
دالاس دارلينگ، مدرس تاريخ سياسي امريكا: اميدوارم اين چيزي بيش از يك شايعه نباشد كه ديوان عالي كشور قصد دارد به احتمال بسيار زياد بخشي از قانون مربوط به مراقبتهاي پزشكي سال ۲۰۱۰ كه براي همه امريكاييها برابري پزشكي فراهم ميكند را لغو كند يا ضد آن اقدام كند. اين در حالي است كه حتي برخي از دزدان دريايي مراقبتهاي پزشكي را به خدمه كشتي خود ارائه ميدادهاند، خدمهاي كه وظيفهشان پرسه زدن در دريا و يورش بردن به كشتيهاي سلطنتي بوده كه با خود گنجهاي قرون ۱۶ تا ۲۰ را حمل ميكردند. به ياد بياوريد كه رئيسجمهور باراك اوباما كسي كه اكثريت رأيدهندگان شايسته به او رأي دادند در مبارزات انتخاباتي خود براي پوشش همگاني مراقبتهاي پزشكي بسيار تلاش كرد. هرچند قانون مراقبتهاي قابل پرداخت(Affordable Care Act) مراقبتهاي پزشكي را براي ميليونها كودك فراهم آورده اما برخي از عوامل آن را به چالش كشيدهاند.
بعضي از دزدان دريايي يك نوع پوشش درماني به خدمه خود ميدادند. دزدي دريايي، حرفهاي بسيار سودبخش و در عين حال خطرناك بوده است، زيرا كه خدمه آنها كشتيهاي پر از غنايم را به سمت امپراتوريها هدايت ميكردند، در اين كشتيها سلاحها و جنگافزارهايي و افرادي نيز براي دفاع از كشتي حضور داشتهاند. در اين كشتيها انتظار ميرفته كه دزدان دريايي عضوي از اعضاي بدن خود را از دست بدهند يا از جراحات شديد رنج ببرند. يك دزد دريايي خوب نه تنها مراقبتهاي پزشكي را براي خدمه فراهم ميآورد بلكه براي زخمها و جراهات نيز غرامتي مقرر ميكرد. يك دزد دريايي نوشته است كه كاپيتان هنري مورگان دستور داده بود براي هر پاي قطع شده مبلغ ۱۵۰۰ دلار اسپانيولي و براي هر دست قطع شده مبلغ ۱۸۰۰دلار اسپانيولي پرداخت شود.
براي ساير اعضاي بدن نيز همچون چشمها و انگشتها براساس نوع غنايم و گنجها مبالغي پرداخت ميشد. حتي زخمهاي بدن، چه كوچك و چه بزرگ تحت پوشش مراقبتهاي پزشكي بودهاند. براي دزد يك زخم (زخم اسلحه يا شمشير) كه در نهايت توسط جراحان كشتي مداوا ميشد مبلغ ۵۰۰ دلار اسپانيولي پرداخت ميشد. براي جراحات هميشگي همچون از دست دادن يك دست، پا يا انگشت نيز وجوهي پرداخت ميشد. مبالغ غرامتها آنقدر بالا بود كه برخي دزدان دريايي خود را بازنشسته ميكردند. مردم تنها به دليل وجود غنايم و ماجراجويي و افتخارطلبي و حتي نيافتن كاري ديگر وارد اين حرفه نميشدند بلكه يكي از عوامل نيز وجود مراقبتهاي پزشكي در اين كار بوده است.
در رابطه با حقوق پزشكي و برابري در برخورداري از مراقبتهاي پزشكي انتخاب آزادانه براي كارگران و كارمندان وجود دارد. با اين حال والدين ميتوانند مراقبتهاي پزشكي فرزندانشان را تا سن ۲۶ سالگي به عهده بگيرند. اين امر شرايط پيشين را از بين ميبرد شرايطي كه در آن بيمهگرها براي افزايش سود خود ميليونها نفر را در برخورداري از مراقبتهاي پزشكي ناديده ميگرفتند. همچنين پزشكي پيشگيرانه اموري از قبيل ايمنسازي بدن، چكاپهاي ACA، ماموگرافي و كولونوسكوپي را پوشش ميدهد، در نتيجه با بالا رفتن ميزان سلامتي و كارآمدي كارگران و كارمندان ميزان پسانداز و ذخيره مالي در مشاغل بالا ميرود. به علاوه وجود پزشكي پيشگيرانه از هزينههاي گزاف ناشي از جراحيها و مراقبتهاي پزشكي طولانيمدت جلوگيري ميكند.
