
درآن مجلس عضو كميسيون اجتماعي و رئيس هيئت تحقيق و تفحص از عملكرد شوراي عالي اشتغال كشور بوده و درمجلس هفتم هم عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي و رئيس كميته دفاعي و عضو كميته روابط خارجي را دركارنامهاش ميبينيم. وي كه اكنون معاون امور قوا و شوراهاي دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز هست در گفتوگو با «جوان» ضمن تحليل اوضاع كشورهاي مصر وسوريه از اوضاع نابسامان مردم ميانمار وسكوت مجامع و سازمانهاي جهاني ابراز گلايه ميكند و ميگويد بايد ظرفيتهاي معطل مانده مجموعههايي نظير سازمان كنفرانس اسلامي و جنبش غيرمتعهدها تبديل به فرصت شود تا در موارد اينچنيني هم تأثيرگذار باشند.
مقام معظم رهبري در ديدار خود با مسئولان كشور به انفعال دستگاه ديپلماسي هستهاي كشور در دوره اصلاحات اشاره داشتند، به عنوان يكي از نماينگان مجلس ششم كه از نزديك با نمايندگان تندرو مشاركتي و مجاهدين انقلاب آشنا بوديد دليل ضعف و كرنش جريان اصلاحات در مقابل استكبار خصوصاً در بحث هستهاي را چه ميدانيد؟ برآيند رفتارها و رويكردهاي مجلس و دولت اصلاحات، انفعال در ديپلماسي هستهاي و سياست خارجه بود. فضاي حاكم بر سياست خارجي در دوره اصلاحات تحت فشارها و تحليلهاي منفعلانه قرار داشت. مشاركتيهاي مجلس ششم و دولت ميداندار حركت انفعالي در موضوع هستهاي و سياست خارجي كشور بودند، مواردي مانند نامه بيش از ۱۳۰ نماينده مشاركتي مجلس ششم به مقام معظم رهبري و تقاضاي انفعال و عقبنشيني از حقوق هستهاي كشور و نيز تحليلها و جمعبنديهاي برخي از نهادها و تيم ديپلماسي هستهاي در دولت و پيگيريهاي خصوصي و غيررسمي توأم با تهيه طرحهايي مانند پذيرش پروتكل الحاقي به طور يكسويه از سوي ايران در مجلس ششم و نهايتاً بردن نظام تصميمسازي و تصميمگيري كشور به سمت پذيرش تعليق هستهاي با شرايط نابرابر و ظالمانه در دوره اصلاحات رقم خورد. عزم جزم مدبرانه و شجاعانه و بهنگام رهبر معظم انقلاب در اواخر دولت اصلاحات،نجات حقوق هستهاي و عبور از انفعال در سياست خارجه را رقم زد كه همراهي و حمايت غاطبه مردم از رويكرد مقام معظم رهبري در موضوع حقوق هستهاي و تلاش دولت پس از دوره اصلاحات، بخشي از فرصتهاي از دست رفته در دوره تعليق هستهاي را جبران كرد. بدون اراده شجاعانه و مدبرانه رهبر انقلاب امكان عبور از فضاي انفعالي و عقبنشيني از حقوق هستهاي كه در دولت اصلاحات رقم خورده بود، ميسر نميشد. پس از ارسال نامه موسوم به جام زهر، به مقام معظم رهبري از سوي نمايندگان مشاركتي مجلس ششم با همكاري جمعي از نمايندگان ديگر مجلس بيانيه حمايت از مقام معظم رهبري و رويكردهاي اصولي نظام را به فاصله چند روز پس از آن واقعه با امضاي تعدادي از نمايندگان در آن دوره تهيه كرديم كه البته تعداد ۳۰ نفر از نمايندگان امضا كننده نامه موسوم به جام زهر با احساس ندامت از اقدام نامناسب خود، ذيل اين بيانه را امضا كردند. ولي در هر حال در مجلس ششم و دولت اصلاحات پيشبرد اهداف و آرمانهاي اصولي نظام و دفاع از حقوق هستهاي براي نمايندگاني مانند ما كه مخالف انفعال تندروهاي اصلاحطلب بوديم بسيار دشوار بود.
شما در آن مقطع زماني به اين انفعال و عقبنشيني هم اعتراض داشتيد؟ بله مثلاً در يكي از جلسات رسمي مجلس ششم در هنگام گزارش دبير وقت شوراي امنيت ملي از مذاكرات هستهاي، اعتراض رسمي بنده در قالب تذكر داده شد. در آن تذكر بنده به پذيرش پروتكل الحاقي از سوي دولتمردان قبل از تصويب مجلس اعتراض داشتم و البته دبير وقت پاسخ مناسبي ارائه نكردند. دستيابي به عاليترين سطح غنيسازي اورانيوم براي مصارف صلحآميز و تأمين نياز كشور، دستاورد بزرگ ملي و تاريخي است كه با درايت رهبر انقلاب و پشتيباني مردم و تلاش دانشمندان بومي و تغيير رويكرد سياسي در پس از دوره اصلاحات به دست آمد. در تذكري كه بنده به دبير وقت دادم به بيتوجهي به جايگاه مجلس شوراي اسلامي و قانون اساسي و انفعال هيئت مذاكره كننده در ديپلماسي هستهاي بود، چرا كه طبق قانون اساسي هرگونه معاهده و پروتكل خارجي بايد قبل از اجرا و نهايي شدن به تصويب مجلس برسد و حتي علاوه بر تصويب مجلس با توجه به ماهيت ملي و مرتبط با حوزه امنيت ملي بايد همه جوانب با ملاحظات مسئولان عالي نظام رعايت ميشد كه پاسخ قانعكننده از سوي دبير شوراي عالي امنيت ملي وقت به تذكر و اعتراض من در صحن مجلس داده نشد.
از نمايندگان آن روز مجلس هم كسي از اعتراض شما حمايت كرد؟ با توجه به جو غالب در مجلس ششم و به ويژه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه (كه البته در آن دوره عضو آن كميسيون نبودم) حمايت آنچناني صورت نگرفت.
ايده كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه در آن دوره نيز همراهي با عقبنشيني از حقوق هستهاي به طور آشكار و پنهان صورت ميگرفت كه ارسال نامه ۱۳۴ نماينده مشاركتي مجلس نهم ضربه سنگيني بر حقوق هستهاي و ديپلماسي خارجي كشور در آن مقطع بود كه بهرغم ارسال نامه به طور غيرعلني خود آنها از طريق برخي سايتهاي خبري موضوع را علني كردند و با رسانهاي كردن اين نامه عقبه پارلماني و سياسي كشور براي ايستادگي در برابر زورگوييهاي چند كشور غربي در موضوع هستهاي بهشدت متزلزل شد.
به عنوان كارشناس مسائل بينالمللي بفرماييد مهمترين اقدامي كه ايران ميتواند در جهت احقاق حق مردم مسلمان ميانمار انجام دهد چيست؟ تحرك رسانهاي، تعامل با نهادهاي ديني و سازمانهاي سياسي در كشورهاي اسلامي و نيز نهادهاي حقوقبشري در قالب ديپلماسي عمومي توأم با تحرك دستگاه ديپلماسي كشور براي مطالبه وظايف نهادهاي بينالمللي مانند شوراي امنيت و سازمان ملل به موازات كمكرسانيهاي بشر دوستانه به مظلومان و قربانيان جنايات بودايان ميانمار بسيار ضروري است.
در فاجعه ميانمار اهداف چندگانه انحرافي و توطئه پيچيدهاي دنبال ميشود. تلاش براي تضعيف اسلام و مسلمانان و ترويج مكاتب انحرافي و جايگزين از يك سو و ايجاد بحران و درگيريهاي خونبار در درون كشورهاي اسلامي و در بين مسلمانان توأم با پيشبرد اهداف سلطهجويانه سياسي در فاجعه نسلكشي ميانمار رقم ميخورد و بنابراين ظرفيتهاي جامع ديپلماسي رسمي و عمومي توأم با تحركات ديني و بشردوستانه در محيط جهاني براي ياري مسلمانان بيدفاع و ستمديده ميانمار لازم و ضروري است. اظهارات مقامات ارشد ميانمار مبني بر غير شهروند بودن مسلمانان اين كشور ناقض تعهدات اوليه حقوق بشري و قانوني آنان است، بنابراين اين نوع اظهارات و سكوت و همراهي دولتمردان ميانمار براي نسلكشي مسلمانان در مجامع بينالمللي قابليت پيگرد حقوقي دارد.
