
اما و اگرهاي آنان در خصوص خريد نفت از جمهوري اسلامي تا آنجايي ادامه پيدا كرد كه براي جلوگيري از تشديد بحران مالي در اروپا، برخي كشورهاي قاره سبز را از موضوع اين تحريمها معاف كردند تا تابستان از راه برسد و بتوانند در فصل گرم سال كه نيازها به نفت كمتر ميشود، اين وابستگي خود را به ايران از بين ببرند. گرچه پيش بينيها حاكي از آن است كه با آغاز روزهاي سرد سال در قاره اروپا و افزايش نياز به مواد سوختي در اين قاره، قطعاً آنها جاي خالي نفت ايران را بيشتر احساس خواهند كرد و تاوان آن را با چند برابر قيمت خواهند پرداخت.
نكته جالب در اين ميان آن است كه غرب و در رأس آنها ايالات متحده براي آنكه كمبود نفت در بازار را جبران كند و مانع افزايش تقاضاي جهاني طلاي سياه شود، كشورهاي بزرگ خريدار نفت ايران نظير چين، هند، ژاپن، كره جنوبي، مالزي، تايوان، آفريقاي جنوبي، انگليس، بلژيك، جمهوري چك، فرانسه، آلمان، يونان، ايتاليا، هلند، لهستان و اسپانيا را عملاً در رديف معاف شدگان از تحريم نفت ايران قرار داد؛ موضوعي كه عملاً تحريم نفتي ايران را به جوكي بينالمللي تبديل كرده است.
غرب به دنبال ايجاد ناآرامي در ايران اما در اين ميان مهمترين نكتهاي كه در پس ماجراي تحريم نفتي ايران قرار دارد، تلاش غرب براي القاي فضاي بحراني در اقتصاد ايران جهت ايجاد فتنه اقتصادي در داخل كشور است؛ فتنهاي كه ميتواند اهداف غرب را بسيار زودتر از آنچه كه خود تصور ميكند، در داخل كشور عملي كند؛ موضوعي كه دشمنان جمهوري اسلامي مدتها است كه به دنبال آن هستند و از هيچ تلاشي در اين مسير دريغ نميكنند.
البته در اين ميان عواملي نيز در داخل كشور حضور دارند كه به كمك غرب ميشتابند و با ايجاد نا آرامي اقتصادي در داخل و ايجاد نوسان در قيمت طلا و ارز و همچنين ايجاد گرانيهاي كاذب براي مايحتاج اقتصادي مردم، در راستاي اهداف براندازانه غرب حركت ميكنند. عواملي كه نفوذ بسيار زيادي نيز در درون دولت دارند كه همين موضوع باعث عدم پاسخ مناسب دولت به نوسانات شديد اين بازار شده است.
تحريمها بياثرتر از هميشه
البته موضوع تحريمها عليه جمهوري اسلامي بحثي تازه نيست و مردم با اين شيوه غرب چندان غريبه نيستند. درست از همان روزهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي بود كه غرب با مشاهده از دست رفتن منافع خود در ايران، تحريمهاي سنگيني را عليه كشورمان آغاز كرد؛ تحريمهايي كه در ابتدا منجر به مسدود شدن داراييهاي قانوني كشور در بانكهاي اروپايي و امريكا و سپس با آغاز جنگ دامنه آن به فروش تسليحات نظامي نيز كشيده شد، به گونهاي كه كشورهاي صنعتي حتي حاضر به فروش سيم خاردار به ايران نبودند.
اين در حالي بود كه در طرف مقابل تمامي قدرتهاي دنيا پشت رژيم بعثي عراق جمع شده بودند و با حمايتهاي مختلف، از جمله در اختيار قرار دادن پيشرفتهترين تسليحات نظامي، دست در دست يكديگر، تمام تلاش خود را به كار بسته بودند تا نظام نوپاي جمهوري اسلامي را به زانو دربياورند اما به رغم تمامي اين فشارها، ملت ايران حاضر به پذيرش شكست نبود و نيروهاي مسلح از جمله سپاه و ارتش در كنار بسيج مردمي با تكيه بر تواناييهاي خود، اجازه ندادند كه تحريمها دليلي براي ضعف و مانع دفاع از كشور شود.
بركات دفاع مقدس تنها در حوزه خودكفايي تجهيزات دفاعي خلاصه نشد، چراكه غربيها در طول جنگ نه فقط تجهيزات نظامي، بلكه از فروش بسياري از اجناس و كالاهايي كه كاربردي غيرنظامي داشت، نيز ممانعت ميكردند و همين موضوع خود انگيزهاي شد كه متخصصان داخلي عزم خود را براي رفع ساير نيازهاي داخلي نيز جزم كنند؛ عزمي كه قرار بود پاسخگوي نياز كشور در حوزههايي نظير داروها، تجهيزات پالايشگاهي و نفتي، تجهيزات الكترونيك و صدها محصول ديگر باشد.
براي نمونه تنها كافي است به اين آمار اشاره كرد كه قبل از انقلاب تنها كمتر از ۱۰ درصد داروي مصرفي كشور در داخل توليد ميشد. اين در حالي است كه امروز بيش از ۹۵ درصد داروي مورد نياز كشور در داخل توليد ميشود و نه تنها توليدكنندگان داخلي توانايي پاسخگويي به نياز درون كشور را دارند، بلكه محصولات دارويي ايران به كشورهاي مختلفي نيز صادر ميشود.
غرب نااميد از اثرگذاري تحريمها امروز غرب به خوبي اين نكته را دريافته كه تحريمها به هيچ وجه نتوانسته مانعي در پيشرفت دانش هستهاي ايران باشد و هرچه اين تحريمها تشديد شده، ايران به آستانه خود نزديكتر شده است؛ آستانهاي كه در ابتدا قرار بود مانع پيوستن ايران به باشگاه هستهاي شود و بهنوعي خط قرمز غرب محسوب ميشد، اما ايران به رغم تهديدها اين آستانه را درنورديد و گام به مرحله بعدي يعني غنيسازي ۵/۳ درصد گذاشت.
در اين مرحله نيز تحريمهاي تازهاي عليه كشورمان وضع شد اما بازهم ايران دست از فعاليتهاي صلحآميز خود بر نداشت تا اينكه به غنيسازي ۵ درصد دست يافت و پس از آن ماجرايي كه به نوعي وحشت غرب را به دنبال داشت، دستيابي ايران به آستانه غنيسازي ۲۰ درصد بود كه شوكي عظيم را به دشمنان ايران وارد كرد، بنابراين بايد به صراحت اين نكته را عنوان كرد كه تحريمها در خصوص توقف برنامه هستهاي ايران بيتأثير است و ايران هر بار پس از تحريمها، به آستانهاي جديد از توانمنديهاي هستهاي ميرسد. اين موضوع را نيز غرب به خوبي دريافته است و امروز با تحريم نفتي ايران به دنبال موضوعي ديگر درون جمهوري اسلامي ايران است.
فرصتي به نام تحريم نفت البته در اين ميان نبايد تحريمهاي نفتي عليه كشور را نكتهاي منفي در نظر گرفت، چراكه اين موضوع ميتواند زمينه ساز رشد اقتصادي سريع ايران شود. هم اكنون سالها است كه دولتمردان آرزوي خروج ايران از اقتصاد تك محصولي و ورود وسيع و گسترده به ديگر بازارهاي بينالمللي را دارند؛ موضوعي كه حالا با آغاز رسمي تحريمهاي نفتي عليه كشورمان ميتواند به حقيقت بپيوندد و جمهوري اسلامي به جاي صادرات نفت خام خود، اين ماده اوليه ارزشمند را در كارخانههاي داخلي به محصولاتي متنوع تبديل و آنها را به بازارهاي جهاني عرضه كند؛ روندي كه ميتواند كمك بزرگي به اقتصاد كشور كند و از ديگر سو باعث ذخيره شدن منابع محدود نفتي در داخل كشور شود.
بنابراين بهتر است كه دولتمردان به جاي تلاش براي رفع اين تحريمها، به فكر استفاده از اين موقعيت طلايي باشند.