مزاياي ديگري نيز وجود دارد، در گذشته صاحبخانهها به خاطر بيماريهاي فاجعهبار يا عملهاي پرهزينه خانههاي خود را از دست ميدادند، حال ميتوانند كار كنند و اقساط خانههايشان را به بانك بپردازند. در نتيجه اقتصاد پيشرفت ميكند. مراقبتهاي پزشكي كه همه مردم را شامل ميشود با فراهم آوردن موقعيتهاي شغلي بيشتر باعث افزايش صنعتهاي مربوط به مراقبتهاي پزشكي و ساير خدمات حمايت از آن ميشود. با گسترش مراقبتهاي پزشكي، برخي از مردم ميتوانند اعلام بازنشستگي كنند و در نتيجه آمار بيكاري كاهش مييابد و موقعيتهاي شغلي بيشتر ميشوند. ممكن است با افزايش برابري زندگي و برابري در برخورداري از مراقبتهاي پزشكي، نرخ ماليات نيز كاهش يابد چراكه با افزايش اين برابري هزينههاي بيمه بيكاري و غرامت كارگران كاهش مييابد.
نگرانيهايي درباره ACA وجود دارند. ACA براي مراقبتهاي پزشكي مشوق و انگيزهاي فراهم نميكند كه باعث شود هزينههاي آن كاهش يابد. ACA در رابطه با كمبود فوري پزشك و پرستار در آينده اقدامي نميكند و هزينههاي بسيار بالاي دانشكدههاي پزشكي و پرستاري را نيز به خود واگذاشته است. درباره هزينهها و پوشش سني نيز پرسشهايي وجود دارد. برخي سازمانهاي وابسته به مراقبتهاي پزشكي در حال حاضر از ارائه تخفيف به مشترياني كه در ACA ثبت نام ميكنند، خودداري ميكنند. به علاوه همه امريكاييها بايد بيمه سلامت را بخرند، برخي مردم امريكا بر اين باورند كه اين كار تخطي از حقوق آنهاست. بخشي از سهم ACA نيز براي منافع سازمانهاي داروسازي و ارگانهاي وابسته به مراقبتهاي پزشكي در نظر گرفته شده است. با اين حال مشخص نيست كه چگونه بعضي از قوانين آنها بر جامعه تأثير ميگذارند.
اما اگر دزدان دريايي توانستند براي خدمه كشتي خود مراقبتهاي پزشكي فراهم كنند و غرامت آسيبهاي آنها را پرداخت كنند، پس قطعاً دولت امريكا و ديوان عالي كشور نيز ميتوانند اين كار را انجام دهند. انكار ACA براي هر امريكايي نشانگر برتري يك طبقه ممتاز در امريكا و وجود تزوير و دورويي در آن است. براي مثال براي كارمندان دولت و ارتش بيشترين و بهترين مراقبتهاي پزشكي و پوششهاي درماني وجود دارد و در هزينههاي مالياتي آنان نيز تخفيف داده شده است.
در واقع دزدان دريايي به خدمه كشتي خود وابسته بودند و به همين دليل زندگي و تندرستي خدمه بسيار حائز اهميت بود. حال بايد از خود پرسيد، در امريكا بهاي زندگي را چه چيزي مشخص ميكند؟ چرا زماني كه به مسئله برابري در برخورداري از مراقبتهاي پزشكي، در دسترس بودن و قابل پرداخت بودن آن ميرسيم برخي از مردم با ارزشتر از برخي ديگرند؟آيا اين يك نوع سودجويي نيست؟
بسياري از امريكاييها به خاطر وجود نهادهاي ناعادلانه و استثمارگر كه عدهاي خاص را بر ديگران برتري ميدهند، مردهاند. در قانون اساسي امريكا هدف اصلي دولت ائتلافي فراهم آوردن آسايش عمومي و تصويب قوانين به حمايت از همه مردم امريكاست به گونهاي كه همه آنها بتوانند زندگي و آزادي و خوشبختي را تجربه كنند. حال در كشتي امريكا كه به سمت آينده پيش ميرود، آيا همه افراد روي عرشه- مردم و كارگران- بسيار مهمتر و ارزشمندتر از سازمانها و گروههاي سياسي، احزاب سياسي يا هر نهاد ديگري نيستند؟ آيا ديوان عالي كشور و دولت امريكا در صورتي كه ACA را لغو كنند از دزدان دريايي بدتر نيستند؟