
وي در يك نقض آشكار حقوق بشر و آزادي اديان از استراليا رانده شد. جرم او تنها اين بود كه اسلام ناب محمدي را مقابل اسلام امريكايي، آنگونه كه هست به جامعه استراليا معرفي ميكرد.
چه شد كه به فكر تأسيس مركز امام حسين(ع)در سيدني افتاديد و چرا اين مؤسسه منحصر بهفرد شده است؟ درپي جلسات با مسلمانان به اين نتيجه رسيديم ساختمان ثابتي را براي فعاليتهايمان بخريم، بعد از تحقيقات در شهرسيدني ساختماني خريديم و مركز را تأسيس نموديم، ۳۰درصد هزينهها را از مردم و ۷۰ درصد مابقي پول را از بانكهاي استراليا وام گرفتيم و هفت ساله همه اقساط پرداخت شد، بحمدالله هر بار به بخشهاي مركز افزوده ميشود. اخيراً زميني بهپيوست خريداري كرديم و ورزشگاهي به همراه استخر سرپوشيده راه انداختيم تا خانمها وآقايان بهصورت مجزا استفاده كنند، از ويژگيهاي مركز چند مليتي بودن آن است زيرا ساير مراكز اسلامي مخصوص يك مليت واحد هستند، مثلاً افغانيها يا لبنانيها ولي مؤسسه ما براي تمام قوميتهاي مسلمان است. برنامهها حتي خطبهها و سخنرانيهاي بنده به صورت انگليسي است، مركز خيلي هايتك است، برنامهها از طريق پاورپوينت و پروژكتور پخش ميشود كه براي جوانان جالب است. مركز معروف به باشگاه جوانان است. در محيطي دوستانه برنامههاي ورزشي و تفريحي مثل تنيس روي ميز، استخر، ورزشهاي رزمي و. . . داريم. موقع نماز و مراسم مذهبي، همان جوانان كنار هم در محيطي دوستانه و معنوي در مراسم شركت ميكنند.
با توجه به اينكه شما فعاليت فرهنگي و تبليغي داشتيد پس چرا دولت استراليا روي شما حساسيت پيدا كرد در حالي كه تبليغ امري ممنوع و خلاف نيست؟ بعد از دو سال كه در استراليا ماندگار شدم در خواست اقامت دائم كردم ولي اداره مهاجرت درخواست مرا رد كرد، زيرا سازمان امنيت وجود بنده را براي امنيت ملي استراليا ريسك تشخيص داده بود، ما شكايت كرديم ولي سازمان امنيت استراليا هيچ دليلي ارائه نكرده كه بر چه اساسي خطرساز هستم. در حاليكه فعاليتهايم كاملاً فرهنگي و تبليغي است. سخنرانيهايم در مركز يا دانشگاهها و كليساها حول وحوش همزيستي مسالمتآميز و آشنايي اديان الهي نسبت به هم و آشنايي مردم با اسلام بوده و موضعگيري سياسي نداشتهام. رسانهها مرا بهعنوان يك رسانه آزادانديش معرفي ميكردند و از اين ماجرا متعجب بودند. اكثرشان اتهام را دال بر اين ميدانستند كه ايراني هستم و دولت استراليا دستنشانده انگليس است و رابطه تنگاتنگي با رژيم صهيونيستي دارد، از طرف ديگر ايران را دشمن اسرائيل ميدانند به همين خاطر يك روحاني ايراني شيعه براي آنها خطر دارد، در مصاحبههاي مختلف، مدام سؤال ميكردند كه موضع من در قبال اسرائيل چيست. ميگفتم من يك روحاني ديني هستم و اينجا فعاليت تبليغي داريم، شما هر سؤال عقيدتي در مورد اسلام داريد بپرسيد با كمال ميل جواب ميدهم، كارشناس سياسي نيستم اما باور نميكردند.
با توجه به اينكه مدتي هم در فضاهاي دانشگاهي تدريس داشتيد برخورد دانشگاهيان با شما چگونه بود؟ مرا بهعنوان شيعه و مبلغ ميدانستند البته دانشگاهيان هم بخشي از جامعه هستند آنها نگرششان و تعاملهايشان مثل بقيه جامعه است به اين معني كه هم عدهاي بيغرض و هم عدهاي با اغراض سياسي و متعصب هستند، در مجموع ميان آنها جايگاه خوبي داشتم. در رابطه با پرونده حقوقي بنده مخصوصا اينكه از دولت استراليا به دليل نقض حقوق بشر شكايت داشتم چون پروندهام براساس كنوانسيون حقوق بشر غيرقانوني تشكيل شده بود كه علت اتهام را مطرح نميكردند و وقتي هم كه از سازمان امنيت ملي استراليا سؤال ميكرديم، ميگفتند نبايد علت اتهام را بدانيد شما براي امنيت خطر ساز هستيد، كاملاً ديكتاتوري و ناقض حقوق بشر كه حتي يك بار هم اجازه نداشته باشي در دادگاهي شركت كني و علت جرم خود را بداني، حتي وكلا و قضات هم اجازه نداشتند، قاضي دادگاه فدرال استراليا در حكم خود نوشت: «عدالت كيفري در مورد ايشان به صفر رسيده است.» سه وكيل بلند پايه مسئول پيگيري پرونده بودند يكي از اين افراد رئيس دانشكده حقوق دانشگاه سيدني دكتراي حقوق و فلسفه از دانشگاه آكسفورد دارد و از شخصيتهاي مطرح جهاني است، پروندهام را دست گرفت در حالي كه تنها يك ساعت مشاوره با وكلا ۱۵۰۰دلار است و هزينههاي بسيار سنگيني در اين رابطه وجود دارد، ايشان ۱۳۳صفحه پرونده سنگين من را شبانهروز دنبال ميكرد، در تظاهراتي هم كه براي اين قضيه داشتيم شركت كرد، يك روز تمام با ما بود، يك سنت هم از من نگرفت، وقتي علت را سؤال كردم، گفت بهخاطرعذاب وجدانم اينكار را ميكنم چون بهعنوان يك استراليايي از شما خجالت ميكشم، احساس ميكنم دولت ما به شما ظلم كرده است.
مگر تبليغات در استراليا آزاد نيست و اصلا مبلغان در هر كشور آزاد هستند چرا در استراليا اينگونه است؟ از همان ابتدا كه وارد استراليا شدم از سازمان امنيت ملي استراليا آمدند، با من صحبت كردند، من گفتم در چارچوب قانون اساسي شما فعاليت ميكنم. قانون شما به عنوان يك كشور سكولار ميگويد، مردم آزادند هر مسلكي بخواهند بپذيرند، تبليغ هم مطابق قانون آزاد است، ولي خب تئوري با عمل فرق دارد. دولت استراليا هيچ وقت نگفت مشكلشان با ما چيست، چون اين پذيرش عمومي در استراليا ندارد كه بگويند بهخاطر تبليغ اسلام و گرايش به اسلام متهم كرديم، مردم اين مسئله را نميپذيرند زيرا هركس در دين خودش آزاد است. پروفسور الن كتس شخصيت برجسته علمي و متخصص سرطانشناس كه رئيس مركز سرطانشناسي در استرالياست، در مصاحبهاي مطبوعاتي از من حمايت كرد و گفت: اين اتهامات بياساس است كاملاً اين آقا را ميشناسم، هيچوقت احساس خطر با ايشان ندارم يا كشيشي كه در حمايت از من گفت: ايشان در كليساي ما هم سخنراني ميكند، اصلاً خطري براي مردم استراليا ندارد.
از قرار شما شخصيت رسانهاي بودهايد كه مصاحبههاي زيادي داشتهايد ازچه روشي استفاده ميكرديد تا در تله خبرنگاران گرفتارنشويد؟ بله، سؤال جالبي كرديد چراكه اصولاً در غرب ورود و نفوذ به رسانهها كار سادهاي نيست، بسيار پيچيده است، حتي سياسيون و دولتمردان استراليايي هم از خبرنگاران دوري ميكنند، بهخاطر اينكه خبرنگار در مصاحبهاي مثلاً نيمساعته تنها يكي دو دقيقه، آنهم بخشهايي كه ميخواست انتخاب و در رسانه خود بزرگ ميكرد، مدام سؤالهاي جنجالي و تنشزا ميپرسند تا طرف را گرفتار كنند و بعد عليه خود او استفاده كنند، تصميم گرفتم تا دورهاي با هزينه زيادي براي آموزش مصاحبه بروم ولي ارزش اينكار را داشت. مربيام كسي بود كه وزرا و سياسيون را آموزش داده بود، البته پروندهام بهقدري روشن بود كه هر وقت مصاحبه ميخواستند با كمال ميل ميپذيرفتم.
