عباس حاجينجاري: يك ماه قبل (۲۰/۳/۹۱) سايت بيبي سي در خبري با اين عنوان كه خودكشي نظاميان امريكايي به بالاترين حد خود رسيده است، به نقل از پنتاگون اعلام كرد كه به رغم ارائه خدمات روانكاوي وزارت دفاع امريكا،نرخ خودكشي در ميان سربازان امريكايي به بيشترين ميزان از آغاز جنگهاي امريكا در عراق و افغانستان رسيده است و تعداد خودكشيها در شش ماه اول سال ۲۰۱۲، بيش از خودكشيهاي صورت گرفته در مدت مشابه يك دهه گذشته است.
دو ماه قبل از آن (۲۲/۲/۹۱) هم همين سايت از روند مبهوتكنندهاي در ارتش امريكا پرده برميدارد كه براساس آن در دورههاي آموزشي ارتش امريكا جنگ تمام عيار عليه همه جهان اسلام از جمله حمله اتمي احتمالي به شهرهاي مقدس مسلمانان، يعني مكه و مدينه و نابود كردن جمعيت مسلمانان، حتي افراد غيرنظامي آموزش داده ميشود.
ترديدي نيست كه شكستهايي كه امريكا در سالهاي اخير از حركت بيداري اسلامي در منطقه خاورميانه متحمل شده است، در طول تاريخ عمر چند صد سال اين به اصطلاح ابرقدرت جهاني بيسابقه بوده و اعتبار و قدرت نظامي اين كشور را به شدت زير سؤال برده است و اين در حالي است كه به رغم هزينههاي بسيار سنگين مادي و انساني براي مردم امريكا، دولتمردان اين كشور به رغم سياست اسلام ستيزانه، خود به رشد و گسترش تفكر انقلاب اسلامي و بيداري اسلامي كمك كردهاند كه محصول اين اقدامات آنها را در عرصه لبنان،فلسطين، عراق و افغانستان و ... به آساني ميتوان ديد.
اما در نقطه مقابل آنچه كه امريكاييها را به شدت نگران كرده است، علاوه بر رشد اسلامگرايي در منطقه، تحكيم قدرت نيروهاي موثر در منطقه به ويژه نظام جمهوري اسلامي ايران است كه به رغم تهديدها و تحريمهاي مختلف اقتصادي و دفاعي و امنيتي توانسته است با تحكيم اقتدار خود در منطقه به كابوسي براي نظاميان متجاوز امريكا در منطقه تبديل شود. در اين زمينه و بعد از برگزاري رزمايش غرور آفرين پيامبراعظم(ص)۷، پنتاگون در گزارشي به كنگره امريكا اذعان ميكند كه ايران قدرت تخريب و كارايي سيستمهاي جنگي موجود خود را افزايش داده و در حال توسعه موشكهاي جديد با قابليت حمل كلاهكهايي است كه قدرت تخريب آنها بيشتر است. پنتاگون در بخشي از گزارش خود اذعان ميدارد كه ايران «قدرت سهمگيني» در دفاع از قلمرو خود به نمايش گذاشت.
با اين مستندات به آساني ميتوان واكنش فرمانده و نظاميان مستقر در ناو غول پيكر امريكايي را عليه يك قايق كوچك ماهيگيري آن هم در آبهاي امارات متحده عربي درك كرد. شبكه اي بي سي امريكا در گزارشي از اين واقعه با اذعان به «ترس» ناو امريكايي از اين قايق گزارش ميكند كه ناو امريكايي گمان كرده اين قايق از شناورهاي تندرو سپاه پاسداران ايران است كه قصد حمله به اين ناو را دارد. اين در حالي است كه مقامات دوبي رسماً اعلام داشتهاند كه اين قايق برخلاف ادعاها تندرو نبوده و حتي فاقد اولين تجهيزات شناوري در فاصلههاي دور از ساحل بوده و به جز امكانات صيادي نظير تور ماهيگيري، تجهيزات ديگري نداشته است.
فرار خفتبار امريكاييها از عراق در كنار ادامه حضور ذلت بار در افغانستان به رغم اشغال بيش از ۹۰۰ پايگاه نظامي در منطقه نشان از شكست ديپلماسي تهاجمي امريكا در منطقه دارد؛ چيزي كه شليك ناو امريكايي به قايق كوچك ماهيگيري اماراتي تنها نمادي از آن است؛ صحنهاي كه تفسير واقعي آن را بايد در روند فزاينده خودكشي سربازان امريكايي و بحرانهاي رواني و اخلاقي درون نيروهاي متجاوز جستوجو كرد و اين در حالي است كه در كنار اين بحرانها، مشكلات اقتصادي امريكا و ناتواني در تأمين هزينه استقرار نظاميان در خارج از كشور آن گونه كه «دونالد بير» سفير امريكا در سوئيس هفته گذشته به آن اذعان داشت، جلوه ديگري از ناتواني اين ماشين بزرگ جنگي غرب را ترسيم ميكند.
براين اساس شايد بتوان دليل تمركز امريكاييها بر تشديد تحريمهاي اقتصادي عليه «مردم ايران» را درك كرد. از منظر آنان ماهيت متزلزل اقتصادي و نظامي امريكا و متقابلاً آمادگي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران، سبب شده است كه هيچ چاره و راهكاري جز تضعيف پايگاه مردمي نظام جمهوري اسلامي ايران براي آنها باقي نماند. اميد آنها اين است تا با تشديد فشارها و تحريمها، عقبه مردمي نظام اسلامي را تضعيف كرده و به زعم خود مسئولين نظام را به تسليم وا دارند. شناخت درست مردم از صحنه و ايستادگي در برابر راهبرد تحريم و فشار دشمن، فرصت ديگري براي مردم ايران است تا شكست ديگري را به نظام سلطه تحميل كنند.