امير كوشا: صدا و سيما در حال علني كردن جنگ با فدراسيون و البته خود فوتبال است؛ جنگي كه بيهيچ دليلي، فدراسيون خود را در آن محق ميداند. آيا كسي ميتواند براي رفتار جديد صدا و سيما كه توأم با نوعي بياحترامي هم هست دليلي بيابد؟
توجيهات گذشتهاي كه صدا و سيما (كه ياد گرفته و عادت كرده همه چيز را با اعمال نفوذ پيش ببرد و براي ساختههاي بيكيفيتش هم توجيهاتي دائمي و ثابت داشته باشد) ديگر حتي شفاهي هم نميشود. جالب اينجاست كه صدا و سيما آن قدر خودش را در داستان حق پخشها محق ميدانست كه در بخشهاي خبري خود، حتي اشارهاي به ادعاهاي فدراسيون فوتبال نداشت. سيما در حقيقت نشان ميداد كه آن قدر نگاه تحكمي به بخشهاي اجتماعي دارد كه وقتي ميخواهد يك بازي را روي آنتن ببرد، هم اول به فكر پخش اخبار شبانگاهي خود است، بعد نشان دادن لحظه به لحظه و تا آخرين ثانيه آگهيهايي كه با قراردادهاي نجومي از شركتها گرفته و بعد پخش مستقيم فوتبال. رفتار صدا و سيما در بازي استقلال و آلمينيوم دقيقاً گوياي اين حقيقت بود كه در پخش شدن زنده بازيها، چيزي به نام علاقهمندي مردم وجود خارجي ندارد كه در حقيقت سيما، به جيب خود براي تأمين بودجهاش ميانديشد.
سيما در فكر نمايش دادن آگهيها و پر كردن حسابي است كه بايد از همان براي ساخت سريالهاي بيتماشاگر و بيوزنش استفاده كند؛ سريالهايي كه هر ماه در يكي از شبكههاي تلويزيوني سبز ميشوند يا با بدآموزيهاي خود جايي در شهر مييابند يا بيآنكه دردي از دردهاي شهر و جامعه را رها كنند، بيآنكه باري از بارها بردارند يا لااقل ارزشي بر جامعه بيفزايند، ميروند.
نشان دادن با تأخير و از دقيقه دهم بازي استقلال فقط يك بعد داستان است. صدا و سيما با نگاه تحكمي خود، دوربين طبقه دوم را روشن ميكند و روي زمين مياندازد. برايش مهم نيست تصوري كه به تماشاگر ميدهد چقدر بيكيفيت است كه كيفيت در حقيقت سالهاست دغدغه اصلي صدا و سيما محسوب نميشود. سيما صرفاً براي به تصوير نكشيدن آگهيهاي محيطي فدراسيون كه مهمترين منبع درآمد فوتبال هم هست، دوربين طبقه بالا را روشن ميكند و تصاوير آگهيهاي فدراسيون را به تصوير نميكشد، يعني نه تنها حق واقعي فوتبال را به فدراسيون و ليگ نميپردازد كه با رفتار خود، به نوعي نان فوتبال را هم ميبرد. دليلش معلوم نيست. . . رفتار كاملاً غيراخلاقي و غيرحرفهاي كه در هيچ اصولي نميگنجد را در بازي استقلال و آلومينيوم از صدا و سيما ديديم. رفتاري كه برگرفته از همان غرور و تكبر و تحكم و جاهطلبيهاي بيپايان سيما بود.
حالا به نظر ميرسد زمان آن رسيده كه فوتبال، آستينها را بالا بزند و با وجود تمامي خواستههاي عمومي مردم و نيازي كه كشور به ديدن و تماشاي ليگ دارد، ورود دوربينها به ورزشگاه را ممنوع كند. امروز فدراسيون فوتبال در نبردي نابرابر با سازمان صدا و سيمايي قرار گرفته كه خود را ملزم به اجراي هيچ رفتار حرفهاي در قبال ورزش و فوتبال نميبيند. سالها كپي كردن بازيهاي مهم ليگهاي اروپايي از روي شبكههاي عربي آنها را دچار حاضريخوري كرده است. تصور اشتباهي كه در مديريت سازمان شكل گرفته و حالا با رفتاري غيرحرفهاي سعي ميكنند آگهيهاي محيطي را هم به تصوير نكشند، خود به خود نشاندهنده اوج غيرحرفهاي بودن و حتي رفتارهاي كودكانه سيما به نظر ميرسد. امروز وقت تلاشي است براي فوتبال كه خود را از قيد قراردادهاي غيرحرفهاي سيما رها كند.