از طرف ايران و سفارت حمايتي ميشديد؟ اقامت من در استراليا هيچ ارتباطي با ايران نداشت و مركز امام حسين (ع)هم كاملاً مردمي بود و مرتبط با دولت ايران نبود. مردم در استراليا شاهدند يك پارادوكسي در پرونده من وجود دارد، امروز رسانههاي استراليا دولت را مورد نقد قرار دادهاند كه اگر ايشان براي امنيت خطر دارد چرا اجازه داشته بيش از ۱۶ سال در استراليا زندگي كند و اين مدت حتي يك نفر از ايشان شاكي نبوده است، پس اين نشان ميدهد كه براي امنيت ملي خطر نداشته است، حتي خبرنگاران با وزارت مهاجرت تماس داشتند ولي پاسخي دريافت نميكردند لذا ۹۰درصد مصاحبهها به نفع من تمام ميشد. درمصاحبه راديويي SBSخبرنگار سؤال كرد، شما ميگوييد چرا دولت اتهام مرا نميگويد، مسئله امنيت ملي را كه نميشود به كسي گفت، آن وقت ديگر امنيت ملي نيست. اتفاقا روز قبل از اين مصاحبه در يكي از روزنامهها چشمم به مطلب پشت صفحه ازمجله تايمز امريكا افتاد. درمورد خبرنگار فرانسوي كه طي ماجراي انتخابات اخير در اصفهان دستگير شده بود، در گزارشي آمده بود كه اين خانم براي تحصيل به ايران آمده و دولت او را به اتهام جاسوسي دستگير كرده و دادگاه محاكمه وي بهصورت پخش زنده از تلويزيون بهنمايش درآمده و او توانسته دادگاه را متقاعد كند كه اتهام اشتباه است و تبرئه شده، سپس دولت فرانسه او را با هواپيماي خصوصي به كشورش بازگردانده است!اين ماجرا را براي خبرنگار SBSتعريف كردم و گفتم عليالظاهر دولت آقاي احمدينژاد خيلي دموكراتتر و بهتر از شما برخورد ميكند، زيرا به اين خانم اتهام جاسوسي زدند ولي حق داشته تا به دادگاه برود، وكيل بگيرد محاكمه بشود و از حقوق خودش دفاع كند، درحاليكه در كشور شما نه من و نه وكلا و نه حتي قاضي حق نداشتند از مضمون پرونده و اتهام مطلع شوند، چه برسد به دفاع. بعد از اين مطلب خبرنگار حرفي نزد و تنها گفت: خيلي عالي بود.
امريكا براي اينكه اسلام را منحرف كند، اقدام به فرقهسازي از اسلام در كشورش و ساير كشورها كرده كه آخرين نسخه آن هم امام جماعت زنهاست، آيا اين وضعيت در استراليا هم حاكم است؟ سؤال حساسي كرديد. يكي از سخنرانيهايي كه در نماز عيد فطر استراليا داشتم و در محرم نيز پررنگتر تكرار كردم و ميدانستم كه كار دستم ميدهد، همين قضيه بود، البته از دلايل اخراجم را همين ميدانم. در مورد اسلام تحريف شده با استدلال و مدارك متقن سخنراني مبسوطي داشتم كه دولت استراليا هماهنگ با دولتهاي غربي برنامههايي كه امروز دارند براي مسلمانان ساكن در كشورهاي غربي كه قطعاً شامل كشورهاي عربي و اسلامي هم ميشود، اين است كه اسلامي بيخطر و امريكايي داشته باشند، شايد امام جماعت خانمها (براي خانمها و آقايان) سادهترين بخش آن است. براي اين تحريفسازي چندين ميليون دلار هزينه كردهاند، اين اسناد را دارم. سميناري دولت استراليا برپا كرد و تمام روحانيون و ائمه جماعات كشور را دعوت كرد حتي گفت بههمراه خانوادههايتان بياييد. سه روزتمام در گرانترين هتل شهر سيدني ريختوپاش كردند، بهحدي كه صداي غيرمسلمانان درآمد كه چرا دولت اين همه هزينه كرده، در اين ميان هر چند من روحاني معروفي بودم، دعوت نشدم و اطرافيان گفتند چون تو غريبه بودي دعوت نشدي. درآن سمينار گفته بودند ما شما را حمايت مالي براي فعاليتهاي فرهنگي و تبليغي ميكنيم، اگر براي تعمير و بازسازي مراكز فرهنگي يا مسجد بودجهاي خواستيد در اختيارتان قرار ميدهيم، شما هم در سخنرانيهايتان به مسلمانان ياد بدهيد تا از ركود و جمود فكري بيرون بيايند، اينكه قرآن مربوط به ۱۴۰۰سال قبل است حتماً وحي منزل نيست، ميتوان به آن انتقاد وارد كرد يا پيامبر(ص) و معصومين اسلامي بيخطا نيستند، آنها هم انسان هستند و بايد به مسلمانان ياد داد تا از اين جمود بيرون بيايند. رئيس فدراسيون مسلمانان روز بعد از سمينار مصاحبهاي داشت و مثل طوطي عين مطالب را تكرار كرد كه ما بايد دراعتقادات اسلامي خودمان بازنگري داشته باشيم، اينطور مسلم نگيريم كه پيامبراسلام (ص) يا امامان ما همه بيخطا هستند يا مقولهاي مثل همجنسبازي در سمينار عادي مطرح شده بود را در لابهلاي صحبتهايشان آوردند كه حتي اسلام نياز دارد نسبت به اين قضيه هم بازنگري كند. جالب اينجاست كه اين سمينار قبل از استراليا در اروپا برپا شده بود و به دولت استراليا چند ميليون دلار داده بودند (اطلاع موثق دارم و ديدم.) هدفشان اين است تا اسلام را تحريف كنند، خوب ميدانند مبارزه آشكار با اسلام نتيجه عكس ميدهد، ميخواهند اسلام را رقيق و بياثر كنند و مسلمانان از يكسري اعتقاداتشان دست بردارند و در مسائل سياسي دخالت نكنند، بههمين خاطر ايران اسلامي را خطر ميدانند و تروريست ميخوانند. همين بلايي كه سر ساير اديان الهي آوردند، ۱۰ سال پيش در برنامه زنده راديويي در استراليا كه هركس تماس ميگيرد و آزادانه نظرش را ميدهد، يك مجري بسيار معاند با اسلام، گفت: ما يهوديت و مسيحيت را چندين سال پيش شستيم و در آرشيو گذاشتيم، الان مسيحيت در غرب سمبليك است، با اسلام همين كار را ميكنيم تا به يك دين شخصي و دروني تبديل شود.
آيا شما در آنجا مناظره و مباحثه هم داشتيد؟ مناظره نه چون حالت تدافعي و مقاومت را در طرف ايجاد ميكند، ولي مباحثه زياد داشتم، سعي ميكردم مرحله به مرحله پيش بروم، ابتدا مشتركات اسلام و مسيحيت را بيان ميكردم و اسلام را از زاويه عرفان اسلامي توصيف ميكردم تا شيريني اسلام را به آنها بچشانم، سپس در ذهن آنها سؤال ايجاد ميكردم تا خودشان به فكر بروند بيآنكه انتقاد صريحي داشته باشم، آنها را گيج ميكردم، مثلاً چرا مسيح را فرزند خدا ميدانيد اوكه مثل بقيه آدمها دست و پا دارد، در آخر كه دچار تشكيك ميشدند با دلايل متقن صحبت ميكردم. يك بار با كشيشي در اين باره صحبت ميكردم، حسابي گيج شد، جوابي نداشت، گفت استادي دارم در شهر آدلايد، متخصص الهيات است، خوب ميتواند جواب شما را بدهد، من جوابي ندارم، هرچه به او زنگ زد، در دسترس نبود. به شكل غيرمستقيم آنها را به فكر واميداشتم.
در اين شرايط كه شما احتمالاً نميتوانيد ديگر به استراليا بازگرديد، تكليف مركز امام حسين(ع) چه ميشود؟ در اين مدت كه نيستم، مركز را به يكي از طلاب جوانتر سپردم كه هشت سال پيش براي تحصيل عازم حوزه علميه قم شده بود تا درس بخواند، با او تماس گرفتم تا در اين مدت مركز امام حسين (ع) را هدايت كند.
خانواده شما در حال حاضر همراهتان هستند و در اين شرايط برايشان مشكلي پيش نيامده است؟ خانوادهام هرچند مشمول اخراج نبودند ولي با من همراهي كردند خانم و دختر ۱۴ سالهام با من برگشتند. ما در بدو ورود اول به مشهد رفتيم تا به پابوس امام رضا (ع) برسيم. پسرانم چون بزرگ بودند و دانشگاه ميرفتند، ماندند، به خدا سپردمشان، انشاءالله مشكلي پيش نميآيد، هرچند مجاهدين خلق هم آنجا براي من پاپوش درست ميكردند. در يك مصاحبه مطبوعاتي كه عليه من راه انداختند گفتند خواهرشيخ منصور از اطلاعاتيهاست كه در خيابانها جلوي آدمهاي بدحجاب را ميگيرد، در صورتيكه بنده اصلاً خواهر ندارم يا اينكه شايعه كرده بودند فلاني در زندانهاي اوين قبل از انقلاب به عنوان آخوند گوشتي معروف بوده و در زندان ميآمد و ما را شكنجه ميكرد، وقتي اين مطلب را شنيدم، گفتم اگر كسي مدركي دارد بياورد، اگرقضيه ثابت شد، من دينم را عوض ميكنم، زيرا اصلاً هيچ مسئوليتي در ايران نداشتهام، البته تمام ادعاهاي باطل مجاهدين، به نفع من تمام شد زيرا بيپايگي آنها واضح بود.