تقريباً تمام دستاندركاران بازارهاي مالي جهان متفقالقولند كه او موفقترين و تواناترين مدير مالي جهان در قرن بيستويكم است.
چند سال پيش اين بانك عريض و طويل كه اينك در صدها نقطه جهان داراي شعبه و فعاليت است، يك مؤسسه مالي معمولي و بانكي درجه چهار در انگلستان بود. دايمونت در چنين وضعي «باركيلز» را تحويل گرفت و به سرعت آن را به يكي از چند بانك قدرتمند جهان تبديل كرد. همكارانش معتقدند او در مديريت مالي كارهايي ميكند كه به جادو ميمانند. آخرين شعبده او همين بانك گمنام چند سال پيش و درجه يك فعلي است. تمام اين هيمنه اما با ايراد يك اتهام در هم شكست.
دايمونت متهم شده بود كه در فراز و فرودهاي بحران مالي اروپا، در نرخ بهره بانكش دست برده و براي كسب سودها نجومي آنها را بالا و پايين كرده است. انتشار همين خبر كافي بود كه او بيهيچ جنجالي استعفاي خود را تقديم هيئت مديره كند. او در بدل تواناييهاي منحصر به فرد مديريتياش سالانه بيش از ۳۰ ميليون دلار (حدود ۶۰ ميليارد تومان) حقوق ميگرفت و اين همه جداي از مزايا، پاداشها و امكاناتي بود كه همواره در اختيارش بود. انتشار اين خبر بازارهاي مالي اروپا و جهان را بهت زده كرد و شوك ناشي از آن همچنان ادامه دارد.
باري سر پرداختن به اين خبر و تجزيه و تحليل آن را ندارم. اما آنچه آمد را مقايسه كنيد با حقايق تلخي كه درباره مديران كلان مالي و بانكهاي ما شاهد آن هستيم. آقاي خاوري بازنشسته يكي از بانكهاي ديگر كشور بوده و معلوم نيست چه فرد و جرياني پس از مدتي، دوباره او را دعوت به كار كرده و در رأس بزرگترين بانك كشور و به ادعاي خودشان جهان اسلامي ميگمارد، يعني بانك ملي. كسي نبوده بپرسد، مگر قحط الرجال بوده؟ اين همه نيروي جوان و ميانسال و... متخصص چرا ديده نشدهاند و آدمي با دو تابعيت كه خانواده و سرمايهاش در كشوري ديگر ساكنند، براي چنين سمت حساسي، پس از بازنشستگي دوباره دعوت به كار و بلافاصله مدير عامل چنين مجموعهاي ميشود.
سپس بزرگترين اختلاس تاريخ كشور در مديريت او و در اين بانك رقم ميخورد. همه نگاه ميكنند تا او با خيال آسوده به وطن دومش فرار كند. چند بانك ديگر هم درگيرند و هر يك كوتاهي را به گردن ديگري مياندازند تا عاقبت به زور مديرانشان را بركنار ميكنند، بعدها معلوم ميشود با وجود تمام هشدارها اين آقايان سرگرم كار خود بوده و سربزنگاه، چهره اصلي از محاكمه و مجازات گريخته است.
با مزهترين بخش ماجرا اما، عدم اشتياق بانك ملي در شكايت از متهم اصلي اين پرونده و مديرعامل سابق خود است. بله! باور ميكنيد شاكي دادستان و مدعي العموم است. شما را به خدا يكي بگويد در اين مملكت چه خبر است. يك بار ديگر خبر «باب دايمونت» را بخوانيد. او چند ساعت پس از فقط متهم شدن استعفا داد و اينجا...