نرمافزاري زيادي دارند و چون اكثريت مردم مسلمان هستند، خيلي تلاش كردهاند تا تمايل مردم به ايران و انقلاب كم يا منفي باشد، در اين مسير هم رسانهها فعالانه كار ميكردند و يك موج سنگين ايرانهراسي راهانداخته بودند. در اخبار و فيلمهاي مختلف و نشريات نقاط منفي را بزرگ ميكردند و با فوت و فن رسانهايشان چهره بدي از ايران نشان ميدادند و ذهنيت خيليها را ضد ايران پروراندند چون ميترسيدند موج انقلاب اسلامي در تركيه نفوذ كند ولي خوشبختانه زمان همه چيز را نشان داد و پيشرفتهاي اسلامي و موقعيتي ايران حقيقت را آشكار كرد، هرچند هنوز هم براي تحريف اسلام فعاليتهايي ميشود اما شرايط بهتر از قبل است و اميدوارم روزي برسد كه اسلام حقيقي در تركيه پياده شود.