
اين فرض ميتواند تا حدي هم جامه عمل پوشانده شده باشد، اما اصل قصه آن است كه وقتي قرار است جامعهاي بكوشد تا با اقتصاد مقاومتي روي پاهاي خودش بايستد، يعني آنكه بايد سياستهايش را بر مبناي سختترين شرايط اقتصادي پايهگذاري كند تا هيچ پاشنه آشيلي در عرصه اقتصاد برايش نماند كه بعدتر فرصت امتياز گرفتنهاي سياسي را براي دشمن فراهم كند. اين امر اتفاقي است كه در ايران، ايراني كه داعيهدار انقلابي است كه مقابل شرق و غرب ايستاده، بايد خيلي پيش از اينها اتفاق ميافتاد، اما هنوز هم چندان دير نيست. اقتصاد مقاومتي اگر امروز پايهريزي نشود، در آينده بابت اقتصاد و اهرمهاي فشاري كه از طريق آن اعمال ميشود، ضرر بيشتري خواهيم ديد، اما ملزومات اين اقتصاد مقاومتي كه در آخرين بيانات رهبري (سوم مرداد ۹۱) مورد تأكيد قرار گرفتند، چيست؟
باور كردن شرايط فوق العاده
اولين نكته آن است كه بايد باور داشت در شرايط جنگ اقتصادي هستيم. مردم و مسئولاني كه هنوز بودن در شرايط جنگي را باور نكردهاند، چطور ميتوانند دست به مقاومت بزنند؟ اين باور كردن هم اتفاقي نيست كه به حرف باشد بلكه تحركات دشمن از پيشترها نشان ميداد كه برنامهريزي گسترده آنها براي ناراضي ساختن مردم از جمهوري اسلامي، اين بار در بعدي وسيعتر از تحريمهاي گذشته بر محور اقتصاد متمركز شده است. به موازات برنامهريزيهاي پشت صحنه براي اعمال فشارهاي اقتصادي بر جمهوري اسلامي، رسانههاي غربي نيز آتشبيار سياهنمايي در مورد وضعيت اقتصادي مردم ايران ميشوند و فضا را به گونهاي مديريت ميكنند كه وجود قحطي در ايران هم براي مخاطب ناآگاه، دور از ذهن به نظر نرسد!
در چنين فضايي، مردم از سويي و مسئولان از سويي ديگر بايد باور كنند كه فضاي اقتصادي نميتواند عادي تلقي شود. بايد سياستها و عملكردها مبتني بر حضور در شرايط فوقالعاده باشد.
قطع وابستگي نفتي اقتصاد مقاومتي نميتواند همه كشور را بر مبناي صادرات يك قلم كالا كه البته انحصار جهاني توليد آن هم در دست ما نيست، تأمين كند.
چه آنكه در مواقع بحراني و زماني كه ايران نخواست تن به زيادهخواهيهاي غرب بدهد، عدم خريد آن كالا توسط كشورهاي ديگر، ميتواند سلاحي باشد عليه خود ما! اتفاقي كه در ابعاد كوچكش همين امروز عليه ما با تحريم نفتيمان توسط اتحاديه اروپا در جريان است. اما اين بعد كوچك كه ما به ياري خدا، به راحتي از آن گذر خواهيم كرد، ميتواند فرصت گرانبهايي در دست دولتمردان و حتي مردم ايران باشد كه از پس سالها تكيه بر درآمد نفتي كه تقريباً بيزحمت، خزانه مملكت را پر ميكند! خود را و اقتصاد كشور را برهانند. اين رهاندن با تكيه بر علم و پررنگ كردن صنايع ديگر و توجه به ظرفيتهاي گوناگوني كه در اين سرزمين وجود دارد، بيهيچ ترديدي موفقيتآميز خواهد بود و اهرم فشار «تحريم نفتي» را براي هميشه از دستان جهان سلطه خارج خواهد ساخت.
تغيير كمي و كيفي در خريد از ديگر ملزومات اقتصاد مقاومتي توسل به اصلاح الگوي مصرف است؛ عنواني كه در سالهاي گذشته براي بسياري از مسئولان، صرفاً شعار يكي از سالها و موضوع همايشها و سخنرانيها بوده است، بيآنكه عملاً در دنياي حقيقي، اتفاقي براي انجام چنين اصلاحي صورت بگيرد. رهبر معظم انقلاب، سهشنبه همين هفته در ديدار با كارگزاران نظام، اجر پرهيز از اسراف و ملاحظه تعادل در مصرف را يك حركت جهادي در مقابل دشمن دانست كه ميتواند اجر جهاد في سبيل الله را هم داشته باشد و البته كه اين امر مهم، در عملكرد مسئولان جمهوري اسلامي نمود چنداني ندارد. فضاي شهري و آگهيهاي بازرگاني تلويزيوني سرشار از تبليغ مصرفگرايي است و مسئولان مربوطه هم زياد از اين موضوع احساس ناراحتي ندارند!
اين امر جدا از اين است كه در همان مصرف غيراسرافكارانه نيز بايد خريد كالاي توليد داخل در اولويت باشد. اساساً نميتوان به بودن در فضاي جنگ و مقاومت اقتصادي باور داشت و در عين حال، سرمايه ملي را خرج خريد كالاي خارجي كرد! بنابراين هم از بعد كمي بايد هزينهها را پايين آورد و هم از بعد كيفي بايد درآمدها در خريد كالاي توليد داخل هزينه شود.
تنبلي را كنار بگذاريم! و در نهايت، چنانچه چند روز پيش نيز در گزارشي آورده بوديم، پيروزي در عرصه اقتصاد، پس از «اصلاح الگوي مصرفـ» ميان ايراني ها، نيازمند «كار و همت مضاعف» است. دوري كردن از برخي تنبلكاريهاي ما جماعت ايراني كه متأسفانه بين جمعي از مردم و برخي مسئولان ريشه دوانده، نيازمند فرهنگسازي است. شايد زمان زيادي لازم باشد كه جوانانمان را ياد بدهيم كه فرهنگ پشت ميزنشيني پيشرفت نميآورد؛ ترقي اقتصادي نميآورد و چينيها با پشت ميزنشيني نيست كه بازار كفش و پوشاك و كيف و... را در دنيا در دست گرفتهاند. رهبري نيز در همان ديدار مذكور فرمودند: «ما هنوز آن حالت لازمِ متناسب اسلامى را در ميدان كار و اينها در خودمان به وجود نياورديم؛ يك قدرى دچار تنبلى هستيم؛ اين جزو ميراثهاى دوران استبداد و تسلط ديكتاتورى بر كشور است. وقتى در يك كشورى ديكتاتورى بود، مردم تنبل ميشوند؛ استعدادها به ميدان تجربه و عمل وارد نميشوند. اين ميراث دوران استبداد است كه در ما وجود دارد. بايد تنبلى را كنار بگذاريم.»