
خيليها هم پيش از آن كه اجل سراغشان بيايد، مرگ دوستان و نزديكان و فاميل خود را به چشم ديدهاند و آداب و رسومي كه در هر دين و آييني براي برگزاري مراسم خاكسپاري، تسليت به بازماندگان و ارج نهادن به آن مرحوم از دست رفته برگزار ميشود را از نزديك ملاحظه كردهاند. حتي در اديان مختلف هم براي تمامي مراحل كفنودفن و ساير قضايا، توصيه، دستور و تبصره وجود دارد.
پس كسي را نميتوان پيدا كرد كه مثلاً نداند كه در آيين مسلمانان، مرحوم را چگونه دفن ميكنند و در ميان ايرانيان مراسم ختم و شب سوم و هفتم و چهلم شخص متوفي را چگونه انجام ميدهند و تا اينكه به سالگرد مرحوم برسد بايد چطور آبرو داري كنند كه پشت سر خودشان و عزيز از دست رفته شان حرف و حديثي نباشد.
اما خب برخيها ميخواهند در هر مراسمي نوآوري كنند و كاري هم ندارند كه آن نوآوري ممكن است به صورت مستقيم آبروي خانواده متوفي را زير سؤال ببرد. اگر در همه اديان الهي و غيرالهي و بيدينهاي لا مذهب را هم بگرديد، رسمي را نميبينيد كه در جمعي كه به منظور سوگواري برپا شده يك نفر خود شيريني كند و بگويد كه چون متوفي هنرمند بوده براي تشويق هنرش دست بزنيد، مانند چيزي كه در يادبود استاد سمندريان، كارگردان پيشكسوت تئاتر ايران رخ داد و يك عده دست بزنند و يك آدم خوشحال كه از صاحب مجلس عزا بيشتر به سر و كله ميزد، شروع به سوتزدن كند، كه چه شود ؟ روح آن عزيز در آرامش قرار ميگيرد ؟
در مراسمهاي سنتي براي شادي روح از دنيا رفته فاتحه ميخوانند، صلوات ختم ميكنند و ثوابش را به روح آن مرحوم هديه ميكنند تا وسيلهاي شود براي آمرزش و مغفرت الهي، چون اكثريت مردم بنا بر آموزههاي ديني باور دارند كه بعد از چند صباحي زندگي در اين دنيا همه بايد در دنياي ديگر به سر ببريم.
بنابراين وقتي كسي از ميان ما برود سعي ميكنند برايش خيرات بدهند، ثواب هديه كننده تا روحش در برزخ عذاب نكشد و به آرامش برسد. اما معلوم نيست كساني كه دست به اين گونه ابتكارات ميزنند، آيا واقعاً به دنياي پس از مرگ اعتقاد دارند يا فكر ميكنند كه هر كس با مرگ به پايان ميرسد؟! از سوي ديگر بعضيها هم ميخواهند تقليد از مراسم غربي را به حد اعلي نشان دهند.
مراسم ختم مرحوم سمندريان در مسجد برگزار شده، اما در آنجا از حضار ميخواهند كه يك دقيقه به خاطر احترام روح مرحوم ايستاده و سكوت كنند! سكوت در فرهنگ ما هر معني كه داشته باشد، معناي احترام به مرده ندارد و اينكه غربيها بر چه مبنايي يك دقيقه سكوت را به معناي احترام گذاشتهاند، بايد از خودشان پرسيد.
اما يك سؤال از خودمان، چرا در كشوري اسلامي يك دقيقه سكوت ميكنيم كه به درگذشتهاي احترام بگذاريم؟ مگر ما خودمان مذهب و آداب و رسوم نداريم ؟ اين روزها نمايشي در سالن استاد سمندريان مجموعه ايرانشهر برگزار ميشود و گروه هنري اجراكننده اين نمايش همه اجراهاي خود را به استاد سمندريان تقديم ميكنند و در پايان هر اجرا از تماشاگران ميخواهند كه به احترام مرحوم سمندريان يك دقيقه سكوت كنند.
اين يك دقيقه سكوت رسم مجهولي است كه در حال همهگير شدن است، بانيان اين كار گويا اصلاً به صلوات و ختم فاتحه اعتقاد ندارند و اين آدمهاي بياعتقاد فعلاً همه جا پيدا ميشوند. در ورزشگاه صد هزار نفري، در سالن تئاتر، در مسجد و هر جاي ديگري كه قرار باشد به از دست رفتهاي «اداي» احترام شود و اين «ادا» درآوردنها است كه كار دست فرهنگ اين كشور داده. اي جلال آل احمد! لطفا اگر ميتواني از آن دنيا نسخه جديد غرب زدگي را براي ما بنويس و بفرست كه ما واقعاً محتاج درك دوبارهاي از غربزدگي و غربزدهها هستيم.