کد خبر: 477501
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
بررسي نقش و تأثير آپارتمان نشيني در مناسبات ساكنان شهر
هاجر شادماني
شهر به عنوان اصلي‌ترين و مهم‌ترين بستر زيستي انسان‌ها از قرن‌هاي گذشته همواره به فراخور سير طبيعي تحول زندگي انساني دستخوش تغيير و تحول بوده است؛ شهرنشيني كه از ابتدا با تكامل فرهنگ كوچ‌نشيني و سپس روستانشيني به عنوان روش برگزيده همه اقوام و ملل براي سكونت دسته جمعي در مناطق بخصوصي ظهور يافت، رفته رفته با كشف سرزمين‌هاي جديد و عمران و آباداني آنها رو به گسترش گذاشت. 

يكي از مهم‌ترين تحولات عمده‌اي كه دست كم از يك قرن گذشته زندگي شهري ايراني و خرده فرهنگ‌هاي رفتاري شهروندان را به شدت تحت‌تأثير خود قرار داد و حتي آن را به مرز زوال برخي خرده فرهنگ‌ها و ايجاد خرده فرهنگ‌ها و حتي فرهنگ‌هاي تازه‌اي هدايت كرد جست و جوي انسان شهرنشين براي يافتن فضاي بيشتر به منظور اسكان مطلوب جمعيتي افزون‌تر بود. به هر حال افزايش جمعيت شهرنشين به مرور زمان با درنظر گرفتن مساحت ثابت همراه با امكانات زيستي غير قابل تغيير انسان شهري را به فكر استفاده بهينه از زمين‌هاي مناسب شهري انداخت. اگرچه تخريب زمين‌هاي كشاورزي و مراتع يكي از ابتدايي‌ترين راه حل‌هاي انسان شهري براي جبران كمبود زمين مورد نياز به منظور اسكان جمعيت عظيم شهري بود اما رفته رفته برنامه‌ريزي براي استفاده از فضا به جاي زمين در قالب بلند مرتبه‌سازي خانه‌ها يا همان آپارتمان‌سازي مورد‌توجه قرار گرفت. خارج شدن خانه‌ها از فضايي كه وسعت آن به حدي رسيده است كه كمتر در تخيل انسان شهرنشين اوليه مي‌گنجد و قرار گرفتن طبقات كوچك‌تر در ارتفاع بالاتر بر روي هم بدون حياط يا فضاي بازي كه اغلب در واحدهاي سكونتي شهري ابتدايي مساحت قابل توجهي را به خود اختصاص مي‌داد باعث ايجاد فرهنگ جديدي به نام آپارتمان نشيني شد. شروع ساخت‌و‌سازهاي آپارتماني در شهرهاي ايران از دهه ۴۰ شمسي آغاز شد. 

مشكل از كجا شروع شد؟
اما مشكلات زندگي شهري در نتيجه ايجاد شكل تازه‌اي از زندگي دسته جمعي در ارتفاع يا همان آپارتمان‌نشيني زماني به اوج رسيد كه خانواده‌ها با همان سنت‌ها و فرهنگ سكونتي قبلي خود كه مربوط به خانه‌هاي با مساحت بزرگ، دور از هم و جدا شده با محوطه‌هاي وسيع بود، در نتيجه تغيير و تحولات زندگي شهري به آپارتمان‌نشيني روآوردند. بسياري از اين خانوارها با اين تفكر كه «چهار ديواري اختياري» است و مي‌توانند همچون زندگي سابق خود آزادي عمل داشته باشند همچنان بر سنت‌هاي قديمي پافشاري مي‌كردند؛ اما در اين ميان شكل‌گيري دو مفهوم تازه شهري و تأكيد بر آنها تا حدي اوضاع را به نفع سبك تازه زندگي شهري تغيير داد؛ «فرهنگ» و «قانون» دو واژه‌اي بودند كه پس از طي سير هرج و مرج گونه آپارتمان نشيني در واقع به منزله تزريق آرامبخشي نسبتاً قوي و مؤثر به اين سبك زندگي شهري در جريان كشمكش‌هاي شهروندان و جدال موجود عمل كردند.
 
