
پيش از نشست استانبول همه موضعگيريها و اظهارنظرها از تمايل غرب براي از سرگيري مذاكرات با ايران و حتي تداوم گفتوگوها نشان داشت. همين تمايل بود كه موجب شد كاترين اشتون، سخنگوي گروه ۱+۵ خود به بيان سه رهاورد نشست استانبول اذعان كند. نخستين آن، توافق بر اين نكته بود كه پيمان انپيتي مبناي گفتوگوها باشد، حال آنكه پيش از اين اصرار ميشد مبنا پروتكل الحاقي است.
دوم اينكه توافقها گام به گام و طرفيني باشد، در حالي كه قبلاً پيش شرط تعيين ميشد و گفتمان يكجانبه بود و در نهايت، راجع به طيف متنوعي از موضوعات فيمابين گفتوگو شود، در صورتي كه پيش از اين تمركز بر موضوع هستهاي ايران بود. همين اظهارنظر بود كه موجب شد تصور تغيير در ادبيات غرب در قبال ايران به وجود آيد و اين گونه گمانهزني شود كه غرب در نهايت پذيرفته در مقابل هر گامي كه ايران بر ميدارد، آنها نيز ملزم هستند يك گام متقابل بردارند.
حتي در آن برهه، سرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه نيز هنگام بازگشت از اجلاس جي ۸ به ديدار خود با مقامهاي امريكايي اشاره كرد و گفت همه طرفها به اين باور رسيدهاند كه بايد يك روند آرام، تدريجي و گام به گام در پيش گرفته شود كه در آن به ازاي هر يك گامي كه ايران برميدارد، طرف مقابل هم يك گام بردارد. اما ناگهان ورق برگشت. درباره چرايي اين چرخش مهمترين تحليلي كه مطرح شده، به مجموعه لابيگريهاي سران رژيم صهيونيستي مربوط ميشود. از جمله اين اقدامات ميتوان به سفر ياكوب آميدور، رئيس شوراي امنيت ملي اسرائيل به سه شهر اروپايي لندن، برلين و بروكسل به منظور رايزني درباره مسئله هستهاي ايران اشاره كرد كه در نهايت منجر به سفر شخص كاترين اشتون، به عنوان نماينده گروه ۱+۵ به اراضي اشغالي و جلب نظر مساعد صهيونيستها درباره نتايج نشست استانبول شد.
درست بعد از اين ديدارها و رايزنيها بود كه غرب در نشست بغداد نسخه اسرائيلي خود را براي ايران پيچيد و برخلاف نشست پيشين، سه درخواستي را مطرح كرد كه پيشتر از زبان بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسرائيل شنيده شده بود؛ يعني تعليق همه فعاليتهاي غنيسازي اورانيوم ايران، انتقال اورانيوم غني شده با غلظت ۲۰ درصد به كشور ثالث و تعطيلي تأسيسات هستهاي فردو. جالب اينكه در قبال اين امتيازگيري و درخواست كاهش تحريمها هيچ تعهدي به ايران ندادند و آن را منوط به گامهاي عملي ايران كردند و گفتند كاستن از تحريمها بعداً مورد بررسي قرار ميگيرد!
با اين حال، هر دو طرف توافق نهايي را به نشست مسكو موكول كردند كه در فرجه سه هفتهاي ميان نشست بغداد تا مسكو نيز، نشستهاي كارشناسي برگزار نشد و تغيير چنداني در رفتار غرب ايجاد نشد و حتي در اين برهه، هيلاري كلينتون، وزير خارجه امريكا نشست مسكو را آخرين مهلت تهران براي نشان دادن عزم جدي خود در زمينه پايبندي به تعهداتش قلمداد كرد و طي سخناني در اسلو پايتخت نروژ بيان كرد: مايليم گامهاي عملي ايران براي حل مسئله هستهاي ايران را شاهد باشيم چراكه گفتوگوها هيچگاه بر سر نشان دادن نيات و صداقت نبوده بلكه بر سر اقدام عملي و نتايج آن بوده است. عبارت گامهاي متقابل دقيقاً همان گرهاي است كه باعث كور شدن روند گفتوگوهاي غرب با ايران شد.
البته مقامات امريكايي صرفاً به بيان درخواست از ايران بسنده نكردند و تهديد به تشديد تحريمها را نيز چاشني موضعگيريهاي خود كردند. از جمله اين موارد ميتوان به سخنان ديويد كوهن، معاون وزير خزانهداري امريكا هنگام سفر به اراضي اشغالي و ديدار با داني ايالون، معاون وزير خارجه اسرائيل اشاره كرد كه مدعي شد: اگر مذاكرات مسكو نتيجهبخش نباشد، امريكا براي اعمال تحريمهاي جديد با اسرائيل مشورت خواهد كرد! كوهن كه خود يهودي است، اسرائيليها را پيشنهاددهندگان خلاقي در زمينه تحريم ايران خواند و تأكيد كرد كه در صورت شكست مذاكرات مسكو، حتماً فشارها بر ايران تشديد خواهد شد. دبكا، پايگاه خبري دستگاه جاسوسي رژيم صهيونيستي نيز همزمان با اين اظهارنظر اعلام كرد دولت اوباما به مقامات اسرائيلي قول داده اگر دور بعدي مذاكرات ايران با گروه ۱+۵ در مسكو بار ديگر به بنبست برسد، تحريمهاي امريكا و اروپا عليه ايران افزايش مييابد. اين رسانه اسرائيلي با مخابره اين خبر به نقل از منابع آگاه خود به بيان تحريمهاي جديدي كه قرار است امريكا عليه ايران اعمال كند، پرداخت و نوشت: در پاييز، دولت امريكا تحريمهايي را عليه ناوگانهاي دريايي و هوايي كه عازم بنادر ايران ميشوند، اعمال خواهد كرد.
به اين معنا كه هر خط هوايي ملي يا هواپيماي بينالمللي كه وارد حريم هوايي ايران شود، از ورود به فرودگاههاي امريكا و اروپا منع خواهد شد. اين امر شامل ناوگانهاي دريايي دولتي و خصوصي نظير نفتكشها نيز خواهد شد. اين ناوگانها به محض ورود به بنادر ايران، به طور خودكار از ورود به بنادر اروپا و امريكا منع ميشوند. از برآيند تمامي اتفاقاتي كه از نشست استانبول آغاز و به نشست مسكو منتهي شد، ميتوان به فراست دريافت كه غرب كماكان به سياق ۹ سال گذشته به دنبال مذاكره نيست و راهبرد فشار و امتيازگيري را نه تنها بر اصل گام متقابل ارجح ميداند بلكه در كل به رويكرد دوم يعني راهبرد گام به گام اصلاً اعتقادي ندارد، اين در حالي است كه خود در نشست استانبول پايهگذار چنين ايدهاي بوده است. در واقع، به نظر ميرسد، اعضاي ۱+۵ تنها مايل به طي خيابان يكطرفهاي هستند كه در آن طرف مقابل صرفاً بايد دست دهنده داشته باشد تا آنها بتوانند راضي از اتاق مذاكرات خارج شوند.
با توجه به همين طرز تفكر است كه از تهران ميخواهند فوراً از همه فعاليتهاي خود دست بكشد تا آنها بعداً درباره كاهش تحريمها تصميمگيري كنند؛ موضوعي كه عملاً باعث خواهد شد تا دستاوردهاي گذشته رنگ ببازد و بنبست ۹ ساله مسئله هستهاي ايران كماكان به قوت خود باقي بماند. البته بنبستي براي غرب چراكه ايران همچنان به توسعه فناوري صلحآميز خود ادامه ميدهد.