
او با خواندن كتابهايي مثل كتاب التشيع عزم خود را جزم كرد تا براي آموختن تعاليم ناب شيعي راهي ايران شود و بهتر بتواند از اين گنجينه عظيم بهرهبرداري كند و به عنوان مبلغ تشيع در اين بازار جعليات وهابيت كه با تمام قوا شمشير عليه تشيع كشيدهاند در كشورش فعاليت تبليغي داشته باشد.
چگونه با انقلاب اسلامي آشنا شديد؟ زماني كه انقلاب ايران اتفاق افتاد من خيلي كوچك بودم ودرمدارس ديني اهل تسنن درس ميخواندم. استادي داشتيم كه آن موقع از ايران براي او روزنامه ميفرستادند ما از مطالب آن چيزي نميفهميديم تا وقتي كه بزرگ شديم با تشيع آشنا و گرايش پيدا كردم، تازه فهميدم آن مطالب درباره انقلاب ايران چه بود، يعني ميشود گفت تشيع به كشورهاي ما وارد شد تنها به بركت انقلاب اسلامي ايران، آن زمان عدهاي تاجر لبناني كه معروف بودند شيعه هستند به كشور ما ميآمدند ولي كسي نميفهميد معناي تشيع چيست اما وقتي انقلاب ايران شد تشيع با قدرت بيشتر وارد كشورهاي محروم آفريقايي شد، تازه مردم فهميدند معناي شيعه بودن چيست.
وضعيت مسلمانان در بوركينافاسو چگونه است؟
در كشور ما اكثريت مردم (قريب به ۶۰ درصد) مسلمان هستند كه بيشترشان از اهل تسنن ميباشند، آنجا سنيها بيشتر صوفي هستند وبا شيعيان مشكلي ندارند، در كنار هم زندگي آرام و مسالمتآميزي دارند، تنها وهابيون هستند كه با تندروي با شيعه خوب نيستند، باعث اختلاف ميشوند. متأسفانه وهابيت فعاليت زيادي دركشورما دارد. نفوذ وهابيت، بزرگترين خطري است كه شيعيان آفريقا را تهديد ميكند، آنها براي جذب بيشتر مردم كارهاي عامالمنفعه انجام ميدهند، مثل تأسيس مؤسسههاي ديني، ساختن مدرسه، بيمارستان ومسجد. آنها براي جذب مردم حسابي پول خرج ميكنند و همه جا تبليغات گستردهاي دارند.
تشيع در بوركينافاسو چقدر فعال است؟ متأسفانه در مقابل تبليغات گسترده و همهجانبه وهابيت، تشيع خيلي ضعيف و كم است مخصوصاً قبل از اينكه ما براي تحصيل به ايران بياييم، شرايط بدتر و محدودتر از اين بود حتي در كشور ما با وجود مساجد وهابيت، براي شيعيان مسجدي وجود ندارد، خيلي تلاش كرديم تا مسجدي بسازيم و فعاليتي داشته باشيم ما هم موفق نشديم، فقط دو سال قبل در شهر بوبوجوراسي پايتخت اقتصادي بوركينافاسو، چند تاجر لبناني يك مسجد ساختند، وگرنه براي شيعيان كشور هيچ فضاي عبادي وجود ندارد.
به نظرتان با اين اوضاع و احوال براي تبليغ تشيع در بوركينافاسو چه اقدامي بايد انجام داد؟
بايد زمينه تبليغات ديني را گسترش بدهيم تا ميتوانيم براي اين كار از نيروهاي بومي كه با فرهنگ و محيط آشنايي دارند بهره ببريم. به اين صورت كه آنها را اول آموزش بدهيم و كمك كنيم تا راه تبليغ را بياموزند، بعد اقدام كنيم تا بتوانند در مقابل فعاليتهاي وسيع وهابيت كه عليه تشيع انجام ميدهند به خوبي عمل كنند.
نقش خود شما در اين ميان به عنوان كسي كه سالها در علوم ديني تشيع درس خواند و با مفاهيم ديني آشناست چيست؟ ميتوانم به عنوان يك سفير شيعي در كشورم فعاليت خوبي داشته باشم. سالهاست در ايرانم فارغ التحصيل علوم قرآني هستم و امروز آمادگي دارم تا به عنوان مبلغ و سفير اسلامي در كشورم بوركينافاسو فعال باشم. براي تشويق بقيه هموطنانم هم سعي كردهام تا آنها را هم وارد اين عرصه مهم كنم، بعضيها درسشان را تمام كردهاند و به كشور بازگشتهاند و مشغول فعاليتهاي تبليغاتي هستند.
