زاويه تابش خورشيد كمكم عموديتر ميشود، آهسته داريم به نيمه تابستان يا همان عبارت قديميها به چلهاش ميرسيم، البته اين چله با تمام چلهها (حداقل در طول عمر شخص نگارنده) يك فرق اساسي دارد و آن اينكه مردادماه امسال دقيقاً مقارن شده است با رمضان الكريم. از اين لحظه شوق رسيدن اين ماه آدمي را وادار به لحظه شماري براي شروع اين ضيافت الهي ميكند.
چند روزي است كه بسياري از هموطنان عزيزمان روزههاي مستحبي به جا ميآورند و به پيشواز رمضان رفتهاند. هر چند ممكن است بعضيها بگويند تحمل اين گرما به ويژه در تهران جداي از آلودگياش و تاب آوردن تا افطار اندكي سخت است، اما حال و هواي معنوي و ويژهاي كه روزه به روزهدار ميبخشد، تحمل سختيها را آسانتر ميكند.
براي برخي قشرها به خاطر مشقت كارشان، روزه گرفتن جهادي بزرگ است، مثلاً براي كارگرها، كشاورزها و رانندگان تاكسي يا ماشينهاي سنگين.
با اين وصف، چه كسي ميتواند بر پيشاني كارگران روزهداري كه در گرماي خورشيد، باراني از عرق دارند، بوسه نزند، همان پيشاني و صورتي كه تا افطار، تحسين فرشتگان را با خود دارد يا چه كسي ميتواند دست آن رفتگران، رانندگان و نانوايان روزهدار را نفشارد كه در زير اين آسمان عرقريزان با زبان روزه، كار يا به عبارت كاملتر عبادت ميكنند.
حال تصور كنيد كه ميهمانان خدا به ويژه اقشاري كه نام برديم پس از تحمل ساعتها تشنگي و گرسنگي به شوق و بركت افطار و مستجاب شدن حاجات، با صحنههاي روزهخواري روبهرو شوند! مثلاً يكدفعه با صحنهاي روبهرو شوند كه شخصي بخواهد گلوي خودش را با دود سيگار جلا بدهد يا بازار آبهاي معدني و آبسردكنهاي كنار خيابان همچنان داغ بماند يا اينكه بساط فروش آبميوه، بستني و ساندويچ به راه باشد! قطعاً فرد روزهدار، اين رفتارها را نوعي دهنكجي به باورها و اعتقادات تلقي ميكنند (هر چند كه صاحب و پذيرنده اعمال، خداي مهربان است). اما اگر از اين رهگذر براي هر ناهنجاري حداقل دو بُعد فردي و اجتماعي قائل شويم، جنبه شخصي كه خيلي يا اصلا در حيطه اختيارات ما نيست و هر كس مسئول عقيده خويش است، اما در جنبه اجتماعي، روزهخواري قابلچشم پوشي نيست و بايد با آن برخورد شود.
هرچند برخيها به دليل بيماري يا ناتواني، از روزه گرفتن معذورند اما همين عزيزان هم بايد در اماكن عمومي، احترام اين ماه را پاس بدارند.