کد خبر: 478476
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
گفت‌وگوي «جوان» با «هادي مرزبان» به بهانه تكرار اجراي نمايشي پس از 14 سال
سپيده آماده
نمايش ماجراي دكتر مجلسي با بازي بهزاد فراهاني را روايت مي‌كند كه در كنار نوشين دختر نابينا و خواهر بيوه‌اش روزهاي بازنشستگي اجباري را مي‌گذراند. در همين منوال نامه دعوت به كار مجدد از سوي دانشگاه آرامش او را به هم مي‌زند و اما دكتر مجلسي ميان رفتن و نرفتن بايد يكي را انتخاب كند. در اين ميان صاحبخانه مابه‌التفاوت مبلغ رهن را از او طلب مي‌كند در حالي كه مجلسي از پس پرداخت اين هزينه بر‌نمي‌آيد و اين اتفاق رويه زندگي آنها را به هم مي‌ريزد. اجراي سال ۷۷ با بازي بزرگاني مانند جمشيد مشايخي و فرهاد آئيش و ايرج‌راد بود و در اجراي سال ۹۱ بهزاد فراهاني، بهرام ابراهيمي و ايوب آقاخاني به جاي آنها بازي مي‌كنند، البته فرزانه كابلي، فردوس كاوياني و علي رامز از كساني هستند كه هم در اجراي آن سال و هم سال ۹۱ حضور داشتند. 

كارگرداني «شب روي سنگفرش خيس»، را ‌هادي مرزبان، كارگردان نامي تئاتر كشور كه ۴۰ سال سابقه حضور در عرصه تئاتر را داشته، بر عهده دارد؛ كارگرداني كه در تمام اين سال‌ها به اجراي نمايش‌هاي ايراني مشهور بوده و به قول خودش در تمام اين ۴۰ سال شايد يكي دو اجراي نمايشنامه خارجي هم داشته است. او فارغ‌التحصيل رشته بازيگري و كارگرداني از دانشكده هنرهاي زيباي تهران است و كارشناسي ارشد طراحي صحنه را در دانشگاه برونل انگلستان گذرانده است. «خانمچه و مهتابي» آخرين نمايش او بود كه سال گذشته به صحنه تالار برج آزادي رفت و امسال هم با نمايش «شب روي سنگفرش خيس» مهمان شب‌هاي ايرانشهر است. پاي صحبت‌هاي‌«هادي مرزبان» نشسته‌ايم تا از او درباره نمايش جديدش و دغدغه‌هايي كه باعث اجراي دوباره نمايش پس از ۱۴ سال شد، بپرسيم.

آقاي مرزبان! چرا پس از ۱۴ سال، دوباره تصميم گرفتيد نمايش «شب روي سنگفرش خيس» را كه در سال ۷۷ روي صحنه تئاتر شهر رفته بود، اجرا كنيد؟
يكي از وظايف تئاتر اين است كه بازتاب مسائل جامعه باشد. در سال ۷۷ من كه اين نمايشنامه را كار كردم، ممكن بود دلايل ديگري داشته باشم كه يكي از دغدغه‌هايم فقر و بي‌عدالتي بود. كار رادي هم بررسي همين مسئله است و اصلاً دليل گرايش من به كارهاي رادي پرداختن او به فقر و بي‌عدالتي است. برخي از مسائل اين روزهاي اجتماع هم باعث شد كه من اين كار را دوباره اجرا كنم. 

تفاوت اين اجرا را با اجراي سال ۷۷ چگونه مي‌بينيد؟

تفاوت اين اجرا با اجراي سال ۷۷ به اندازه ۱۴ سال است. آن موقع من ۱۴ سال جوان‌تر بودم و امروز ۱۴ سال پيرتر شده ام، جامعه آن روز يكسري دغدغه داشت امروز يكسري دغدغه ديگر، اصلاً ربطي به اينكه چه كسي بازي كرده، ندارد. 

در اجراي قبلي جمشيد مشايخي و فرهاد آئيش و ايرج راد نقش‌هاي اصلي را بازي مي‌كردند و در اين اجرا آقاي بهزاد فراهاني، بهرام ابراهيمي و ايوب آقاخاني، شما اين تفاوت بازي‌ها را چطور مي‌بينيد؟
من قائل به چنين تفاوت‌هايي نيستم. به نظر من رادي در سه بازيگر اجراي سال ۷۷، وجودي را متبلور كرده كه همين وجود به صورت متفاوت در سه بازيگر اصلي اجراي امسال متبلور شده است. درست است كه همه اين شخصيت‌ها را رادي ايجاد كرده اما هر كدام از اين كاراكترها، ويژگي‌هاي متفاوتي دارند، به همين دليل اين نقش‌ها قابل مقايسه با هم نيستند، مثلاً شخصيت فلكشاهي در نمايش سال ۷۷ فرهاد فلكشاهي بود با بازي فرهاد آئيش و امسال بهرام فلكشاهي با بازي بهرام ابراهيمي كه با هم تفاوت دارند. از تمام نقش‌آفريني‌ها هم راضي بودم، اگر نبودم اصلاً تأييد نمي‌كردم. 

از سه بازيگر اصلي اجراي سال ۷۷ راضي‌تر بوديد يا از بازيگران امسال؟
ممكن است من از يكي راضي‌تر باشم اما عنوان كردنش كار درستي نيست.
با نگاهي به كارنامه هنري شما مشخص مي‌شود كه بيشتر نمايشنامه‌هاي آقاي رادي را اجرا كرده‌ايد.
 
كار آقاي رادي چه مؤلفه‌هايي دارد كه آنقدر شما را به سمت خود جلب مي‌كند؟
من هيچ وقت با تئاتر عقيم ميانه‌اي نداشته‌ام؛ اينكه يك عده‌اي به سالن تئاتر بيايند و يك ساعتي گريه كنند يا بخندند و بعد بروند و تمام. تئاتر بايد به گونه‌اي باشد كه مخاطب وقتي سالن را ترك مي‌كند، سؤالي در ذهنش ايجاد شود، مثلاً چرا خواهر شخصيت اصلي نمايش با بازي خانم كابلي، پيشنهاد ازدواج آقاي گلشن را قبول نكرد و چرا براي تهيه پول رهن خانه، پيش دكتر فلكشاهي رفت. مسئله من در اين نمايش فقر و بي‌عدالتي بود و پيامدهايي كه براي خانواده و جامعه به دنبال دارد. متأسفانه در كشور ما افرادي كه به دنبال تحصيل علم و دانش رفته‌اند و در مشاغلي مانند استادي دانشگاه مشغول به كار هستند، مجبور‌ند با حقوق اندك كارمندي روزگار بگذرانند و پول و سرمايه در دست كساني است كه هيچ ربطي به علم و دانش ندارند.
فقري كه در نمايش «شب روي سنگفرش خيس» به آن پرداخته، فقري است كه باعث مي‌شود اصلي‌ترين داشته‌هاي انسان‌ها مانند كتاب‌هاي خطي و ارزشمند آرمين، آبروي رخساره به خاطر آن به خطر بيفتد و در نهايت پول رهن خانه با از بين رفتن اين ارزش‌هاست كه به دست مي‌آيد.
بله. يك خانواده به خاطر تهيه پول رهن خانه كه ۱۰۰ هزار تومان بود نابود شدند، البته ۱۰۰ هزار تومان آن سال‌ها معادل ۳ تا ۵ ميليون اين روزهاست. 

به نظرتان پايان‌بندي نمايش خيلي تلخ و سياه نبود؟ مخاطب با پايان نمايش تا روزها به اتفاقات ناگواري كه براي شخصيت‌ها افتاده، فكر مي‌كند.
اصلاً قصد من اين بود؛ اينكه تماشاگر تا مدت‌ها به نمايش فكر كند. دغدغه من همين بود كه پايان‌بندي نمايش بيننده را آزار بدهد و پس از پايان نمايش به آن فكر كند، مثلاً كاراكتر حامد خيلي تماشاگران را آزار مي‌دهد. اگر واقعاً تلخي نمايش آنقدر تأثير‌گذار است، من به هدفم رسيده‌ام. سال‌ها پيش من براي جشنواره‌اي به كردستان رفته بودم، در خيابان ناگهان يكي از جوانان كرد مرا صدا كرد و گفت من سال ۸۲ يك نمايشي از شما را ديدم اما هنوز هم اين نمايش من را ترك نكرده و فكرم مشغول داستان آن است، اين هدف كار نمايش است. 

يكي از پرسش‌هايي كه براي مخاطبان نمايش شب روي سنگفرش خيس پيش مي‌آيد اين است كه چرا حامد به اين راحتي وارد خانه شوهر‌خاله‌اش(مجلسي) مي‌شد و در پايان هم باعث خودكشي دختر مجلسي شد، چرا مجلسي از ورود او جلوگيري نمي‌كند؟
حامد خواهرزاده مجلسي بود، همسر مجلسي با جدايي و تنها گذاشتن او زندگي‌اش را نابود كرده بود و الان نوبت خواهرزاده‌اش بود كه مجلسي را آزار دهد. مجلسي هم به خاطر آبرويش در ميان همسايه‌ها، با حامد برخورد شديد نمي‌كرد و اگر نه مي‌توانست او را تحويل پليس بدهد. اين اتفاق ممكن است براي هر انساني كه ترس از ريختن آبرو دارد، بيفتد و در بسياري از موارد كوتاه بيايد چون نمي‌خواهد آبرويش خدشه‌دار شود. 

حامد كليد خانه مجلسي را داشت كه وقت و بي‌وقت وارد مي‌شد؟
حامد از در خانه نمي‌آمد و هميشه از پنجره وارد مي‌شد، اين ورود بي‌اجازه و آزار‌دهنده او به نوعي استعاره از آدم‌هاي زالو‌صفت جامعه است. 

استقبال از نمايش به چه صورت بود؟
خيلي خوب بود و در تمام روزهاي اجرا سالن پر از تماشاگر بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار