کد خبر: 479051
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
نگاهي به اجراي نمايش «شب روي سنگفرش خيس»
امين خرمي
زنده‌ياد اكبر رادي بدون شك واقعي‌نويس‌ترين نمايشنامه‌نويس نيم قرن اخير تئاتر ايران است كه همواره زبان خاص، با هويت و شناسنامه‌دار نمايشنامه‌هاي او در كنار پرداخت دقيق و اشراف مثال‌زدني اين درام‌نويس از زندگي ايراني، او را در تاريخ تئاتر كشور به نامي تكرار ناشدني بدل كرده است. در اين ميان بيش از دو دهه است كه اجراي نمايشنامه‌هاي اين نويسنده فقيد در صحنه‌هاي تئاتري با نام بزرگ ديگري به نام هادي مرزبان گره خورده است. اين رابطه تنگاتنگ تا جايي پيش رفت كه زنده‌ياد رادي در آخرين ماه‌هاي زندگي خود عنوان كرده بود: «وفاق و هماهنگي يا اختلاف سليقه جاي خود، من به قدر‌شناسي زحماتي كه مرزبان پاي اين چند پاره نمايشنامه من كشيده، هيچ حرفي براي گفتن ندارم، جز آنكه در برابر صفاي رنج‌هاي عاشقانه او سر فرود بياورم.» تا اينجاي كار در ثابت‌قدمي مرزبان در به روي صحنه آوردن اين آثار بحثي باقي نمي‌ماند و بي‌تعارف، او براي معرفي كردن نمايشنامه‌نويس بزرگي چون رادي زحمات بسياري كشيده است و جاي قدرداني بسيار دارد. به هر حال از بد حادثه نمايشنامه‌نويسان كشور تا پيش از جان‌بخشي آثارشان در صحنه‌هاي نمايشي با وجود گرانسنگ بودن، گمنام مي‌مانند و البته زنده‌ياد رادي در اين ميان يك استثناست، هر چند بايد اذعان داشت كه زحمات هادي مرزبان در معرفي اين نمايشنامه‌نويس چيره‌دست به نسل جديد تئاتري‌هاي كشور ما قابل چشم‌پوشي نيست. 

حرف تازه كجاست؟
القصه! همه چيز خوب پيش مي‌رفت، هادي مرزبان بعد از تجربه‌هاي ابتدايي و موفق آثار رادي، ۱۴ سال پيش با اجراي نمايشنامه «شب روي سنگفرش خيس» زنده‌ياد رادي آن هم با حضور هنرمند بزرگي چون استاد جمشيد مشايخي و بازيگراني مانند ايرج راد، علي رامز و فردوس كاوياني در سالن اصلي مجموعه تئاتر شهر يكي از ماندگارترين اجراهاي تئاتري بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي را به صحنه برد و تا مدت‌ها بعد از اجراي عمومي اين اثر، كيفيت و نحوه ارائه اين نمايشنامه نقل محافل تئاتري بود. اما دست روزگار بار ديگر اجراي اين نمايش را در سال ۱۳۹۱ در تماشاخانه ايرانشهر براي مرزبان مقدر ساخت، آن هم بعد از آنكه اجراي نمايشنامه «تانگوي تخم مرغ داغ» يكي ديگر از آثار زنده‌ياد رادي با موافقت مسئولان شوراي ارزشيابي و نظارت مركز هنرهاي نمايشي رو‌به‌رو نشد! در زمان آغاز تمرينات مرور خاطرات و زنده شدن آن اجراي موفق موجي از هيجان و دلخوشي را در ميان اهل تئاتر و مخاطبان اين هنر ايجاد كرد و خبر حضور نيافتن جمشيد مشايخي به دليل بيماري هم از شدت اين هيجان نكاست، اما با آغاز اجراي عمومي اين اثر نمايشي، متأسفانه تمام آن هيجانات و سرخوشي‌ها با چنان ضربه سختي مواجه شد كه كمترين دستاورد آن دلسردي و سرخوردگي مخاطبان تئاتر از ديدن يك اثر نمايشي بود.
 
آري، مرزبان با اجراي اين نمايش نه تنها اثري از هادي مرزبان سال‌هاي گذشته نداشت كه انتخاب ضعيف بازيگران به خصوص هنرپيشگان محوري اين اثر (دكتر غلامحسين مجلسي) با بازي بهزاد فراهاني، (فرهاد آرمين) با نقش‌آفريني ايوب آقاخاني و (نوشين دختر دكتر مجلسي) با بازي شيوا مكي‌نيان به بزرگ‌ترين نقطه آسيب اين اثر نمايشي در بازخورد با مخاطب تبديل شد. اين درست است كه اجراي مجدد يك نمايشنامه مي‌تواند جذابيت‌هاي بالقوه‌اي در خود داشته باشد اما ساده‌ترين و در عين حال مهم‌ترين نكته در اجراي دوباره اين اثر به راحتي از چشم كارگردان دور ماند و مرزبان اين بار نشان داد كه بر خلاف گذشته تنها به اجراي اين اثر نمايشي فكر مي‌كند و نه هيچ چيز ديگر! نمايشي با مدت‌زمان ۱۴۵ دقيقه در ابتدايي‌ترين شكل خود بايد داراي بازي‌هاي قوي، ريتمي مناسب و جذابيت بصري باشد كه متأسفانه اين اثر نمايشي در تمامي اين مباحث از ضعف‌هاي آشكاري برخوردار بود. اين اثر در خلال اجراي خود به وضوح نشان داد كه كارگردانش نه تنها حرف تازه‌اي در اجراي مجدد اثر ندارد كه حتي التزامي در رعايت كيفيت اجراي قبلي نيز با خود به همراه نداشت تا تماشاگر حداقل دلخوش به اجراي يكدستي در دل يك اثر نمايشي باشد. 

زمان بازي نام‌ها گذشته است!
علي رامز و فردوس كاوياني به وضوح از بازيگران پيشكسوت و شناخته‌شده تئاتر و تلويزيون كشور هستند كه خاطرات خوشي را براي عموم مخاطبان با نقش‌آفريني‌هاي متنوع خود ترسيم كرده‌اند اما صحنه تئاتر آن هم نمايشي با گستره زماني ۱۴۵ دقيقه تنها جايگاه حضور نام‌هاي شناخته شده نيست! اين صحنه براي ارتباط‌گيري با مخاطب به انرژي نياز دارد و قدرت! رامز و كاوياني كه به ترتيب ايفاگر دو كاراكتر «محمدباقر مژدهي» (دوست و همكار دكتر مجلسي در دانشگاه ادبيات) و «ابوالفضل گلشن» (صاحبخانه دكتر مجلسي و از طبقه عامي اجتماع) هستند، سال‌هاست از صحنه نمايش دور هستند در كنار تپق‌ها، فراموش‌كردن‌ها و سلاخي ديالوگ‌ها و زبان ناب زنده‌ياد رادي توسط اين دو بازيگر در صحنه، متأسفانه بهزاد فراهاني، فرزانه كابلي (در نقش خواهر دكتر مجلسي) و شيوا مكي‌نيان نيز نه درك صحيحي از شخصيت به دست آورده‌اند و نه در ارائه كاراكتري باور‌پذير كوچك‌ترين توفيقي كسب كرده‌اند.
 
فراموش كردن ديالوگ و تپق‌هاي مكرر در بيان ديالوگ‌ها تا آن حد از بهزاد فراهاني با آن سابقه طولاني در عرصه بازيگري تئاتر باورپذير نيست كه ادا درآوردن و تأكيد بر بازيگري اغراق‌آميز توسط فرزانه كابلي و شيوا مكي‌نيان، حتي در اين ميان ايوب آقاخاني نيز به هيچ وجه در قامت كاراكتر دكتر آرمين به عنوان يك پژوهشگر وطن‌پرست و متعهد به آرمان‌هاي انقلاب و دفاع مقدس نمي‌تواند در ارتباط‌گيري با مخاطب موفق عمل كند و در اين ميان بهتر است درباره بازي خارج از عرف نمايش‌هاي رئاليستي مهدي عبادتي و نيكي مظفري به عنوان خواهر‌زاده و همسر دكتر مجلسي اصلاً سخني به ميان نيايد! حضور اين نام‌هاي شناخته‌شده در كنار توفيق نيافتن در ارائه بازي يكدست و قابل قبول به منزله مهر تأييدي بر اين ادعاست كه مدت‌هاست در عرصه تئاتر نام‌ها بازي نمي‌كنند و قدرت بيان، حركت و تكنيك بازيگران است كه رضايت مخاطب را با خود به همراه دارد. فارغ از طراحي صحنه زيبا و كاربردي نمايش، اين اثر تئاتري به هيچ وجه در قد و اندازه كارگردان خوش‌سابقه‌اي مانند هادي مرزبان تعريف نمي‌شود و در يك جمله بايد گفت كه برخلاف اجراهاي قبلي اين كارگردان از آثار زنده‌ياد رادي، اين بار در اجراي نمايشنامه «شب روي سنگفرش خيس» به قلم اكبر رادي، تنها شاهد قتل شبانه «رادي» روي سنگفرش خيس بوديم و بس!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار