کد خبر: 475327
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۰
دكترحميد طاهرخاني، روانپزشك: بارها با كساني مواجه شده‌ايم كه مشغول تخريب اموال عمومي يا شخصي هستند؛ مثلاً كساني كه بعد از مكالمه با تلفن عمومي گوشي آن را از جا درمي‌آورند، روي ماشين‌ها خط مي‌اندازند يا اينكه روي يك مجسمه يا يك كتيبه باستاني با چاقو يادگاري مي‌نويسند! صنعتي شدن و رشد و توسعه شهرنشيني موجب افزايش تعاملات و مشاركت افراد در امور اجتماعي شده است. حضور فرد در اجتماع از نياز وي براي ديده شدن و مورد توجه قرار گرفتن نكاسته است. انسان‌ها با درجات مختلف در اجتماع خواستار مفيد بودن و رشد و پيشرفت هستند. در اين ميان اگر افرادي باشند كه به خواسته‌ها و اهداف خود نرسيده باشند يا احساس كمبود و سرخوردگي در مقايسه با ساير افراد كنند، احتمال بروز واكنش‌هاي منفي در آنها وجود دارد. يكي از اين واكنش‌هاي منفي تخريب اموال عمومي در سطح جامعه است. افراد اگر بنا به دلايلي كه گفته خواهد شد به نيازها و خواسته‌هايي كه حق خود مي‌دانند، دست پيدا نكنند ممكن است براي جلب نظر ديگران يا اعلام نارضايتي و سرخوردگي خود دست به رفتارهاي مخرب بزنند.

در اصطلاح جهاني به كسي كه مرتكب تخريب اموال عمومي و آثار فرهنگي مي‌شود «وندال» گفته مي‌شود. ونداليسم يا بيماري تخريب اموال عمومي عملي است كه بنا به دلايل متعدد و از روي آگاهي و به عمد و به منظور تباه‌كردن يا صدمه زدن به چيزي صورت مي‌گيرد كه متعلق به عموم مردم است. وندال‌ها قومي از اقوام ژرمن و اسلاو بودند كه به بخش بزرگي از سرزمين‌هاي فرانسه و اسپانياي امروزي و متصرفات روم حمله مي‌كردند. اين وندال‌ها علاوه بر جنگ‌افروزي يك عادت بد ديگر نيز داشتند و آن عادت اين بود كه در لشكركشي‌هاي خود، هر نمادي از آبادي و آباداني مي‌ديدند، تاراج و نابود مي‌كردند. همين شهرت تاريخي سبب شده است كه امروزه «هرگونه تخريب عمدي اموال عمومي، اموال ديگران، آثار هنري و صنعتي» را با نام «ونداليسم» بشناسيم. 

نمونه‌هايي از تخريب اموال عمومي عبارت است از كندن گوشي تلفن عمومي، تخريب باجه‌هاي تلفن عمومي، نوشتن يادگاري بر روي ديوارهاي ابنيه تاريخي و مجسمه‌ها، بريدن صندلي‌هاي عمومي با چاقو، شكستن صندلي‌هاي عمومي، آسيب رساندن به درختان و فضاهاي سبز، شكستن شيشه‌هاي اتوبوس و قطارها، ايراد خسارت به ميادين ورزشي، شعارنويسي و خط‌نويسي روي ديوارهاي شهر، خراشيدن بدنه ماشين‌ها با وسايل تيزوبرنده، سوزاندن سطل‌هاي زباله عمومي، خراب كردن علائم راهنمايي و رانندگي، خراب كردن متعلقات مدارس مثل ميز، نيمكت، تخته سياه، كتاب و... ، كندن يا پاره كردن تراكت‌هاي تبليغاتي، ايجاد حريق در پارك‌هاي جنگلي، تخريب و آسيب به سرويس‌هاي بهداشتي عمومي، شكستن چراغ‌هاي معابر و تخريب آسانسور. 

خرابكارى‌هاى شهرى يكى از مشكلات و معضلات جوامع شهرى به‌ويژه در حاشيه آنهاست كه همگام با رشد و توسعه شتابزده شهر و درونى نشدن فرهنگ شهرنشينى در بين جوامع مختلف به وجود آمده است. خرابكارى‌هاى شهرى از جمله انحرافات يا آشفتگى‌هاى اجتماعى هستند كه در آن افراد سعى دارند نيازها، هيجانات و احساسات درونى خود را به شيوه‌اى بروز دهند و با در دسترس نبودن روش مناسب به رفتارهاى نابهنجار روى مى‌آورند. 

تخريب به قصد شوخي!
براساس تحقيقات انجام شده در جهان، اين اعمال خرابكارانه به‌طور وسيع توسط جوانان انجام مي‌شود بدون آنكه بدانند اين عمل جرم است. آنها اعمال خود را نوعي شوخي مي‌دانند. اين واقعيت كه اغلب در حين اعمال ونداليسم چيزي دزديده نمي‌شود، اين مفهوم را تقويت مي‌كند كه آنها شيطنت مي‌كنند، اما بزهكار نيستند، بلكه تخريب اموال براي آنها تفريح و هيجان مي‌آورد و در واقع اعتراضي به موقعيت مبهم آنها در ساختار اجتماعي است. 

تحقيقات نشان داده اين معضل اجتماعي بسيار پيچيده است و تحت تأثير متغيرهاي زيادي قرار دارد. برخلاف پديده‌هاي طبيعي، پديده‌هاي اجتماعي نظير تخريب اموال عمومي تابع يك علت نيستند. ولي دليل اين اعمال هرچه كه باشد ريشه در درون افراد و هيجانات ناشي از عصبانيت، پرخاشگري، سرخوردگي، خود كم‌بيني و خودنمايي در فرد دارد. محققان معتقدند تخريب اموال عمومي ارتباط مستقيمي با هيجانات رواني دارد و افراد براي نشان دادن نارضايتي، ناكامي، اجحاف و انتقام‌جويي دست به چنين كارهايي مي‌زنند. اين رفتار نابهنجار اجتماعي در ميان جوانان و افرادي با سطح تحصيلات و ضريب هوشي پايين بيشتر ديده مي‌‌شود. يكي از عوامل بيروني، بيكاري جوانان و پرنشدن اوقات فراغت آنان و به تبع آن عدم تخليه هيجانات رواني آنان است. در تخريب‌هاي گروهي گاه ديده شده كه جوانان براي جلب توجه همسالان و دوستان خود و نياز به مورد توجه قرار گرفتن دست به چنين كاري مي‌زنند. 

پسران بيشتر از دختران. . .
بخش عمده اين رفتارهاي بزهكارانه به زمينه خانوادگي و فقر فرهنگي افراد برمي‌گردد. خانواده كانون پرورش شخصيت فرد است و هرگونه اختلال در آن، منجر به پديد آمدن شخصيت بزهكار و منحرف مي‌گردد. اگر خانواده، آموزش و پرورش و رسانه‌ها، در جامعه‌پذير كردن افراد، دچار اختلال شوند و با يكديگر تناسبي نداشته باشند، فرد به اعمال انحرافي روي مي‌آورد. ازطرفي، رفتار انحرافي نيز مانند ساير رفتارهاي اجتماعي از طريق همنشيني با ديگران آموخته مي‌شود. پسران بيشتر از دختران خشم خود را از موضوعات بيروني فرافكني نموده و آن را متوجه بيرون مي‌سازند. 

شهري‌ها خط اندازترند
براساس تحقيقات انجام شده كودكان، نوجوانان و جوانان بين سنين ۱۰ تا ۲۵ سال بيش از ديگر گروه‌هاي سنَي به تخريب اموال عمومي روي مي‌آورند و شيوع آن در مناطق شهري به مراتب بيش از مناطق روستايي است. در شهرها به علت تراكم جمعيتي و اخلاقي، وجود پاره فرهنگ‌هاي مختلف، انحراف و جداافتادگي فرد از جامعه و هنجارهاي اجتماعي بيش از مناطق روستايي مشهود است و از آنجايي كه بسياري از صاحب نظران ريشه را در اين ناهنجاري‌هاي اجتماعي مي‌دانند، تشديد اين امر در شهرها امري طبيعي به‌نظر مي‌رسد. 

