جهانگير الماسي، بازيگر و كارگردان: بايد بنا بر اعتقاداتمان يك سينماي شايسته تعريف كنيم.
مقوله اقتصاد در سينما به خصوص در سينماي ايران، مقوله پيچيدهاي است و اين پيچيدگي حاصل عملكرد خود اهالي سينما و بعضاً متوليان هنر سينمايي است.
وقتي سينمايي تنها هدفش به كسب درآمد خلاصه ميشود، كسب درآمد از هر راهي براي اين سينما مجاز است؟ در دوران ما وقتي كه سنم كم بود، براي اين بازيگر نشدم كه مشهورشوم و دل از كسي ببرم و دل به كسي بدهم. مسئله من و امثال من اين نبود كه برويم در سينما پولدار شويم.
اين بود كه من كسي نبودم كه پول بگيرم و پول بدهم بلكه خودم راه را باز ميكردم. به قول شاعر كه ميگويد: «چرخ برهم زنم ار غير مرادم گردد» ولي وقتي مسئله اين باشد كه برويم و در دنياي ديگري سرك بكشيم و دلبري كنيم، مسلم است كه سينماي ما با چنين بازيگر و چنين عواملي بهتر از اين نميشود. اگر در اين سينماي فشن به يكي پيشنهاد نشود كه براي ورود به سينما و تصاحب يك نقش بايد پول بدهد آن سينما از هم ميپاشد. چون درآمد يك فيلم از هر راهي و با هر ترفندي براي اين سينما مشروع است. اگر در اين راه مافيا نداشته باشند احمق هستند.
براي همين به اين تز غلط ميرسند كه ميگويد هدف وسيله را توجيه ميكند. آنچه من از آن حرف ميزنم، انگيزه حضور است.
من دارم ميگويم كه مقام معظم رهبري ميآيند و در مورد سينماي پاك و سينماي انيميشن صحبت ميكنند و ميفرمايند علوم انساني ما مشكل دارد. بعد از آن چند هفتهاي همه مطبوعات و رسانهها به شكل تكليفي عمل ميكنند و به اين مسئله ميپردازند. بعد از آن ميبينيد امر به اين مهمي به يكباره فراموش ميشود.
ما در ابتدا بايد ببينيم سينما چيست؟ آنطور كه ميگويند سينما محصول مدرنيسم است. محصول مدرنيته است. بر حسب نياز دنياي غرب براي «شو» و «شوبيزنس» اين سينما به وجود آمده است. ما اگر ميخواهيم اين سينما با اين تعريف كه مختص اروپاست برايمان بازدهي داشته باشد و به نفع اعتقاداتمان عمل كند بايد اول از همه تعاريفمان را عوض كنيم. اول بايد وارد مرحله سخت افزاري شويم بعد نرم افزار توليد نماييم. بايد در مدارس سينمايي تبيين شود كه با سينمايي با تعاريف خودمان چه كار ميشود كرد، به ما مدام گفتهاند آقاي هيچكاك و من به عنوان سينماگر ششدانگ قبولش دارم. اما در كنار آقاي هيچكاك يكي ديگر را ميشناسم به نام تاركوفسكي كه دنياي اين آقاي تاركوفسكي ۱۰۰ درصد با دنياي آقاي هيچكاك فرق ميكند.
وقتي در جايي خبرنگاري از من پرسيد سينما يعني سرگرمي و من به او برگشتم و گفتم كه در كجاي دنياي امروز سراغ دارد كه سينما را براي سرگرمي بخواهند.
سينما در جهان حال حاضر وسيله دست سياست و سياستبازان، چرا بايد براي ما سينماي سرگرم كننده باشد؟ اينها همه درد است. بعد از طرف يكي از برنامههاي شبكه آي فيلم به من زنگ ميزنند و ميگويند ما زندگي خصوصي شما را ميخواهيم روي آنتن بفرستيم. گفتم آقا برويد و خجالت بكشيد. برنامه شما چه اصلي را رعايت ميكند. چه ياد مخاطب ميدهد. اصلاً چه نيازي از جامعه را برآورده ميكند به جز اينكه برخي از افرادي كه در پشت نام بازيگري ميخواهند زندگيشان را نشان مردم بدهند.
اين دردناك است. همه اين موارد با تقليد از غرب و برنامههاي غربي صورت ميگيرد و غرب از ديدن اين مضحكه كيف ميكند.
اين شيطان كيف ميكند كه ما را به جان هم انداخته است. آن هم در سطحيترين لايهها. به قول امام (ره) «ملاك، حال افراد است» ببين اين فرد الان در چه وضعيتي است؟
اين فرد كه در گذشته شايد براي اين مملكت فداكاريهايي كرده ولي امروز فريفته شيطان بزرگ شده است. بنابر اين اگر شما به دنبال مبارزه با اين موارد هستيد با عارضه نميشود مبارزه كرد. مثلاً اگر ماشيني را ميبينيد كه هي دود ميكند شما نميتوانيد مدام به دنبال آن ماشين بيفتيد كه دودش را كنترل كنيد، بلكه بايد به مكانيكي برويد و آن را باز كنيد و علت دودكردن ماشين را پيدا كنيد و در رفع آن بكوشيد. از همين رو بايد در ابتدا به دانشكدهها برويم و ببينيم تصويري كه از دانش سينمايي و رشته فيلمسازي كه در دانشكدههاي ما دنبال ميشود، چيست؟ چقدر آن با معارف ما ميخواند. وقتي به جواب اين موارد كه زير بناييترين موارد هستند رسيديم، دنبال كردن ساير كارها بعد از اين زيربنا ديگر كاري ندارد و ميتوان با همدلي به دنبال آن رفت و به جاهاي خوب هم رسيد. در اين صورت ميبينيد با راهي كه در پيش گرفته شده امكان كجروي و فعاليتهاي گروهي و مافيايي به حداقل ميرسد و سينماي ما دوباره مثل گذشته افتخارآفرين ميشود.