
وي ضمن داوري در حوزه شعر و ادبيات كلاسيك همچنين دبير اجرايي «هفتمين جشنواره طنز مكتوب» و«نخستين كنگره شعر آييني شفق» را نيز به عهده دارد. با وي گفتوگويي از چرايي برگزاري جشنوارهها تا مصائب داوري در حوزه ادبيات داشتهايم كه در ادامه ميخوانيد.
برگزاري جشنوارههاي ادبيات چه منافع و مضاري براي جامعه و كشور دارد؟ به نظرم بايد دنبال اين بود كه به طور كلي برگزاري جشنوارهها چه سود و فايدهاي دارد؟ حالا اين جشنواره هم يكي از همينهاست، حتي اين يك جشنواره سابقهدار محسوب ميشود و اين يك امتياز است نسبت به ديگر جشنوارهها زيرا سابقهاي ۱۰ ساله دارد. جشنواره سوره چون با پسوند «جوان» همراه است از يك بازه سني خاصي افراد ميتوانند در آن شركت كنند. در اين جشنواره اين قشر خاص كه توجه به آنها مورد عنايت مسئولان ارشد كشوري به خصوص مقام معظم رهبري است، محوريت دارد. كيفيت آثاري كه از اين عزيزان در جشنوارهها ارائه ميشود، نشاندهنده و نويدبخش آيندهاي بهتر در ادبيات كشور است كه با هدايت عالمانهتر اين قشر ميتوان اين ثمره را غنيتر كرد. قطعاً جشنوارهاي كه متوليانش كساني باشند كه دلسوز ادبيات هستند و در اين زمينه كار كردهاند، فرق دارد با جشنوارهاي كه نيت متوليانش گزارش و آمارسازي به مقامات بالاترشان است. برخي از اين جشنوارهها براي تبيين اهداف و در راستاي سياستگذاريهاي نظام جمهوري اسلامي است كه گاهي حوزه هنري متولي آن است و گاه سازمانها و نهادهاي مرتبط اينها را برگزار ميكنند. بسياري از افراد صاحب اثر و اصطلاحاً نخبگان كشور مثل مرحوم قيصر امينپور و سيدحسن حسيني در حوزه ادبيات ماحصل تعدادي از همين جشنوارهها بوده است و اين يكي از نكات مثبت و انتفاعي است كه جامعه از برگزاري جشنوارهها داشته است. استحكام و پابرجا بودن انقلاب اسلامي به رغم تمام مشكلات، تحريمها و چوب لاي چرخ گذاشتنها، يك بخشي از آن مرهون تبيين و ترويج افكار و اهداف انقلاب در غالب ادبيات و داستان است كه مركز نشر و تولدشان تعدادي از همين جشنوارههاست، البته خب هر جشنوارهاي همانطور كه بار مثبت دارد ممكن است يك مضراتي داشته باشد كه بايد ضمن بررسي و آسيبشناسي هر جشنواره نكات منفي و نقصانها را رفع و رجوع كرد، به نوعي برگزاري هر جشنواره بايد تجربهاي باشد براي برپايي جشنوارههاي آينده زيرا قرار است فرداي هر كشوري را جوانان آن بسازند.
تعيين موضوع براي جشنوارهها به نوعي ايجاد تكلف و عسر براي شركتكنندگان محسوب ميشود. با توجه به عدم اجازه براي نشان دادن خلاقيتهاي بيشتر به دليل محدوديت موضوعي، آيا با اين كار افراد ترغيب به انجام كار سفارشي نميشوند؟ خب ما اين سؤال را در دهمين جشنواره ادبيات جوان سوره به نوعي پاسخ داديم. ما در جشنواره يك بخشي با موضوعيت خاص داريم و يك بخشي هم با موضوع آزاد. در بخش آزاد شركتكنندهها در رابطه با هر موضوعي كه مايل باشند اثر ارسال ميكنند اما با شرايط و معيارهايي كه ما قبول داريم ولي در بخش موضوعي كار ما اين حق را براي خودمان قائل شدهايم كه به شركتكنندگان بگوييم حالا شما تواناييتان را بايد در خلق آثاري با محوريت موضوع مورد نظر جشنواره ثابت كنيد و اين حق براي برگزاركننده جشنوارهها محفوظ و معقول است، البته كسي كه در بخش موضوعي يك جشنواره شركت ميكند قطعاً خودش را در يك تنگنا انداخته است كه ممكن است از آن سربلند و موفق بيرون نيايد. هرچند بايد توجه داشت كه در ورطه كار سفارشي افتادن هم ميتواند خطرناك باشد چرا كه ظرف وجودي توليد آثار سفارشي باعث عدم رشد خلاقيت و بروز تواناييهاي افراد ميشود.
براي جلوگيري از توليد آثار جشنوارهاي ولو نرفتن سلايق داوران جشنوارهها چه تدابيري را انديشيدهايد؟ من الان مطمئن هستم كه نفر دوم بخش كلاسيك شعر جشنواره دهم با نام «كافه» شايد حتي فكرش را هم نميكرد، اثرش موفق به دريافت جايزه گردد. اين شعر با يك نقد كاملاً صحيح و به دور از هرگونه توهين و افترا جريان روشنفكري و كساني كه درگير برخي ظواهر در اين مسير ميشوند را به چالش ميكشد. اينكه افراد خودشان را مكلف ميكنند به خلق اثري به زعم آنها مورد پسند داوران قرار بگيرد يك بحث ديگري است، ضمن اينكه يكي از دلايل بروز اينچنين شائبههايي ممكن است ثابت بودن برخي از داوران در جشنوارهها باشد، اما تجربه چندين و چند جشنواره ثابت كرده است كه اينها با يك تقواي خاصي داوري ميكنند و نسبت به هيچ اثر و شخصي داراي ارادت شخصي نيستند يا اگر هم افراد را بشناسند دليل برنده اعلام كردن آنها از جانب داوران، اين مسائل نخواهد بود. من به جرئت ميتوانم بگويم كه هيچكدام از داوران ما براساس چيزي غير از اهداف و معيارهاي جشنواره اظهار نظر و رأي نميكنند. اجازه بدهيد در اين رابطه يك خاطرهاي را برايتان نقل كنم. در بخش ترانه جشنواره شعر فجر من و آقاي بهمني و چند عزيز ديگر داور بوديم. آثار به صورت بدون نام و ناشناخته به دست ما رسيده بود. ما يك ترانه را انتخاب كرديم اما آقاي بهمني سكوت كردند و رأي ندادند. بعد از اين انتخاب بهمني به ما گفت پارسال كلي به بنده اتهام وارد كردند كه چون اهل بندرعباس هستم و صاحب آن ترانه كه مقام اول را آورده بود، بندرعباسي و خانم هم بود. پارتيبازي شده است. جالب است باز هم اين ترانهاي را كه شما انتخاب كردهايد همان اثري است كه پارسال انتخاب شده بود. بهمني ميگفت من الان بيرون از جشنواره چه چيزي بايد بگويم؟ حتي حضور بهمني در تيم داوري داشت به ضرر آن خانمي ميشد كه حقش بود برنده شود تا جايي كه پيشنهاد شد كه اصلاً مقام اول نداشته باشيم و فقط چند نفر را برگزيده اعلام كنيم كه البته بعضيها موافقت نكردند و گفتند نه. كسي كه برنده شده باشد بايد نامش اعلام شود و لذا ما آن خانم را به عنوان نفر اول معرفي كرديم. منظورم اين است كه نحوه داوري كردن آثار فرق دارد با تحليلي كه از آن نتايج بين افراد رد و بدل ميشود و گاه پر است از افترا و ناجوانمردي، ضمن اينكه داوران ما نميتوانند به آثاري كه با موضوعات سخيف و هرز توليد ميشود، نظر مثبت داشته باشند يا آثاري را كه با اهداف كلي نظام و انقلاب و جشنواره سازگار نيست، برنده اعلام كنند، مثال داوري ميشود يك «گلي» كه در فوتبال به ثمر ميرسد و همه تماشاگران چه داخل استاديوم و چه بيرون آن ميگويند «گل»، ولي داور اعلام ميكند گل مردود است و همه بايد بپذيرند چراكه ابزار لازم براي تشخيص درستي يا نادرستي آن «گل» را در اختيار دارد.
آقاي فيض! شما دبير جشنواره طنز مكتوب هستيد، لطفاً در مورد بخشها و زمان برگزاري اين جشنواره توضيحاتي را بفرماييد. جشنواره طنز مكتوب دوره هفتمش را تجربه خواهد كرد و سابقه زيادي پشت سرش دارد. اين جشنواره هر سال با يك تغييرات جزئي برگزار ميشود كه گاهي مثلاً در رشتهها تفاوتهايي دارد، گاهي در شكل و موضوع. معمولاً شعار سال كه توسط مقام معظم رهبري اعلام ميشود يكي از موضوعات ماست و در مورد موضوعات ديگر با رصد كردن مسائل مهم روز دنيا و كشورمان موضوعات تعيين ميشود. به طور مثال يك زماني بحث تروريست و اتهام زدن به كشورمان خيلي مطرح ميشد كه شعار سال هم نبود ولي ما يك جشنوارهاي با اين محور برگزار كرديم تا طنزپردازان بيايند و با به سخره گرفتن اين دروغ بزرگ ابعاد تروريست دولتي كه مورد حمايت غرب است را برجسته كنند تا به اين وسيله يك پاتكي به حمله سراسر كذب مدعيان دروغين مبارزه با تروريسم به كشورمان باشد. اين جشنواره در دو بخش موضوعي و ويژه در ۲۵ و ۲۶شهريورماه امسال برگزار خواهد شد.
به عنوان دبير اجرايي «نخستين كنگره شعر آييني شفق» توضيحاتي در مورد نحوه و چگونگي برگزاري اين كنگره بفرماييد. حجتالاسلام محمدحسين بهجت متخلص به «شفق» يكي از شعراي ملبس به لباس روحانيت و از جمله اولين شعراي انقلاب بودند كه براي انقلاب و مفاهيم آييني و ارزشي شعر داشتهاند ضمن اينكه از ياران و دوستان مقام معظم رهبري بودهاند، البته در همين ابتدا بگويم اينگونه نيست كه يك زماني تصور بشود چون از نزديكان رهبري هستند به ايشان توجه شده است خير. اين موضوع ميتواند براي ايشان يك امتياز تلقي شود اما حجتالاسلام والمسلمين محمد حسين بهجت كسي بوده كه براي شعر انقلاب كار كرده است و داراي جايگاه است. بسياري از افراد هستند كه زير چتر اين فرد كار كردهاند و از شعراي روحاني خوب كشور محسوب ميشوند. پس از فوت ايشان و به جهت كمتر پرداخته شدن به شخصيت و آثارش، پيشنهاد شد ضمن برگزاري يك يادواره از مقام و آثار ايشان ضمن تقدير به بحث گذاشته شود. همچنين به مباركي اسم كسي كه در حوزه شعر آييني تلاش بسياري كرده اين كنگره بانام و بزرگداشت ايشان برگزار شود. اين جشنواره فقط با نام ايشان است كه در واقع قسمت عمده اين جشنواره مختص به شعر آييني خواهد بود، منتها با يادكرد از كسي كه در حوزه شعر آييني كارهاي بسيار خوب و مهمي را عرضه كرده است.