کد خبر: 475663
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰
بهروز پورعلي
در چند دهه گذشته و به وي‍ژه پس از جنگ شش روزه در ۱۹۶۷ رابطه امريكا با اسرائيل هسته مركزي سياست خاورميانه‏اي اين كشور را تشكيل داده و در اين سال‌ها امريكا همواره از رژيم صهيونيستي حمايت قاطعانه‏اي كرده است. حاميان اين سياست ادعاهايي را براي اين حمايت قاطعانه مطرح مي‏كنند:
۱- اسرائيل ضعيف است و در محاصره دشمنان قرار دارد
۲- دموكراسي در آنجا برقرار است كه از لحاظ اخلاقي يك شكل برتر دولت است
۳- مردم يهود از جنايات گذشته رنج برده‌اند و سزاوار برخورد ويژه‌اي هستند
۴- رفتار اسرائيل از لحاظ اخلاقي برتر از رفتار دشمنانش است
اما نگاهي اجمالي و انتقادي به هر يك از اين دلايل چيزي خلاف آنها را به ما نشان مي‌دهد. 

حمايت از طرف ضعيف‌تر؟
اسرائيل غالباً چون كشوري ضعيف و تحت محاصره به تصوير كشيده شده است اما در واقع خلاف اين تصوير به حقيقت نزديك‌تر است. صهيونيست‌ها در جنگ‌هاي ۱۹۴۷- ۱۹۴۹ با اعراب ارتشي بزرگ‌تر، مجهزتر و منظم‌تر داشتند و نيروهاي دفاعي اسرائيل - پيش از آنكه كمك‌هاي كلان امريكا به اسرائيل سرازير شود- در ۱۹۵۶ در برابر مصر و در ۱۹۶۷ در برابر مصر، اردن و سوريه به پيروزي‌هاي ساده‌اي دست يافتند. اين پيروزي‌ها ثابت مي‏كند كه اسرائيل حتي در نخستين سال‌هاي تشكيلش به هيچ وجه درمانده نبوده است. بنابراين اگر بپذيريم كه حمايت از طرف ضعيف‌تر يك دليل اخلاقي اجتناب‌ناپذير است، پس امريكا بايد جانب دشمنان اسرائيل را بگيرد! 

كمك به يك دموكراسي؟
حمايت امريكا اغلب با اين ادعا توجيه مي‌شود كه اسرائيل يك دموكراسي است كه ديكتاتوري‌هاي متخاصم آن را محاصره كرده‌اند اما آيا اسرائيل واقعاً يك دموكراسي است؟ دموكراسي يك ساخت سياسي است كه در آن مردم از هر نژاد، مذهب يا قوم از حقوقي برابر برخوردارند اما اسرائيل آشكارا به عنوان يك دولت يهودي پايه‌گذاري شده كه با پيروان ديگر مذاهب و ساير اقوام همچون شهروندان درجه دوم رفتار مي‌كند. جايگاه دموكراتيك اسرائيل همچنين با امتناع از اعطاي حق تشكيل دولت خودگردان به فلسطيني‏ها تضعيف مي‌شود. اسرائيل زندگي چند ميليون فلسطيني را در غزه و ساحل غربي رود اردن تحت كنترل دارد و در حالي دست به شهرك‌سازي در آن اراضي مي‌زند كه فلسطيني‌ها از مدت‌ها پيش در آن ساكن بوده‌اند. بنابراين كمك و حمايت از اسرائيل با توجيه كمك به يك دموكراسي غيرقابل باور است در حالي كه همين دموكراسي ميليون‌ها فلسطيني را از داشتن حقوق سياسي كامل محروم كرده است! 

جبران جنايات گذشته؟
برخي مي‌گويند چون يهوديان قرن‌ها تحت پيگرد بوده‏اند و تنها مي‌توانند در موطن يهودي ايمن باشند بنابراين اسرائيل سزاوار حمايت ويژه‌اي از سوي امريكاست. شكي نيست كه يهوديان از ميراث يهودستيزي رنج بسيار كشيده‌اند و اساساً جعل چيزي به نام اسرائيل نيز بهانه‌اي چنين داشت اما واقعيت اين است كه اين هويت مجعول خود مرتكب جنايات بيشتري عليه طرف بي‏گناه ديگر – فلسطيني‌ها – شده است. در ۱۹۳۸ اعراب به طور تخميني ۹۵درصد جمعيت فلسطين را تشكيل مي‌دادند. صهيونيست‌ها براي در بر گرفتن كل فلسطين و تسلط بر آن بايد شمار بزرگي از اعراب را از قلمرويي كه نهايتاً به اسرائيل بدل شد بيرون مي‌كردند. اين فرصت در سال‌هاي ۱۹۴۸- ۱۹۴۷ كه نيروهاي يهودي ۷۰۰ هزار فلسطيني را بيرون راندند، پديد آمد. از آن زمان به بعد رهبران اسرائيل بارها خواست‌هاي ملي فلسطيني‌ها را منكر شده و با ايجاد يك كشور فلسطيني تمام عيار مخالفت كرده‌اند و هيچ دولت اسرائيلي مايل نبوده به فلسطيني‌ها دولتي خودگردان بدهد. قطعاً يهودستيزي مورد پذيرش نيست اما آيا كمك و حمايت بي‌قيد و شرط امريكا و تمامي كشورهاي غربي از اسرائيل با توجه به آنچه تاكنون عليه فلسطيني‌ها انجام داده امري اخلاقي است! 

اسرائيل همواره مدافع صلح؟
اين استدلال اسرائيل را همچون كشوري به تصوير مي‌كشد كه حتي هنگامي كه تحريكش مي‌كنند نيز خويشتنداري مي‌كند و مدافع صلح است اما بررسي رفتارهاي اسرائيل نسبت به دشمنان عرب و اتباع فلسطيني‌اش خط بطلاني بر اين ادعا مي‌كشد. نيروهاي اسرائيل در اوايل دهه‌ ۱۹۵۰ دست به يورش‌هاي مرزي متعددي عليه همسايگان خود زدند و اگرچه اين اقدامات را به عنوان واكنش‌هاي دفاعي توصيف مي‌كردند اما عملاً بخشي از تلاش‌هاي وسيع‌تر براي گسترش مرزهاي اسرائيل بود. بلندپروازي‌هاي توسعه‌طلبانه اسرائيل همچنين سبب شد تا در حمله بريتانيا و فرانسه به مصر در ۱۹۵۶ به آنها بپيوندند. همچنين صدها اسير جنگي مصري را در جنگ‌هاي ۱۹۵۶ و ۱۹۶۷ به قتل رساندند. اين نيروها در ۱۹۶۷ بين ۱۰۰ تا ۲۶۰ هزار فلسطيني را از سرزمين‌‌هاي تازه اشغال شده ساحل غربي و ۸۰ هزار سوري را از ارتفاعات جولان بيرون راندند. همچنين در پي تجاوز به لبنان در ۱۹۸۲ نيروهاي صهيونيستي با همكاري نيروهاي فالانژ لبنان بين ۷۰۰ تا ۳۲۰۰ فلسطيني و لبناني بي‏گناه را در اردوگاه آوارگان صبرا و شتيلا به قتل رساندند. جنايات آنها در انتفاضه اول (۱۹۹۱- ۱۹۸۷) و انتفاضه دوم ( ۲۰۰۵- ۲۰۰۰ ) و در سال‌هاي اخير در نوار غزه عليه كودكان و غيرنظاميان نيز بسيار وحشيانه و تكان‌دهنده بوده است.
 
در پايان مي‌توان گفت استدلال‌هاي بررسي شده نشان مي‌دهد كه هيچ‌يك از اين استدلال‌ها قانع‌كننده نيستند و از لحاظ عيني رفتار اسرائيل در گذشته و حال هيچ نوع پايه اخلاقي را براي چنين حمايت قاطعانه‌اي از طرف امريكا در اختيار نمي‌گذارد. بنابراين به نظر مي‌رسد دليل حمايت قاطعانه و بي‌دريغ امريكا از اسرائيل را بايد در عوامل پنهان ديگري جست‌وجو كرد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار