مصطفي شاه كرمي: بازيهاي المپيك به دليل فاصله چهار ساله برگزاري هر دوره آن و همچنين تجمع عصاره و نخبگان رشتههاي مختلف ورزشي در اين سطح از مسابقات، فرصت و زمينه بسيار مساعدي را براي جذب تماشاگر و پر كردن اوقات فراغت خانوادهها، به خصوص جوانان، در اختيار رسانه ملي گذاشته است. چند سال پيش بود كه رسانه ملي با پوشش تصويري مسابقات بسكتبال و واليبال موج تازه و بلندي را در ميان مردم ايجاد كرد كه ثمره آن اقبال عمومي به اين دو رشته ورزشي شد.
حاصل اين اتفاق مثبت پيشرفتهاي چشمگير كشورمان است كه در سطح آسيا و جهان از واليبال و بسكتبال تا امروز ديدهايم. متأسفانه در روزهاي نخست المپيك پخش نا منظم و بيشتر ضبط شده صحنه جدال ورزشكاران كشورمان با حريفانشان، موجب دلسردي دوستداران و اهالي ورزش در كشور شده است. اين اشكالات زماني ملالآورتر ميشود كه بيننده به جاي تماشاي پخش زنده مسابقات گوناگون بايد پاي صحبت و به نوعي دفاعيه وزير ورزش از برنامههايش بنشيند! به رغم عادت داشتن مردم به اين سطح از خرق عادات در برنامه ها، نكته جالبتر تعداد و كثرت خبرنگاران اعزامي تلويزيون به اين مسابقات است.
استوديوهاي متعددي كه بدون داشتن هر گونه جذابيت و خلاقيت بصري، پر شده است از مجرياني كه ظاهراً براي «لندنگردي» و گرفتن هزينه مأموريت خارج از كشور قبول زحمت عزيمت به فرنگ را كردهاند. اين حضور عظيم و كثير خبرنگاران بيشتر به «المپيك خبرنگاران» شبيه است تا «المپيك ورزشكاران» با توجه به حضور ۵۳ ورزشكار ايراني در المپيك، به نظر نميرسد كه اين تعداد از خبرنگاران توان و امكانات پوشش زنده مسابقات را با حفظ شأن رسانه ملي، نداشته باشند.
اگر عزيزان قدري دقيقتر به مسئله پركردن اوقات فراغت مردم، به خصوص جوانان و همچنين جذب بيشتر مخاطب نگاه ميكردند، الان و اين اتفاق بهترين فرصت و فرجهاي بود كه برايشان پيش آمده است. وقتي پس از پخش مسابقه زنده نماينده كشورمان در رشته تنيس روي ميز كه شايد تعداد علاقهمندان آن نسبت به ديگر رشتههاي ورزشي مانند كشتي، فوتبال و تكواندو كمتر هم باشد، در بين مردم خبر پيروزي «نوشادعالميان» با شور و شوق زيادي شنيده ميشود، بهتر نيست كه رسانه هم به اين همه شوق و اقبال قدري عنايت داشته باشد؟