
جار و جنجال جبهه استكبار گرچه براي ملت ايران تكراري و خارج از حوصله توجه است، اما گويا اين تهديدات و اراجيف به سبك كابويها يا همان گاوچرانهاي سنتي كشورهاي امريكاي شمالي تفريحي جذاب و پرهيجان براي امثال امريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي به حساب ميآيد. قتل و غارت و خونريزي براي جهانخواران ليبراليست عين مشق دموكراسي به حساب ميآيد و ظاهراً براي آموختن اين درس به ديگران قصد ورود به حريم كشورها و ملتها را دارند. اما آيا ايران همچون عراق و فلسطين است كه به راحتي بتوان آن را اشغال كرد؟
تهديد در برابر تهديد، حمله در برابر حمله در آغاز سال ۹۱ رهبر معظم انقلاب در جوار حرم رضوي و در حضور ميليونها زائر حضرت امام رضا(ع) خطاب به دشمنان و در پاسخ به تهديدات مكرر غرب عليه ايران فرمودند: «ممكن است امريكا خطرهايى براى كشورهاى ديگر ايجاد كند، ممكن است ديوانگى كنند، البته من همين جا بگويم، ما سلاح اتمى نداريم، سلاح اتمى هم نخواهيم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه امريكا و چه رژيم صهيونيستى - براى دفاع از خودمان، در همان سطحى كه دشمن حمله كند، به آنها حمله خواهيم كرد.»
اين استراتژي جمهوري اسلامي ايران به دشمنان اين هشدار قوي را ميدهد كه در خصوص كشور ما دچار ديوانگي و جنون نشوند كه اگر اينچنين شود، ايران نه عراق است و نه فلسطين و نه حتي ايران سالهاي جنگ تحميلي كه براي تأمين برخي از نيازهاي نظامي – دفاعي خود نيازمند ساير دولتها بود. ايران سال ۹۱ مقتدرانه در برابر هر حملهاي حمله ميكند و بنا به فرموده ولي امر مسلمين جهان در برابر هر تهديدي هم تهديد ميكند و قرار نيست كه به خواست دشمنان در برابر زيادهخواهي صهيونيسم جهاني، سر خم كند.
تهديدات پوچ و عربدهكشي با كوبيدن به طبل توخالي
تقويت قواي نظامي ايران طي سه دهه عمر انقلاب اسلامي اين واقعيت را نمايان كرده است. مانورهاي مختلف نظامي كه طي امسال و سال گذشته و ساليان پيش برگزار شد و قدرت دفاعي و تأمين امنيت ايران را به رخ جهانيان كشيد، باعث شده تا دشمنان امروز حمله نظامي را فقط در بعد تهديد عليه ايران بنگرند و بدون آنكه حتي ترقهاي در خاك ايران بتركانند، اما تهديدات خود را به گونهاي ابراز دارند كه انگار تا چند دقيقه ديگر تأسيسات هستهاي ايران قرار است بمباران شود. اين شيوه تكراري اسرائيل و امريكا كه طي روزهاي اخير پس از سفر وزير دفاع امريكا به سرزمينهاي اشغالي و ديدار با احمقهاي اسرائيلي شدت يافته است، اين تصوير را ايجاد كرده كه حمله نظامي بيخ گوش ايران است، آنگونه كه يكي از سران رژيمصهيونيستي در اين باره گفته است: «اگر من ايراني بودم از ۱۲ هفته آينده خود ميترسيدم»، اين اظهارنظر به قدري بيخاصيت و خالي از ارزش است كه كاملاً مشخص و قطعي است گوينده چنين جملهاي كمترين شناختي از ايران و ايراني ندارد. وي نميداند كه اگر قرار بود ايرانيان با تهديدات پوچ و صداي طبل توخالي امريكا و اسرائيل به خود بلرزند و از عربدهكشي غرب به هول و هراس بيفتند، اكنون نه از سه ماه آينده خود كه از سال ۵۷ تا همين امروز بايد در ترس و لرز ميبودند، حال آنكه مردم ايران پس از انقلاب حتي امريكا كه خود را قدرت مطلق ميداند هم به حساب نياوردهاند كه اينك از سگ نگهبان امريكا در منطقه و پارسهاي گاه و بيگاه صهيونيستها بترسند اما در طرف مقابل آن اراذل و اوباشي كه به عنوان مردم اسرائيل خود را در خاك فلسطين جاي دادهاند، به قدري از همان مردم بيسلاح و مظلوم فلسطيني ميترسند كه حتي تصور رويارويي با ايران قدرتمند، آنان را به اعمالي سختتر و وحشتناكتر از خودسوزي كه اين روزها در ميان اسرائيليها باب شده است، ميكشاند. آن اراذل و اوباش و همچنين احمقهاي در صدر رژيمصهيونيستي به خوبي ميدانند كه اگر كوچكترين تعرضي به خاك ايران شود، از چند جبهه مورد حمله قرار خواهند گرفت:
۱- از داخل و توسط مردم فلسطين كه با پشتيباني جمهوري اسلامي ايران تقويت خواهند شد.
۲- از سوي حزبالله لبنان كه اين بار بسيار شديدتر از جنگ ۳۳ روزه، اسرائيل را در هم ميكوبد.
۳- دولت سوريه كه همچون ايران در خط مقاومت و در برابر اسرائيل قرار دارد.
۴- مستقيم از سوي جمهوري اسلامي ايران كه فقط كافي است چند موشك به سمت اسرائيل شليك كند تا درسي عبرتآموز به تمامي قلدرهاي بينالمللي بدهد.
اما باز هم اين سؤال مطرح است كه آيا اساساً اسرائيل و امريكا كه طي سالهاي اخير دچار ضعفهاي شديد در زمينههاي مختلف شدهاند و در سطح جهاني گرفتار بيآبرويي هستند و شكستهايي را از داخل و خارج متحمل شدهاند، قصد حمله به ايران و ورود به يك بازي خطرناك را دارند يا در مسير اين تهديدات خط ديگري را دنبال ميكنند؟
ايجاد رعب و وحشت براي شكست ايران در مذاكرات
تجربه جمهوري اسلامي ايران در خط موازي مقاومت و ديپلماسي ثابت كرده است كه دشمنان نيز همواره روي دو خط موازي تحريم و تهديد گام برميدارند و همچنانكه ايران دو چشم خود را به دو محور مقاومت و ديپلماسي فعال دوخته است، جبهه استكبار نيز گامهاي خود را به نعل تحريم با ميخ تهديد مزين كرده است و از اين طريق دنبال عرضاندام ميگردد، اكنون نيز همين اتفاق در جريان است و با آنكه دو روز قبل خبري مبني بر توافقات تلفني كاترين اشتون و سعيد جليلي براي مذاكرات آتي منتشر شد، تحريمها و تهديدات غرب عليه ايران نيز به موازات آن و حتي قبل از آن و در مقابل رفتارهاي صلحجويانه جمهوري اسلامي آغاز شده است و گويا دشمنان از خويشتنداري ايران در حال سوءاستفاده هستند، البته در حالي كه تجربه گذشته ايران در مسير مذاكرات نشان داده كه كشورهاي مقابل كمترين حسننيت را دارند و سفر نماينده امريكا به سرزمينهاي اشغالي هر بار پس از مذاكرات براي ارائه گزارش و تغيير رفتار پس از آن، اكنون نيز جاي تعجب نيست كه كمي قبل از مذاكرات آينده وزير دفاع امريكا راهي سرزمينهاي اشغالي شود و همچنين كمي قبل از مذاكرات، تحريمهاي جديدي از سوي امريكا عليه ايران مطرح شود. تهديد و تحريم قبل از مذاكرات كاملاً مشخص است كه با چه نيتي دنبال ميشود.
آنان مدام در پي انفعال ايران در برابر خواستهاي غيرمعمول و زورگويي خود هستند و ابزار تحريم و تهديد فقط براي شكست مقاومت و ديپلماسي فعال ايران است زيرا اگر ايران پيروز مذاكرات باشد، غرب ديگر حرفي براي اثبات خود ندارد و بر جهانيان ثابت ميشود كه سلاح اتمي ايران نيز تصور باطلي بود، همچون توهم سلاح اتمي عراق و بدينترتيب اندك آبروي امريكا هم به باد فنا خواهد رفت و پايههاي صهيونيسم بينالمللي هر روز در برابر بيداري اسلامي و خيزش ملتها سستتر خواهد شد، از اين رو آنان در پي ايجاد رعب و وحشت ميان مسئولان و مردم ايران هستند تا از مسير مذاكرات آنچه را كه خود ميخواهند بدون جنگ و تلفات برداشت كنند چراكه ميدانند در صورت وقوع جنگ بيشترين ضرر و كمترين دستاورد نصيبشان خواهد شد و البته در مسير مذاكرات نيز قطعاً همينطور خواهد بود و برخلاف خواست دشمنان، جمهوري اسلامي ايران پيروز نهايي ميدان است و پرچم اسلام استوار باقي خواهد ماند.