رسيدن به يك فرهنگ واحد در هر مجموعه آپارتماني اگرچه با در نظر گرفتن خرده فرهنگ‌هاي متفاوتي كه رفتار هر يك از اين خانوارها را شكل مي‌دهد و عملاً يكسان‌سازي آنها را غير‌ممكن مي‌كند، در عمل منتفي است اما مشكلات اين سبك از زندگي زماني به آرامش رسيد كه دو فرهنگ يا قانون احترام به حقوق همسايه و سپس جست و جوي منافع شخصي خانوارها به عنوان اصلي پذيرفته شده در زندگي شهري مورد استناد قرار گرفت. اما ديري نپاييد كه انسان شهري ايراني به صورت نسبي خود را با اين دو قانون كليدي وفق داد؛ هرچند همين امر نيز باعث بروز تغييرات رفتاري ديگري در برخوردهاي روزمره شهروند ايراني شد؛ اين تغييرات رفته رفته در سال‌هاي اخير به خصوص در شيوه‌هاي رفتاري نسل جديد به عنوان يك سنت فكري در روابط با شهروندان ديگر بروز يافته است كه بيشترين تأثير خود را در تعامل با همسايگان نشان مي‌دهد. 

هواي همسايه‌هايمان را نداريم!
نعمت‌الله فاضلي، جامعه شناس و عضو هيئت‌علمي دانشگاه علامه طباطبايي از اين تحول رفتاري با عنوان زوال همسايگي نام مي‌برد. فاضلي معتقد است: در گذشته همسايگي چنان اهميتي داشت كه گفته مي‌شد «همسايه خوب از خويشاوند بهتر است» و اينكه «همسايه از همسايه ارث مي‌برد» يا اينكه «تا چهل خانه همسايه آدمي است»، اما اكنون نهاد همسايگي رو به زوال است؛ پرسش اين است كه چرا و چگونه اين اتفاق رخ داده است؟ 

فاضلي مي‌افزايد: اگرچه اين امر را مي‌توان در عوامل متعددي بررسي كرد اما ريشه زوال همسايگي را بايد در تحولات ساختاري جامعه معاصر جست و جو كرد. خانه در دوران گذشته و قبل از ايجاد فرهنگ آپارتمان نشيني به شدت متأثر از ويژگي‌هاي اقليمي، طبيعي و جغرافيايي بود يعني در هر منطقه خانه را براساس وضعيت آب و هوا و ويژگي‌هاي طبيعي آن مي‌ساختند اما در دوران مدرن به كمك تكنولوژي و فناوري‌هاي پيش‌رفته خانه چندان تابع طبيعت نيست، بلكه توليد انبوه خانه در آپارتمان‌ها و برج‌ها براساس الگوي مصالح و ابزارهاي فناورانه ساخته مي‌شود. به اين ترتيب با تضعيف خصلت قدسي و ملكوتي خانه از يك‌سو و تغيير شرايط زندگي و نقش‌هاي خانوادگي، معناي همسايگي نيز دستخوش تغييراتي شده است؛ ديگر افراد آن حس تعلق سابق به خانه را ندارند.
وي توضيح مي‌دهد: در جا به جايي‌هاي متعدد و آپارتمان نشيني، افراد بيش از آنكه همسايه يكديگر باشند به منزله مسافراني هستند كه براي مدتي كوتاه در مجاورت يكديگر بر حسب تصادف قرار گرفته‌اند. در اين شرايط ديگر نمي‌توانند مانند سابق همسايه هم باشند و اينجاست كه مفهوم زوال همسايگي در رفتار انسان شهري معاصر شكل مي‌گيرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار