
مشاهده رفتار برخي مسئولان در اين شرايط كشور، واقعاً آدم را متحير ميكند. به تعبير دقيق مملكت الان در يك «پيچ تاريخي» است و بيش از هر زمان نيازمند آرامش، وحدت و پرهيز از خودزنيهاي بينتيجه. با اين حال هر روز دولتمردان مردم را با نگراني و جنجالي تازه روبهرو ميكنند. رهبر انقلاب بر يكپارچگي كارگزاران نظام تأكيد ميكنند، اما رسانهها پر است از خط و نشان كشيدن اين جماعت براي هم.
از چند ماه مانده به المپيك كه معلوم نيست با چه نيت و چه فايدهاي، موجي از جابهجاييها در فدراسيونهاي ورزشي شروع شد، مديراني بركنار شدند كه قبلاً خود همين آقايان با سلام و صلوات آورده بودندشان. برخي هم الحق و النصاف خوب كار كردند، اما ناگهان آن هم در اين برهه معلوم نشد چرا عذرشان را خواستند. تا روز افتتاح بازيها هم معلوم نبود خلاصه ما را تعليق ميكنند يا نه. هيچكس هم نگفت اين همه دعوا و جنجال رسانهاي چه ثمري داشته؟ اگر اين جابهجاييها بعد از المپيك انجام ميشد، آسمان به زمين ميآمد.
اين جنجال فروكش نكرده، پروژه سينمايي لاله افتاد سر زبانها. هر چه دلسوزان سينمايي مملكت ميگويند بودجه چند ميلياردي را كه از جيب دولت ميخواهيد به اين فيلمساز ايراني ساكن امريكا و هاليوودي بدهيد به چهار تا جوان مستعد بدهيد. لااقل صرف موضوعات مهمتر كنيد. ميگويند؛ نه تا جايي كه مجلس وارد شده و آقاي سالك كه عضو كميسيون فرهنگي است گفته: «لازم شود مسائل پشت پرده ساخت فيلم لاله را بازگو ميكنيم!» خوب ملت هم اين دعواها را ميبينند و در رسانهها دنبال ميكنند و فكر ميكنند در پشت پرده و ميان مسئولان نظام چه خبر است؟! شوربختانه، كم هم نيستند اين دعواها و خطونشان كشيدنها.
يكي ديگرش همين جنجال آقاي مرتضوي! انگار فقط ايشان از آسمان افتادهاند پايين براي رياست سازمان تأمين اجتماعي! از قبل هم دعوا و قول شرف و كلي بگير و ببند بود. خوب اين نشد يكي ديگر پدرجان! چرا اينقدر با اعصاب مردم و ۳۰ ميليون عضو بيمه اجتماعي بازي ميكنيد. تازه خوب است به شما سفارش كردهاند دعوا نكنيد. دعوا ميكنيد رسانهاياش نكنيد. خوب است خودتان ميدانيد دشمن از اين دعواهاي شما كلي سر كيف ميشود و مردم مضطرب و جگر خون! مجلس وقتي پافشاري عجيب دولت را در انتصاب مرتضوي ديد، دست به دامان ديوان عدالت اداري شد. ديوان رأي به بركناري مرتضوي داده، اما معاون رئيسجمهور خيلي راحت گفته: اجرا نميشود! مرتضوي سرجايش هست. آقاي توكلي نماينده مردم تهران هم گفته: بعد از رأي ديوان، مرتضوي صلاحيت رياست ندارد. اگر عزل نشود، خود وزير كار هم نبايد باشد. يك نماينده ديگر هم گفته: موضوع را از طريق استيضاح و قوه قضائيه پيگيري ميكنيم. شما را به خدا بگوييد ملت در اين ميان چه گناهي كرده كه بايد تاوان لجاجت شما را بپردازد؟
وقتي دولتمردان اينقدر راحت قوانين را ناديده ميگيرند و كلي هم موارد بياعتنايي به قانون قبل اين مشاهده شده، چطور رويتان ميشود از ديگران قانونمداري بخواهيد؟
آيا اين برهه زماني وقت اينجور دعواهاست؟ واقعاً پشت پرده چه خبر است؟ چرا كسي اينها را سرجايشان نمينشاند؟