
ايران كشوري غني است با مردان و زنان بزرگي كه شناختن و شناساندن آنها براي همه ما واجب است چون قسمتي از هويت ما هستند. افراد بزرگي كه در عرصههاي مختلف سياسي، فرهنگي، ورزش، هنري، برگهاي زريني را در تاريخ ايران اسلامي رقم زدند اما متأسفانه ميزان شناخت عمومي نسبت به آنها بسيار پايين است.
اگر ما آنها را بشناسانيم ميتوانيم هويت و شخصيت ملي مردم خود را حفظ كنيم و جلوي حملات جنگ نرم دشمن را بگيريم. استحاله زماني شكل ميگيرد كه انسان از درون كوچ كرده است اما انساني كه به خودشناسي رسيده باشد حملات نرم دشمن بر او كارگر نميافتد. كسي كه بداند آلودگي چيست در مكان آلوده زندگي نميكند، كسي كه بداند بهشت چيست قدر آن را ميداند و در طمع زمين بهشت خود را به آساني از دست نميدهد.
در راستاي معرفي مفاخر و شخصيتهاي مهم كشور فعاليتهاي گوناگوني انجام شده كه شايد مهمترين آن تشكيل انجمن مفاخر و برگزاري همايش چهرههاي ماندگار است. اما آيا چند كار در اين سطح و محدود در اين امر مهم كفايت ميكند؟ ما با نام افراد بزرگي چون حسابي، بيرشك، آرام، آشتياني و. . . آشنا هستيم هرچند سطحي، اما بسياري از مفاخر بزرگ را هم نميشناسيم.
پروفسور هشترودي، پروفسور فلاطوري و... نمونههايي است كه در ميان عموم كمتر شناخته شدهاند. معرفي مشاهير زنده يا درگذشته فوايد مختلف زيادي ميتواند داشته باشد براي مثال فقط ساخت مجموعه سريال «هويت» كه درباره برخي از ايرانيان بزرگ درخارج از كشور توليد شد شخصيت بزرگي چون پروفسور سميعي را كه آن زمان سلطان جراحي مغز دنيا لقب گرفته بود براي اولين بار به مردم ايران معرفي كرد كه فوايد بسيار زيادي براي هر دو طرف داشت. پس از اين مستند پروفسور سميعي بعد از سالها به ايران بازگشت و فعاليتهاي بسيار مهم و بزرگي در عرصه علم پزشكي در كشورش به ثمر رساند. همين فوايد ظاهري كافي است تا بدانيم چقدر به معرفي مفاخر و بزرگان در كشورمان نياز داريم.
اخيراً براي بچهها در قالب انيميشنهاي كميك، مشاهير معرفي ميشدند كه بسيار مؤثر بود اما چيزي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه فقط به يك بار معرفي و در يك قالب معرفي، اكتفا نكنيم اگر يكبار برنامهاي ساخته شده نبايد اين قضيه را متوقف كرد. فراموش نكنيم در سيما پراستقبالترين مجموعهها مربوط به زندگينامه شخصيتها بوده است از زندگي شهيدان كشوري، شيرودي و بابايي گرفته تا دكتر قريب، غياثالدين كاشاني و حتي مختار.
بهطورقطع تا وقتيكه آب هست تيمم كردن باطل است. جاي بسي تعجب است كه چرا تا وقتي هنوز مشاهير بزرگ كشورمان را معرفي نكردهايم به سراغ ساخت سريالهاي تخيلي و تكراري ميرويم در حاليكه ساخت سريالهاي روشنگرانه و حقيقي چون«سالهاي مشروطه»، «تبريز در مه» و. . . ضمن بيان تصويري حقايق تاريخي درميان مخاطبان عام بازخوردهاي خوبي داشتند. در زمانهاي كه كرهايها شخصيتهاي خيالي خود را در قالب افسانه جومونگ، افسانه دونگبي يا افسانه يانگوم به جهان معرفي ميكنند و براي خود هويت ملي و اجتماعي ميسازند فعاليتهاي رسانهاي صدا وسيما، وزارت ارشاد و نهادهايي كه باني سينماي ايران هستند چون فارابي و حوزه هنري زير سؤال است؛ البته صداوسيما تا آنجا كه توانسته پيشتاز بوده و تا حدودي حق مطلب را ادا كرده اما بنياد فارابي و امثالهم عذري براي اين تقصير و كمكاريهاي خود ندارند آنهم بنيادي كه از صد فيلم توليدياش در سال هشتاد فيلم آن براي دپو كردن و حيف و ميل بيتالمال ساخته ميشود.
چرا تاكنون اين مراكز هنري و فرهنگي سينمايي كشور از زندگي مفاخر ملي و ديني در سينما فيلمي جاذب و خوب نساختهاند؟ آيا فقط گيشه و سود مد نظر اين پايگاههاي فرهنگي است؟ هرچند اگر فيلمنامهاي قوي و سكانداري خوبي براي اين موضوعات حقيقي باشد بهطور حتم سودآوري خوبي هم به دنبال خواهد داشت. متأسفانه اين كمكاريها از سوي مراكز سينمايي تا به آنجا پيش رفته كه برخي كارشناسان خودشان پي كار بروند چنانچه يعقوب توكلي تاريخنويس معاصر خود شخصاً آستين بالا زده و براي اينكه شخصيت فردي چون شهيد مطهري را از مظلوميت بيرون اقدام به توليد اثري نو كرده است. هرسال براي شهيد مطهري سالگردها و برنامههاي مختلفي گرفته ميشود اما مظلوميت وي در بين همه برنامههاي شعاري خيلي عيان است. توكلي به عنوان تاريخنويس به عرصه فيلمنامهنويسي وارد شده تا سريال شهيد مطهري درگروه الف ساخته شود.
سؤال اينجاست آيا هميشه بايد دلسوزان نظام خود به تنهايي دست بهكار شوند پس تكليف بودجههاي كلان و مديريتهاي پرمدعا چيست؟ آيا اين وظيفه مديران نيست كه هنرمندان را به اين سو سوق دهند امثال توكلي و ميرباقري بسيار اندك هستند اما اين مديريت است كه ميتواند افرادي را نشر و نمو دهد؛ بنابراين نياز به اتاق فكري است كه در آن به غير از اهالي سينمايي، مورخان و تاريخنگاراني متعهد و مطلع حضور داشته باشند تا نه بهصورت پروژهاي مقطعي، بلكه به شكل كاري متداوم در معرفي مشاهير و مفاخر ايراني اسلامي كه تأثيرات جهاني هم داشتهاند سناريوهايي خوب و مستدل تهيه كنند چراكه بايد اين مايههاي هويتي و ذخيرههاي ناب انساني را به نسل حاضر در قالب فيلم و سريالها معرفي كرده و بشناسانيم.