
نيروهاي امنيتي سعودي بعدازظهر ديروز در عملياتي، «شيخ النمر» از علماي برجسته شيعه عربستان را با گلوله مجروح و پس از آن بازداشت كردند. در جريان اين عمليات دو جوان عربستاني با نامهاي «اكبر شاخوري» و «محمد فلفل» به شهادت رسيده و ۲۰نفرديگر نيز زخمي شدند كه گفته ميشود حال هفت تن از آنها وخيم است.
البته برخي گزارشها نيز از شهادت «شيخ النمر» حكايت دارد اما دستگاههاي امنيتي يا ارگانهاي رسمي و حكومتي رژيم آل سعود ازاعلام خبر شهادت اين عالم ديني به شدت در هراس هستند و به همين علت هيچ خبري در اين باره اعلام نكردهاند. بيترديد در صورت تأييد اين خبر؛ گستره ناآراميها در مناطق الشرقيه افزايش خواهد يافت چنان كه خود شيخ النمرنيزحدود ۱۰ روز پيش در يكي از سخنرانيهاي خود در يكي از مساجد شهر العواميه گفته بود: «من يقين دارم كه بازداشت يا كشته شدن من، باعث ايجاد نهضتي خواهد شد».
علاوه براين، جوانان انقلابي عربستان سعودي نيزاعلام كردهاند درصورت شهادت آيت الله النمر، به چاههاي نفت اين كشور حمله خواهند كرد و آن را به آتش ميكشند. براين اساس به نظر ميرسد، مناطق الشرقيه عربستان با اقدام سركوبگرانهاي كه نيروهاي امنيتي و پليسي اين كشور در برخورد با شيخ النمر و هواداران وي داشته است، وارد تونل تاريك ميشود.
جدا از محدوديتهاي سياسي و ديني ساكنان مناطق الشرقيه ازانواع نابرابريهاي اقتصادي وتبعيضهاي اجتماعي نيز رنج ميبرند و با وجود اينكه بيشترچاههاي نفتي عربستان در مناطق شرقي اين كشور واقع شدهاند و اين كشور روزانه بيش از ۱۰ ميليون بشكه را به بازارهاي جهاني صادر ميكند، اما مردم منطقه هيچ سهمي از درآمدهاي نفتي نميبرند.
نيمي از درآمدهاي نفتي به صندوقي واريز ميشود كه بين شاهزادگان سعودي تقسيم ميشود و نيمي ديگر نيز به بودجه عمومي واريز ميشود كه باز بيشتر آن صرف قراردادهاي نظامي با كشورهاي غربي ميشود و به اين ترتيب به چرخه اقتصادي غرب برميگردد.
از اين رو هرچند زمينههاي اعتراض و قيام درمناطق شيعه نشين الشرقيه بيشتراست، اما تنها به آن محدود نشده و امروزه انواعي از اعتراضها را در حوزههاي مختلف اين كشور ميتوان مشاهده كرد. كمتر قشري را در عربستان ميتوان پيدا كرد كه حرف و اعتراضي براي گفتن و ابراز كردن نداشته باشد.
كساني كه در لايههاي پايين جامعه و سياست هستند از انواع كاستيها و مشكلات اقتصادي و اجتماعي رنج ميبرند و به همين علت هم دولت عربستان از آغاز قيامهاي مردمي در كشورهاي منطقه مبالغ هنگفتي كه برخي منابع تا ۱۵۰ ميليارد دلارهم برآورد كردهاند، براي مهار ناآراميها و بستن دهان مردم صرف كرده است.
اگرچه اين اقدام تا حدودي مؤثر بوده، اما نميتواند فراگير باشد. چراكه برخي از خواستهها و مطالبات ماهيت غيراقتصادي دارد و به حقوق سياسي و شأن و منزلت برميگردد كه طبعاً نميتوان با پول به آنها پاسخ داد.
برخي از مطالبات اجتماعي كه بهخصوص از سوي زنان سعودي دنبال ميشود نيز يك چنين خاصيتي دارد و نه تنها با پول برآورده نميشود بلكه تحقق آن شكاف ميان لايههاي دروني نظام سعودي يعني جناح سياسي و جناح ديني آن را تعميق ميبخشد. از طرف ديگر با مرگ نايف بن عبد العزيز و بيماري ملك عبد الله بار ديگر حرف و حديثها درباره آينده سياسي عربستان بر سر زبانها افتاده است.
از اين رو با در نظر گرفتن عمق و گستره شكافها ميتوان گفت كه عربستان از يك نظر روي انبار باروت قرار گرفته و خود مقامات سعودي نيز اين را ميدانند و به همين علت با توسل به اقداماتي چون يورش نظامي به بحرين يا مشاركت در طرح براندازي نظام سوريه يا تعقيب پروژه ايران هراسي درصدد است كه بحران را به خارج از مرزها بكشاند تا شايد روزنهاي براي خود بيابد.