
با نظر به شرايط خاص خانوادگي و همچنين كهولت سن و ناتواني جسماني مستمريبگيران، بار تكفل و فشار اقتصادي مضاعفي بر دوش آنها سنگيني ميكند و بالطبع، افزايش مستمري براي آنها از حساسيت ويژهاي برخوردار است. از يك سو اغلب بازنشستگان به دليل جايگاه ويژه بزرگتري و محور خانواده بودن، بايد ملجأ رفت و آمدها و رفع مشكلات فرزندان باشند و از سوي ديگر بخش عمده درآمد آنها صرف هزينههاي خدمات بهداشتي و درماني ميشود كه بايد به صورت رايگان در اختيار ايشان قرار گيرد. بنابر اهميت موضوع افزايش حقوق بازنشستگان و مشكلات آنها در اين رابطه، با چند نفر از آنان گفت و گو كردهايم.
مجبورم براي گذران زندگي قرض بگيرم
آقاي رحيمي ۸۵ ساله، تقريباً سي و دو سال پيش از وزارت راه و ترابري بازنشسته شده است و با همسرش در يك آپارتمان هفتاد متري در تهران زندگي ميكند. او كه حدود ۴۰۰ هزار تومان در ماه حقوق بازنشستگي ميگيرد، ميگويد درآمدهاي دريافتي جوابگوي هزينههاي خانوادهاي نيست. رحيمي اظهار ميدارد: «آن زمان كه بازنشسته شدم هيچ مبلغي در ازاي سي سال خدمت صادقانهام دريافت نكردم». او از اينكه برخي مواقع به خاطر گذران زندگي به اجبار از دوستان و آشنايان پول قرض ميگيرد، احساس نارضايتي ميكند. اين بازنشسته با اشاره به فيش حقوقي خود ميگويد: «من و همسرم در اين سن و سال نياز بيشتري به دارو و درمان داريم اما وضعيت حقوقيمان و خدمات ناكافي تأمين اجتماعي، اجازه استفاده از پزشكان متخصص و داروهاي گرانقيمت را نميدهد.»
رحيمي اميدوار است در آينده سازمان تأمين اجتماعي به لحاظ ارائه خدمات درماني از بازنشستگان حمايت بيشتري به عمل آورد.
كانون بازنشستگان، كانوني صوري و تشريفاتي
آقاي حسنزاده كارمند بازنشسته، با ۸۰۰ هزار تومان حقوق بازنشستگي امور يك خانواده چهار نفري را رتق و فتق ميكند. او ضمن اظهار اطلاع از خبر افزايش حقوق بازنشستگان ميافزايد: «هنوز مبلغي به دريافتيمان اضافه نشده است!»
حسنزاده از اينكه فرزندانش هر كدام مشغول فعاليتي هستند و تا حدودي قادر به تأمين مخارج خود هستند، ابراز خوشحالي ميكند و ميگويد خوشبختانه اين امر باعث شده كه خانواده به لحاظ وضعيت اقتصادي كمتر دچار آسيب شود. او از وضعيت كنوني خود احساس رضايت دارد و از اينكه تا به حال دست نياز به سوي كسي دراز نكرده خدا را شكر ميكند. حسنزاده كه عضو كانون بازنشستگان هم هست و چندين بار براي گرفتن وام به اين كانون مراجعه كرده اما موفق به دريافت هيچگونه مزايا و تسهيلاتي نشده است، تصريح ميكند: «كانون بازنشستگان تنها به شكل صوري و تشريفاتي فعال است و مساعدت چنداني براي رفع مشكلات مستمريبگيران انجام نميدهد.»
مسئولان بايد باور كنند. . .
خانم قاسمي نزديك به بيست و پنج سال به عنوان دبير رياضي و فيزيك در وزارت آموزش و پرورش خدمت كرده و شش سال پيش بازنشسته شده است. او سالها پيش در يك حادثه رانندگي همسرش را از دست داده است و ناگزير به تنهايي مسئوليت يك خانواده سه نفره را به عهده دارد. اين معلم بازنشسته علاوه بر حقوق۶۰۰ هزار توماني بازنشستگي خودش، مستمري شوهرش را نيز كه حدود۴۰۰ هزار تومان است، دريافت ميكند. او انتظار دارد كه پس از اين همه سال خدمت دلسوزانه، بهتر از اينها از زحمات او و امثال او قدرداني شود. اين بانوي بازنشسته از اينكه در پرداخت حقوق بازنشستگي بين ارگانهاي مختلف كشور يكسانسازي صورت نگرفته، ابراز نارضايتي ميكند و از مسئولان درخواست دارد تسهيلات و خدمات ويژهاي را به افرادي كه سالها براي اعتلاي علم و فرهنگ اين سرزمين گام برداشتهاند، اختصاص دهند: «مسئولان بايد باور كنند كه با اين حقوق ناچيز، امورات بازنشستگان نميچرخد». او ميگويد: «نبود برنامههاي تفريحي و امكانات رفاهي براي زنان در دوران سالمندي آنان را به انواع مشكلات روحي و افسردگي دچار ميكند.»
تفاوت فاحش پرداختيها دردناك است
آقاي «عين. قاف» ۵۶ ساله و بازنشسته تأمين اجتماعي، نيمي از عمر خود را در شركت صنعتي كاوه فعاليت كرده است. او بار تكفل يك خانواده پنج نفري را برعهده دارد. قرباني ۹۰۰ هزار تومان از سازمان تأمين اجتماعي حقوق بازنشستگي دريافت ميكند و هر چند همسرش هم در وزارت آموزش و پرورش خدمت ميكند اما با داشتن دو فرزند دانشجو در دانشگاه آزاد از عهده مخارج زندگي برنميآيند؛ به همين خاطر است كه آقاي «عين. قاف» به ناچار در يك شركت خصوصي به عنوان حسابدار مشغول كار است و به گفته خودش دوراني را كه بايد به استراحت و تفريح بگذراند، براي جبران كمبودهاي خانواده به كار و فعاليت صرف ميكند. او كه از فعاليتها و خدمات كانون بازنشستگان آگاهي چنداني ندارد و دليل اصلي آن را اطلاعرساني و عملكرد ضعيف اين كانون ميداند، ميگويد: «تفاوت فاحشي كه بين پرداختيهاي بازنشستگي در وزارتخانهها و سازمانهاي مختلف كشور ديده ميشود مسئله دردناكي است كه به دور از عدالت و انصاف است.»
با شوهري بيمار و خرجهاي معمولي كفايت نميكند
خانم فراهاني ۶۰ ساله سرپرست يك خانواده پنج نفره است. شوهر خانم فراهاني چند سالي است كه به دليل بيماري «اماس» خانهنشين شده است و اين بانوي بازنشسته به تنهايي مسئوليت خانواده را به عهده دارد. او از زنان سرپرست خانوار به عنوان يكي از آسيبپذيرترين اقشار جامعه ياد ميكند و ميگويد اين زنان به دليل دارا بودن مسئوليتهاي چندگانه تربيت فرزند، اداره امور خانواده و مواردي از اين قبيل دچار فرسودگي جسمي و روحي زودرس ميشوند.
فراهاني ميافزايد حقوق بازنشستگي ۷۰۰ هزار توماني كه از شركت مخابرات دريافت ميكند براي همه هزينههاي خورد و خوراك خانواده، تحصيل فرزندان و از همه مهمتر مخارج سنگين دارو و درمان همسرش كفايت نميكند. او همچنين از چگونگي پرداخت هزينههاي پيش رو مانند ازدواج فرزندانش و برگزاري مراسم عروسي و تهيه جهيزيه ابراز نگراني ميكند. خانم فراهاني ميگويد: «تأمين اجتماعي و كانون بازنشستگان بايد درصدد باشند كه برنامهها و تسهيلات ويژهاي را براي اعضاي خود به ويژه زنان سرپرست خانوار در نظر بگيرند؛ مثلاً پرداخت وامهاي بلند مدت با بهره كم ميتواند گره بسياري از مشكلات بازنشستگان را باز كند.»
تحمل بيماري از تحمل هزينهها آسانتر است!
آقاي نعمتي ۷۳ سال سن دارد. او با ۷۰۰ هزار تومان حقوق بازنشستگي يك خانواده پنج نفري را اداره ميكند. نعمتي سال ۱۳۸۲ از شركت مليحفاري وابسته به شركت نفت ايران بازنشسته شده است. وقتي از وعده رئيس سازمان تأمين اجتماعي در ارتباط با افزايش ۱۰۰ هزار توماني حقوق بازنشستگان جويا شدم، اظهار بياطلاعي كرد! او با ابراز نارضايتي از وضعيت خود و ساير بازنشستگان ميگويد متأسفانه به لحاظ جسمي توانايي كافي ندارد تا كسري هزينههاي زندگياش را از طريق فعاليت ديگري جبران كند و...
در اغلب موارد به ناچار از خويشاوندان و دوستان قرض ميگيرد. او كه در زمان فعاليتش در شركت مليحفاري بر اثر حادثهاي از ناحيه چشم راست كمبينا شده است، هيچ گونه خدمات درماني ويژهاي از سوي سازمان تأمين اجتماعي دريافت نميكند! نعمتي همچنين بيان ميكند به دليل هزينههاي سرسامآور دارو و درمان، تحمل بيماري را بر درمان آن ترجيح ميدهد!
روآوري بازنشستگان به مشاغل كاذب
آقاي سرمدي ۶۷ ساله كه حدود ۱۶سال پيش از وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي بازنشسته شده است، ميگويد: «همان سالها همسرم را به علت بيماري قلبي از دست دادم و فرزندانم هم طي اين سالها ازدواج كردهاند. من حق عائلهمندي و حق اولاد دريافت نميكنم و مجموع مقرري دريافتيام به ۵۰۰ هزار تومان هم نميرسد. علاوه بر هزينههاي جاري، فرزندانم نيز براي گذران زندگي از من كمك ميگيرند.» اين پدر بازنشسته براي اداره امورات زندگي، عصرها با تاكسي يكي از دوستانش كار ميكند و ساعتهايي را كه بايد در كنار همسن و سالان خود به استراحت و تفريح صرف كند به ناچار در خيابانهاي شلوغ و آلوده تهران ميگذراند. سرمدي ميگويد: «با وجود همه سختيها، او نسبت به بسياري از بازنشستگان وضعيت بهتري دارد زيرا بازنشستگاني را ميشناسد كه براي گذران زندگي به مشاغل كاذب رو آوردهاند. اين انصاف نيست كه مستمريبگيران ما بعد از سي سال خدمت شرافتمندانه براي كسب معيشت به اجبار به هر كاري رو بياورند!»
يا تورم پايين بيايد يا حقوق بالا برود
آقاي شيباني ۷۶ ساله هم كارمند كارخانه ريسندگي و بافندگي بوده كه بعد از سي و يك سال فعاليت در اين كارخانه تقريباً هفده سال پيش بازنشسته شده است و در حال حاضر نزديك به ۵۰۰ هزار تومان حقوق ميگيرد. از آنجا كه همسرش فوت كرده است و همه فرزندانش ازدواج كردهاند حق عائلهمندي و حق اولاد هم دريافت نميكند و با اين مستمري ناچيز به سختي روزگار ميگذراند. شيباني از رسيدگي نكردن مسئولان به پرداختيهاي معوقه مستمريبگيران و اجراي نصفه و نيمه طرح سهام عدالت گلايه ميكند و از مسئولان ميخواهد براي جلوگيري از تورم و گراني اجناس چارهاي بينديشند يا مقرري بازنشستگان را مطابق با شرايط اقتصادي جامعه پرداخت كنند.
او همچنين از اينكه تجارب كارياش بدون استفاده هرز ميرود، احساس نارضايتي ميكند و پيشنهاد ميدهد كه مسئولان با ايجاد مراكز آموزشي و كارگاهي براي ارائه تجربيات و آموختههاي شغلي بازنشستگان به جوانان، ضمن ارتقاي سطح دانش و مهارت كارآموزان، منبع درآمدي نيز براي قشر آسيبپذير مستمريبگيران تدارك ببينند.
گفتههاي بازنشستگان نشان ميدهد كه اغلب مشكلات آنها حول محور مسائل اقتصادي و معيشتي دور ميزند و مستمري دريافتي آنها هزينههاي جاريشان را تأمين نميكند و در اغلب موارد زندگي براي مستمريبگيران با سختي و مرارت ميگذرد. در اين شرايط، افزايش هرچند ناچيز مقرري براي زندگي آنها بسيار حساس و حياتي به نظر ميرسد.
بنابراين تسريع در عمل به وعدههاي داده شده در رابطه با افزايش حقوق بازنشستگان بايد در اولويت كاري سازمان تأمين اجتماعي قرار گيرد. در همين راستا كانون بازنشستگان نيز به عنوان ميانجي ميان مستمريبگيران و مسئولان ميتواند نقش تعيينكنندهاي را ايفا كند؛ اطلاعرساني در ارتباط با برنامهها و تسهيلات سازمان تأمين اجتماعي براي بازنشستگان، انتقال پيشنهادات و انتقادات اعضاي كانون به مسئولان از وظايف اين نهاد به شمار ميرود كه بايد مورد توجه قرارگيرد.