فكر ميكنيد تا چه اندازه ميتوانيد به عنوان مبلغ مروج تشيع در كشورتان باشيد؟
در كشور ما واقعاً مردم نياز دارند تا آگاه شوند چون شرايط ايران را ندارند تا از محضر علما و مراجع ديني بهره ببرند حتي بيشتر علماي اهل تسنن هم در مورد مسائل ديني خيلي نميدانند چون هيچ تعمقي در اسلام نداشتهاند و نميتوانند به خوبي شبهات ديني مسلمانان را پاسخ بدهند و حقيقت اسلام را باز كنند. بايد افرادي كه به علوم قرآني شناخت دارند فعاليت ديني كنند، من هم انشاءلله بتوانم آموختههاي ديني و فقهي خود را در كشورم براي مسلمانان اجرا كنم و مؤثر باشم.
فضاي رسانهها در بوركينافاسو چگونه است؟ در كشور ما تبليغ ضددين خاص ممنوع است، به همين خاطر فضاي رسانهاي تقريباً مثبت است و هركس آزاد است تا هر ديني را كه تمايل دارد انتخاب كند، البته هركس ماهواره داشته باشد متأثر از برنامهها و تبليغات آن قرار ميگيرد، بيشتر هم افراد مرفه داراي ماهواره هستند. بيشتر حملات رسانههاي غربي كه از ماهوارهها هم پخش ميشود، هدفشان جوانان است چون اكثر جوانان در فضاي آكادميك درس خواندهاند، استادان گوناگوني دارند كه بيشترشان غربزده يا مسيحي هستند و حرفهايشان روي جوانان خيلي اثر ميگذارد، فقط خانوادههايشان هستند كه سعي ميكنند با تربيت درست با موازين ديني آشنايشان كنند تا كمتر تحت تأثير قرار بگيرند. چندين انجمن اسلامي ايجاد شده است كه به سؤالات و شبهات ديني آنها پاسخ ميدهد و سعي دارند تا حدودي منفيبافيها و سياهنماييها نسبت به اسلام را در ذهن جوانان برطرف كنند ولي باز آنها فعاليت بيشتري دارند.
با توجه به بيداري اسلامي كه اخيراً مانند سونامي به شمال آفريقا رخنه كرد در بوركينافاسو هم نشانههايي ازآن وجود دارد؟
اين بيداري خيلي چيزها را آشكار كرد. بعضيها فكر ميكردند قذافي يا مبارك مسلمان هستند ولي بعد كه ديدند چه كشتارهايي انجام دادند، دچار شك شدند كه اينها چه مسلماناني هستند كه مردم مسلمان را قتل عام ميكنند و كمكم آگاهيها بالا رفت. در كشورهاي شمالي بيشتر چنين تحولاتي صورت گرفت و در بعضي از كشورها كمتر بود چون نميدانند چه بايد بكنند، هيچ رهبر ديني و هدايتگري ندارند و توانايي قيام ندارند ولي بههمين خاطر در كشور ما اثري آنچناني نداشت. مردم علاقه دارند تا مسائل سياسي روز كه حقايق زيادي را در كشورهاي اسلامي افشا كرد را دنبال كنند. به نظرم ممكن است به زودي در تمام قاره آفريقا شاهد اتفاقات خوبي باشيم كه همه برخي كم و برخي زياد به نوعي متأثر از اين بيداري و تحول عظيم اسلامي هستند.
نقش ايران را در ارتباط مسلمانان و اين تحولات چگونه ميبينيد؟
نقش ايران خيلي مهم و اساسي است و بايد تأثير خود را بيشتر كند چون در كشورهاي عربي هرچند مردم مسلمان تحركاتي ديني و انقلابي دارند اما دولتهايشان با مردم همراه نيستند و خيلي مشكل ايجاد ميكنند حتي برخي از آنها مردم كشورشان را از ايرانيها ميترسانند و موج ايرانهراسي به راه انداختهاند. به نظرم نقش ايران خيلي مهم است و بايد در اين ارتباط جهاني بين مسلمانان بيشتر از اين فعاليت كند.
ماه رمضان در بوركينافاسو چه حال وهوايي دارد؟ ماه رمضان براي مردم كشور بوركينافاسو از آغاز تا پايان آن ماه خاص و محترم است. با شروع آن همه خوشحال ميشوند و شور و حال خاصي بين مردم ايجاد ميشود. مساجد بيشتر از زمانهاي ديگر پر از جمعيت ميشود، بهطوريكه حتي در راهروهاي بيروني هم نماز ميخوانند. مردم نسبت به هم مهربانتر و دلرحمتر ميشوند. به بركت اين ماه عزيز آمار جرم و جرائم خيلي كاهش پيدا ميكند. هنگام افطار هركس هرچه دارد با خودش به مسجد ميآورد تا كنار ديگر روزهداران افطار كند. در ماه رمضان خوراكي مخصوصي براي وقت افطار داريم كه اسم بومي آن «بَقَ» است و از آب و شكر چيزي شبيه گندم تهيه ميشود (گندم نيست) غلهاي رايج مخصوص كشوربوركينافاسو است چون كمي گرم است، مناسب وقت افطار است، همه از آن استفاده ميكنند.