فشارهاي حقوق بشري و سازمانهاي بينالمللي به قانون سال ۱۹۸۲ كه درميانمار به تصويب رسيده است (و براساس آن كليه حقوق شهروندي از مسلمانان اين كشور سلب شده است) چگونه بايد باشد كه نتيجه بخش باشد؟ هرچند نهادهاي بشري در انجام وظايف ذاتي خود كارآمدي مطلوب ندارند و برخي از ساختارهاي ناعادلانه و اعمال نفوذهاي قدرتهاي غربي موجب انحراف و ناكارآمدي نهادهاي بينالمللي و نااميدي ملتها شده است اما هنوز در برخي از كانونهاي بينالمللي متوليان دلسوز و متعهد وجود دارد، بنابراين همبستگي اسلامي و استفاده از ظرفيتهاي جمعي در محيط بينالمللي ميتواند بخشهايي از نهادهاي حقوق بشري و بينالمللي را براي ياري مسلمانان ميانمار فعال كند.
اين قانون در نظام دادرسي بينالمللي قابل رد و تجديدنظر است؟ تصميم سال ۱۹۸۲ قابل نقض در نظام دادرسي بينالمللي است زيرا اين نوع تصميمات و اين نوع رويكردها ماهيت سياسي مانند برخي قطعنامههاي شوراي امنيت و ساير نهادهاي بينالمللي دارد. به هر حال نفوذ نظام سلطه و ترويج اسلامهراسي موجب نااميدي ملتها از كارايي سازمانهاي بينالمللي شده است ولي استفاده از برخي از سازمانها مثل سازمان كنفرانس اسلامي و غيرمتعهدها و ديوان لاهه ميتواند در صورت عزم جمعي برخي از كشورها، زمينه حمايت از قربانيان مظلوم ميانمار را فراهم كند.
برخي از كارشناسان معتقدند ضعف ساختاري مجموعههايي نظير سازمان كنفرانس اسلامي و جنبش غيرمتعهدها باعث عدم كارايي و توان تأثيرگذاري بر موضوعات تأسفباري نظير آنچه امروز در ميانمار ميگذرد ميشود، شما هم بر اين عقيدهايد؟ ظرفيتهاي معطل مانده زيادي در سازمان كنفرانس اسلامي و جنبش غيرمتعهدها وجود دارد. جنبش غيرمتعهدها دومين ظرفيت و سازمان كنفرانس اسلامي و سومين ظرفيت بينالمللي جهاني پس از سازمان ملل است ولي ساختار دروني ضعيف و محوريت نداشتن كشورهاي مستقل و انقلابي مانند ايران در اين دو اتحاديه بينالمللي موجب ضعف عملكرد در اين مجموعهها شده است.
ضعفهاي ساختاري كه موجب تضعيف اين اتحاديهها شده را چگونه ميتوان مرتفع كرد؟ تشكيل دبيرخانه دائمي براي جنبش غيرمتعهدها و محوريت كشورهايي مانند ايران در اين جنبش و نيز سازمان كنفرانس اسلامي توأم با ديپلماسي عمومي در قالب تحرك رسانهها، نخبگان، شخصيتها و نهادهاي مردم نهاد ميتواند خلأ كاركردي در برخي از نهادهاي بينالمللي مانند سازمان ملل و شوراي امنيت و نهادهاي حقوق بشري را در موضوعاتي مانند فاجعه نسلكشي ميانمار پر كند. در منطقه برخي حركتهاي ثمربخش تجربيات ارزشمندي است كه ميتواند در سطح جهاني نيز مورد استفاده قرار بگيرد. بيداري اسلامي و گسترش جبهه مقاومت ضدصهيونيستي از تجارب مثبت در دهه اخير محسوب ميشود كه به موازات بيداري اسلامي در منطقه و جبهه ضدصهيونيستي شكلگيري جنبش سرمايهداري در غرب و حركت ضد امپرياليستي در امريكاي لاتين بسترهاي تحول در نهادها و ساختارهاي نظام بينالمللي را فراهم ميكند.
شاخصههايي كه باعث ميشود جايگاه جنبش غيرمتعهدها در محيط بينالمللي ارتقا پيدا كرده و آن را به عنوان سازماني بينالمللي به حساب بياورند چيست؟ نداشتن ساز و كار سازماني و اكتفا كردن به اجلاسهاي دورهاي و نيز فقدان راهبردهاي بنيادي و دورهاي در غيرمتعهدها آسيبهاي اصلي محسوب ميشوند. در واقع جنبش غيرمتعهدها با تشكيل دبيرخانه دائمي و تبديل شدن به سازماني بينالمللي فراتر از اجلاسهاي دورهاي و نيز حمايت جمعي در درون، همراه با الگوسازي جهاني در محيط بينالمللي از شاخصهاي ارتقا جايگاه اين جنبش محسوب ميشود. جنبش غيرمتعهدها با اصلاح ساختار دروني و خروج از انفعال در محيط جهاني ميتواند محوريت رويكردهاي نوين بينالمللي را به دست بگيرد. ايران در سه سال آينده به عنوان رئيس دورهاي عدم تعهد ميتواند براي احيا و اثربخشي اين ظرفيت دوم جهاني فرصت ساز باشد. اتكا ايران به آرمانها و اصول انقلاب و جهاني فرصت تاريخي براي احيا و تقويت جنبش غيرمتعهدها در سه سال آينده است. با ايفاي نقش محوري ايران و نيز انقلاب اخير مصر به عنوان دو عضو تئوريتاي جنبش عدم تعهد در بين سه عضو، فرصتي تاريخي براي احياي اين جنبش در آينده است.
رياست سه ساله كشورمان بر اين جنبش حامل چه دستاوردهايي ميتواند باشد؟
يكي از نشانههاي بارز جهاني براي شكست ايران هراسي برپايه جنبش عدمتعهد در تهران است. با برپايي شانزدهمين نشست سران عدم تعهد در شهريورماه امسال در تهران، يكي از نشانههاي بارز جهاني براي شكست جبهه ضد نظام جمهوري اسلامي ايران رقم خواهد خورد زيرا بهرغم فشارها و محدوديتهاي شديد سياسي و تحريمها و جنگ نرم گسترده در جهت ايران هراسي از سوي غرب، برگزاري شانزدهمين نشست سران عدم تعهد در تهران براي مخالفان انقلاب اسلامي هزينه سنگين داخلي و خارجي را در پي دارد. با برپايي اين اجلاس در تهران فضاي ايران هراسي به شكست بيشتر نزديك خواهد شد، البته برخي از قدرتهاي سلطهگر و همپيمانان آنان براي تضعيف اين اجلاس در تهران از ماهها قبل تلاشهاي پنهاني خود را دنبال ميكنند و مثلاً فشار به برخي از كشورها و تلاش براي تشديد ايران هراسي در افكار عمومي و با هدف تضعيف اجلاس سران عدم تعهد در تهران كاملاً مشهود است، بهگونهاي كه امريكا و صهيونيستها و متحدانشان از برپايي جنبش عدم تعهد در ايران به عنوان يكي از نشانههاي شكست تحريمها، تهديدها و فشارهاي سياسي نام ميبرند.
ناظران بينالمللي و كارشناسان برپايه اين نشست در تهران، آن را نشاندهنده ارتقاي ظرفيتهاي بينالمللي جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي ايران ارزيابي خواهند كرد. البته علاوه بر بارزترشدن ظرفيت بالاي بينالمللي ايران، اجلاس شانزدهم عدم تعهد در تهران فرصتي براي مطالبات ملتها و پرداختن به بعضي از موضوعات مانند فاجعه نسلكشي ميانمار و انتقادهاي عميقتر نسبت به عملكردهاي برخي از كشورهاي غربي و نيز مداخلههاي قدرتهاي سلطهگر در بين كشورهاي عضو خواهد بود.
