
بسياري از كارشناسان حوزه مطالعات اجتماعي بر اين باورند آنچه كه در تحولات منطقه خاورميانه به عنوان بيداري اسلامي اتفاق افتاده بيش از آنكه محصول حركت جوانان اين كشورها باشد، حاصل پرورش و تربيتي بوده است كه اين جوانان در بستر و سايه آن به مرحلهاي رسيده بودند كه ايستادگي و مقاومت در مقابل حكومتهاي وابسته و خودكامه را تنها نسخه نجاتبخش جامعه خويش از اين وضعيت ميدانستند.
قطعاً اگر كسي با اين تحليل كه خودسوزي فلان جوان تحصيلكرده تونسي، آن هم در شهر كوچكي همچون «سيدي بوزيد» تونس، باعث شروع بيداري اسلامي در اين كشور و سپس ديگر كشورهاي اسلامي منطقه شده است، موضوع بيداري اسلامي را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد، به خطا رفته است، چرا كه تحولات پس از خودسوزي آن جوان تونسي نشان داد كه اين كشور از مدتها قبل آمادگي لازم را براي يك قيام مردمي داشته است و تنها منتظر جرقهاي بوده است تا ذهنهاي خفته را بيدار كند و آغازگر اين جرقه اتفاقاً زناني بودند كه كرامت انساني آنها به جهت ولنگاري دولت «زينالعابدين بنعلي» سكولار زير پا گذاشته شده بود. اينكه هيچ زن مسلمان تونسي اجازه آن را نداشت كه در مجامع دولتي از پوشش اسلامي استفاده كند يا در استفاده از پوشش در مجامع عمومي با تنگناهاي زيادي مواجه ميگرديد و آشكارا شريعت اعتقادي او زير سؤال ميرفت، علت اصلي شعلهور شدن بيداري اسلامي در كشورهاي تحت ستم و محروم از آزاديهاي ديني قرار گرفت.
حركت اسلام خواهي و استقرار ارزشهاي اخلاقي و ديني توسط زنان مختص امروز جوامع مسلمان دستخوش بيداري اسلامي نيست، بلكه در طول تاريخ بارها و بارها شاهد اين حركت ريشهدار و عميق توسط زنان مسلمان بودهايم كه ذكر برخي از نمونههاي تاريخي آن ميتواند تبيين كننده نقش و جايگاه رفيع زن در آفرينش اين حركت اساسي و تأثيرگذار باشد:
۱-تاريخ اسلام گواه خوبي براي نقش زن در بيداري جامعه خفته جزيرهالعرب است. آنجا كه قريشيان جاهل گرفتار جهل خود بوده و تمام ارزشهاي انساني را به تمسخر گرفته بودند و دختران را بيرحمانه زنده بهگور ميكردند، يك زن، مردانه دست بيعت به نبيمكرم اسلام (ص) داد و با اسلام آوردن خويش، عزت و سربلندي را براي همه زناني كه قرنها پس از او آمدند به ارمغان آورد. سميه همسر ياسر اولين زني بود كه پس از حضرت خديجه همه مشقتها را به جان خريد و با تحمل انواع شكنجههاي كفار، پيام بيداري را براي ملت عصر خويش ارزاني داشت.
۲-تاريخ انقلاب اسلامي مملو است از زناني كه زير بار شكنجههاي روحي - رواني و جسمي رژيم سفاك پهلوي خم به ابرو نياورده و زمينهساز انقلاب بزرگ ملت ايران شدند. مرضيه حديدچي دباغ و بسياري از زنان بودند و هستند كه درس مردانگي و ايستادگي در مقابل رژيم خودكامه پهلوي را به بسياري از مردان اين سرزمين آموختند و اگر آغازگر حركت انقلاب اسلامي نبودند، قطعاً استمرار بخش بيداري ملت ايران در حركت انقلاب و در نهايت پيروزي آن شدند. در جنگ تحميلي هشت ساله، اين زنان و مادران ايراني بودند كه همسران فرزندان خويش را به مسلخ شهادت بدرقه ميكردند تا به آزادي و آزادگي ملتي معناي واقعي بخشند.
آن گونه كه در صدر اسلام همسر زبير و مادر وهب مشوق همسر و فرزند خويش در دفاع از اسلام تمام قد ايستادند و از حقانيت و ايستادگي در مقابل ظالم دفاع كردند و حركتي را انجام دادند كه تا قيام قيامت مردان از اين دو زن به نيكي ياد ميكنند و درس مردانگي را از قاموس آنها به ديگران ميآموزند. اين مصاديق روشن است كه شخصيتي همچون امام راحل با كمال فروتني در مقابل زنان مؤمن ميفرمايند: «از دامان زن است كه مرد به معراج ميرود».
۳-بار ديگر حركت خودجوش و منسجم زنان مسلمان در تونس، ليبي، مصر، يمن و بحرين موجي از اسلامخواهي را زنده كرد حكومتهاي ديكتاتور و ضد ارزشهاي ديني بنعلي، مبارك، عليعبدالله صالح و قذافي را فرو ريخت و ميرود تا به مدد الهي حكومتهاي آل خليفه و آل سعود و ديگراني كه تنها تظاهر به اسلام را دارند و با همه ارزشهاي اسلامي برگرفته از شريعت متقن و محكم اسلام كه براي زن مسلمان حقوقي در شأن او قائل است را به زبالهدان تاريخ ببرند.
اگر تا ديروز فريادهاي الله اكبر زن تونسي، مصري، يمني و ليبيايي توانست انقلابي را بيافريند چرا اين فريادها نميتواند بنيان سست حكومتها و دولتهاي آل خليفه در بحرين، آل سعود در عربستان و تمام عبداللههايي كه به جاي عبد پروردگار يگانه، بندگي شيطان را ميكنند فرو بريزد. اصلاً درسي كه زنان بيداري اسلامي در طول اين دو سال به زنان دادند محصور و محدود به جوامع اسلامي نميشود و امروز شاهد يك حركت بزرگ توسط همه زنان آزاده غير مسلمان در مقابل دولتها و حكومتهايي هستيم كه با بهرهگيري از ماليات شهروندان سعي دارند سايه شوم تجاوز، جنگ و خونريزي را در ديگر كشورها گسترش دهند. آنچه امروز در افغانستان، پاكستان، عراق، سوريه و بحرين اتفاق ميافتد محصول اقدامات جنگ طلبانهاي است كه كشورهاي اروپايي در قالب ناتو يا امريكا به طور مستقيم پديد آورنده آن در اين كشورها هستند و اميد است اجلاس بيداري اسلامي آغازي براي مخالفت با چنين اقداماتي باشد.
بنابراين اجلاس زنان و بيداري اسلامي حركتي براي ارج نهادن و قدرداني از خون هزاران زن شهيدي است كه با فريادهاي اسلامخواهي خود موجب رنگين شدن سنگفرشهاي قاهره، اسكندريه، بنغازي، طرابلس و دهها شهر دستخوش تحول در فرآيند بيداري اسلامي شدند و قطعاً اين اجلاس گامي است براي تحرك بخشيدن و برخورداري از اين ظرفيت بينظير براي سقوط ديگر حكومتهاي فاسد، همچون حكومتهاي آلخليفه، آل سعود و ...