برخي از تحليلگران با توجه به عملكرد چند هفتهاي اخير مرسي معتقدند انتخاب وي انتظارات مردمي در مصر و حتي جهان اسلام را شايد در قبال حكومت مصر آنگونه كه بايد برآورده نخواهد كرد، نظر شما چيست؟ ماهيت ديني و انقلابي، انقلاب مردم مصر قابل كتمان نيست و لذا مردم از مرسي و دولتش انتظارات جدي براي تحقق آرمانها و مطالبات انقلابي دارند. در سياست داخلي و خارجي مصر، مرسي بايد براي تحقق آرمانهاي انقلاب مردم با شفافيت و قاطعيت بيشتري عمل كند. كمكاري يا عدم شفافيت حركت مرسي در مصر به واكنشهاي بعدي منجر ميشود زيرا تجربيات تاريخي در كشورهاي انقلاب كرده نشان ميدهد كه مردم عملكرد دولتهاي پس از پيروزي انقلاب را بر مبناي آرمانها و مطالبات انقلابي رصد ميكنند و لذا مرسي براي پاسخگويي به آرمانها و مطالبات داخلي و خارجي مردم بايد در مناسبات خارجي و روابط با بازماندگان رژيم مبارك تجديدنظر انقلابي داشته باشد. احتمال برخي فشارهاي پنهاني و اعمال نفوذها براي محدود كردن ظرفيتهاي دولت مرسي در سياست داخلي و خارجي وجود دارد زيرا برخي نشانهها و رفتارهاي اخير نوعي محافظه كاري را به معناي فاصله داشتن از مطالبات انقلابي و ديني مردم در دولت جديد مصر نشان ميدهد كه البته ارتقا آگاهي و ايفاي نقش نخبگان ديني و انقلابي مطالبات و آرمانهاي مردم را بر هرگونه محافظهكاري داخلي و خارجي در مصر غلبه خواهد داد.
عدهاي هم معتقدند مرسي، بازرگان دهه اول انقلاب خودمان است...؟ تا حدودي علائم محافظه كاري و مشي ليبرالي دردولت جديد مصر ديده ميشود اما ظرفيتهاي انقلابي هنوز در پيرامون مرسي براي غلبه برخي رويكردهاي محافظهكار وجود دارد و لذا مرسي در آزمون بزرگ تاريخي براي محوريت انقلاب و ديني در اولين دولت پس از رژيم مبارك و يا منفعل شدن و جايگزين شدن با حركتهاي بعدي قرار دارد.
رويكرد سياست خارجه مرسي را با توجه به آنكه از يك طرف با هيلاري كلينتون و مقامات سعودي ديدار داشته و از طرف ديگر با خالد مشعل، چگونه ارزيابي ميكنيد؟ نوعي سردرگمي و يا مشي محافظهكاري در حركتهاي مرسي و اطرافيانش ديده ميشود. تعامل با حماس، ايران و برخي از كشورهاي مستقل منطقه به موازات تعامل با آمريكا، عربستان و همچنين همراهي نسبي با بازماندگان رژيم مبارك، دولت مرسي را با سردرگمي مواجه خواهد كرد. تعارضات دروني وخارجي دولت مرسي در كوتاه مدت بروز خواهد كرد. مرسي براي صيانت از پشتوانه مردمي بايد در مناسبات با حاميان رژيم مبارك رويكرد انقلابي داشته باشد. تعامل با حاميان اصلي مبارك به عنوان دشمنان ملت مصر يعني امريكا و بازماندگان اين كشور در داخل كشور به دستاوردهاي انقلاب و موفقيتهاي مرسي آسيبهاي اساسي خواهد زد.
نگاه سكولاريستي آقاي مرسي را بايد در شخصيت وي جستوجو كنيم يا به دنبال دلايل ديگري بگرديم؟ فقدان تجربه كافي سياسي و برخي نگرشهاي سكولاريستي در طيف مرتبط با مرسي موضوعيت و واقعيت دارد. در واقع ضعف تجربه توأم با برخي نگرشهاي نسبي سكولاريستي به ماهيت انقلابي و حاكميت ديني در مصر آسيب خواهد زد كه استفاده از تجربيات ساير انقلابها و اتكا بر مبنا و اصول اسلامي نجات دهنده آرمانها و انقلاب مردم مصر خواهد بود.
چشم انداز دولت مرسي را چگونه ميبينيد؟ هرچند در كوتاه مدت تحقق اهداف اسلامي و انقلاب در مصر با ترديد مواجه است اما روند تكاملي انقلاب مصر حتي با كمكاري برخي از اجزاي دولت جديد در ميان مدت و بلند مدت رخ خواهد داد. به عبارت ديگر نسل جوان و موتور محركه ديني و انقلابي در مصر هرگونه رفتار سازشكارانه داخلي و خارجي را در ميان مدت پشت سرخواهد گذاشت و لذا بايد بين روند كوتاه مدت و بلند مدت در انقلاب مصر تمايز تحليلي قائل شد.
تحولات سوريه را چگونه ارزيابي ميكنيد در حالي كه پاكسازي در حلب با اعزام ۱۵۰۰ نيروي تازهنفس ادامه دارد و تروريستها همچنان به عقبنشيني ادامه ميدهند؟ وقايع سوريه براي اين كشور، منطقه و جهان سرنوشتساز است. سوريه به كانون تقابلهاي منطقهاي و جهاني تبديل شده است. اصلاحات و تعامل دولت بشار اسد و مردم و حتي مخالفان غيرشورشي در سوريه در داخل و مهار مداخلههاي خارجي در سطح بينالمللي راهگشاي ثبات، امنيت و مطالبات مردم در سوريه خواهد بود. هجوم سنگين خارجي براي مداخلههاي سياسي، اطلاعاتي و امنيتي در سوريه نشاندهنده اهميت وقايع اين كشور در منطقه و جهان است. صهيونيستها با درك روند سراشيبي منطقهاي تحت حركت بيداري اسلامي و گسترش جبهه ضدصهيونيستي در منطقه به دنبال انتقام از محور مقاومت و پيدا كردن شبكه نفوذ در سوريه هستند. از سوي ديگر امريكا و غرب با تحمل شكست از بيداري اسلامي و متزلزل شدن موقعيت رژيم صهيونيستي، طمع ورزي استراتژيكي در سوريه دارند. جايگزين كردن دولت بشار اسد با دولت غربگرا و همراه با رژيم صهيونيستي و شكستن انسجام محور مقاومت و رخنه جديد در منطقه پس از تزلزل مهرههاي وابسته به آنان از اهداف جبهه غربي - عربي عليه سوريه است كه عزم دولت اسد براي اصلاحات و اتكا به مطالبات مردم توأم با مقاومت بينالمللي روسيه، ايران و چين و حساستر شدن افكار عمومي ناكامي مداخلهگران خارجي و مهرههاي داخلي آنان در سوريه را تاكنون در پيداشته است. شكست طرح كودتا در ۱۰ روز قبل و همزمان با اعمال فشار به شوراي امنيت براي قطعنامه مداخله نظامي انفعال جديدي را براي جبهه غربي - عربي عليه سوريه خواهد داشت. تلاش براي تعامل معارضين غيرشورشي با دولت و حمايت از حاكميت، امنيت و استقلال ملي سوريه از سوي كشورهايي مانند ايران، روسيه و چين به موازات مقاومت مدبرانه داخلي در اين كشور راهبردهاي برون رفت از وضعيت كنوني است كه موقعيتهاي اخير امنيتي ارتش و همراهي مردم در سوريه در شكست طرح كودتا و ناكامي شورشيان هدايت شده از خارج مرزها بسيار مؤثر بود. طمعورزي برخي از همسايگان و برخي از قدرتهاي غربي و به ويژه فشار رژيم صهيونيستي براي سقوط سوريه نتيجه معكوس خواهد داشت و هرگونه تهديد نظامي خارجي مانند حمله نظامي رژيم صهيونيستي به سوريه به تقويت داخلي و بينالمللي اين كشور منجر ميشود.
با يك ديد واقع بينانه و با توجه به فشارهاي سنگين داخلي و منطقهاي بينالمللي كه عليه بشاراسد وجود دارد ميتوان انتظار داشت كه سوريه روي آرامش و ثبات را به خود ببيند؟ اتكا به اصلاحات و مطالبات مردم و تعامل با مخالفان سياسي غيرمسلح و حفظ استقلال ملي، اساس موفقيت دولت در سوريه است. ارتش و دولت سوريه با موفقيتهاي اخير امنيتي ظرفيت مناسبي را براي صيانت از استقلال و ثبات اين كشور نشان دادهاند و لذا پاكسازي مناطق باقي مانده سوريه از نيروهاي مسلح خود فروخته و شورشي نبايد موجب غفلت دولت از ادامه اصلاحات و مطالبات مردم شود. آمادگي دولت براي تعامل با مخالفان منطقي و غيرمسلح در داخل سوريه به موازات ادامه اصلاحات قانوني و برپايي انتخابات طبق قانون توأم با تلاش امنيتي در داخل و مناطق مرزي در برقراري آرامش و ثبات و انسجام ملي سوريه تعيين كننده خواهد بود كه كمك برخي از كشورها مانند ايران ميتواند در تعامل بين دولت اسد و مخالفان آن مؤثر باشد.
ارزيابي شما از مذاكرات ايران با گروه ۱+۵ در سطح كارشناسي كه در هفته گذشته صورت گرفت چيست؟ امروز مواضع جمهوري اسلامي اصولي و منطقي است و در اجلاس كارشناسي نيز همين مواضع بيان شد. اين مذاكرات تا حصول نتيجه مثبت و سازنده ادامه خواهد يافت و جمهوري اسلامي ايران بايد حق استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي را داشته باشد.
اگرچه تاكنون به صورت صريح اين موضوع از سوي طرفهاي غربي عنوان نشده است اما اين حق از سوي مذاكرهكنندگان گروه ۱+۵ بايد به رسميت شناخته شود.
بايدگفت پيشبرد مذاكرات هستهاي با كمرنگتر شدن اهداف سياسي رخ خواهد داد. نشست اخير فني و كارشناسي ايران و ۱+۵ در استانبول از اقدامات مفيد در روند مذاكرات ۱۰ ساله هستهاي بوده است.
آمادگي گروه ۱+۵ براي گفتوگو بر مبناي حقوقي و منطق كارشناسي در بعد فني كه پايه پيشرفت مذاكرات است را بايد حائز اهميت شمرد، هرچند غرب بايد بين منافع خود و رژيم صهيونيستي قدرت انتخاب داشته باشد تا فرصت پيشبرد مذاكرات با ايران را پيدا كند.
اين يك امر بديهي است كه سايه منافع صهيونيستها و اهداف انحرافي امريكا بر كارآمدي گروه ۱+۵ آسيب زده است و آنها بايد در جهت مرتفع كردن مشكلات بهوجود آمده قدم بردارند.
واقعيت آن است كه خروج اعضاي ۱+۵ از انفعال برابر امريكا و اسرائيل تضمين كننده پيشرفت گفتوگوها و نيل به همكاري متقابل با ايران است و غرب در تحريمهاي جديد همانند گذشته نتيجه معكوس ميگيرد.
ايران از سالها قبل بر اساس سوءظني كه نسبت به رفتارهاي غرب داشت ظرفيتهاي گستردهاي را براي خنثيسازي تحريمها و تهديدهاي مختلف فراهم كرده است اما هربار با رفتار مغرضانه و شبهه آلود طرفهاي غربي روبهرو شده است كه اين امر در روند تعاملات و ارتباطات فيمابين تأثيرگذار بوده است. آنها پذيرفتهاند كه ايران در ابعاد گوناگون ظرفيتهاي داخلي و خارجي كارآمدي براي شكست تحريمها را در اختيار دارد والبته اهتمام گروه ۱+۵ براي اتكا به توافقات استانبول ۲، بغداد و مسكو ميتواند زمينه برون رفت از شرايط كنوني را فراهم سازد و به لحاظ حقوقي و فني ايران و ۱+۵ سريعتر و با روند برد- برد به توافقات جامع نائل شوند.
چه چيز به ابعاد حقوقي وفني نشستهاي كارشناسي صورت گرفته آسيب ميزند؟ آنچه به ابعاد حقوقي و فني در گفتوگوهاي ايران و ۱+۵ آسيب جدي ميزند اتكاي غيرمنطقي به اهداف سياسي از طرف گروههاي مذاكره كننده است. برآيند تحولات و متغيرهاي سياسي و غيرسياسي در چالش ايران و غرب به نفع راهبرد فشار يا مذاكره براي مذاكره نيست.
نشست معاونين جليلي و اشتون ميتواند حاوي پيامهاي خوبي براي دوطرف مذاكرهكننده باشد و اين گفتوگو ميتواند چشمانداز ادامه مذاكرات را روشنتر كند. ملت ايران در صيانت از حقوق هستهاي همانند گذشته با تيم مذاكره كننده خود همگام و همراه است و اين همراهي ميتواند پيام روشني براي غرب در مذاكرات باشد.
ظرفيتهاي داخلي، منطقهاي و فرا منطقهاي ايران، غرب را در شكست تحريمها به موازات پيشرفتهاي بيشتر ايران در فناوري هستهاي صلح آميز شگفتزده خواهد كرد.