غالب اين افراد، مجرد و از نظر تحصيلي ناموفق‌اند. اغلب آنها با سرخوردگي‌ها، شكست‌ها و ناكامي‌هاي مختلف در زمينه‌هاي تحصيلي، حرفه‌اي و خانوادگي مواجه بوده و داراي نوعي شخصيت پرخاشگر، بي‌ثبات، ضدجامعه و در عين حال مأيوس‌اند.
برنامه‌ريزي براي مقابله با پديده ونداليسم به تخصص‌هاي ويژه‌اي نظير روان‌شناسي، جامعه‌شناسي، علوم تربيتي، مديريت و طراحي شهري نياز دارد و اعمال آن از طريق روش‌هاي متنوعي صورت مي‌گيرد. در اين موارد هرچند كه قوانين موجود، مجازات‌هاي نسبتاً سنگيني را براي متخلفان در نظر گرفته و علاوه بر اينكه آنان را ملزم به تأمين مالي خسارت‌‌هاي تحميل شده كرده، محكوميت حبس را براي اين قبيل افراد در نظر گرفته است. اما واقعيت اين است كه برخوردهاي جبري هيچوقت موجب ريشه‌كني ونداليسم در جوامع شهري نشده است. 

با اين تفاسير شايد راه حل مقابله زياد كارآمد نباشد و چون مقوله وندال‌ها مقوله‌اي رواني است بايد به راهكارهاي روانشناختي در اين زمينه متوسل شد. فائق‌آمدن بر مقوله تخريب اموال عمومي به تمهيدات ويژه‌اي نياز دارد كه اغلب كارآمدي كاركردهاي جامعه‌ شهري را هدف مي‌گيرند. افزايش مشاركت و مسئوليت‌‌پذيري اجتماعي، تبليغ و اطلاع‌رساني از طريق رسانه‌ها، دروني كردن فرهنگ شهروندي، آموزش و نمايش روابط دوستانه در محيط‌هاي شهري و برنامه‌ريزي مديريتي تعدادي از راهكارهاي آزموده شده براي كاهش آن هستند. 

راهكارهاي كاهش و پيشگيري
با توجه به تجربيات و نظريات پيشين، اين معضل بايد به طور ريشه‌اي آسيب‌شناسي شود و براي حل آن آموزش‌هاي لازم را ارائه داد، براي اين كار بايد از خانواده‌ها شروع كرد، به گونه‌اي كه ابتدا خانواده‌ها بايد آموزش‌هاي رفتاري و مهارت‌هاي اجتماعي لازم از جمله مسئوليت‌شناسي و شناخت حقوق ديگران، شناخت وجدان اجتماعي و احترام به طبيعت و اموال عمومي را به فرزندان تعليم دهند. در مرحله بعد، مدارس و آموزش و پرورش از دوران پيش دبستاني بايد اقدام به آموزش‌هاي لازم در اين زمينه كنند. 

نهادهاي فرهنگي و اجتماعي خاصي تشكيل شوند تا به تخليه انرژي نوجوانان و جوانان در مسير صحيح كمك كنند، در غير اين صورت انرژي انباشته شده در بسترهاي نامناسب يا به شكل دلخواه و با هدايت بعضي از دوستان و همسالان تخليه مي‌شود و در اكثر مواقع به ونداليسم منجر مي‌شود. ازجمله كارهاي مؤثر دركاهش اين معضل عبارتند از غني كردن اوقات فراغت جوانان جهت تضعيف تمايل آنها به تخريب اموال عمومي در اوقات بيكاري، آموزش حفاظت ازاموال عمومي ازطريق رسانه‌هاي گروهي و برگزاري سخنراني‌ها وهمايش هايي جهت بالابردن اطلاعات افراد خصوصاً جوانان پيرامون خسارات وارده بر اثر تخريب اموال عمومي، نصب تابلوهاي تبليغاتي و پوسترهايي با مضامين طرد اين گونه اعمال و مرتكب شوندگان آنها درمحل عبور و مرور افراد. 

در نهايت اگر ونداليسم را يك جرم كوچك تلقي كنيم و اگر در صدد رفع آن برنياييم اين جرم در دراز مدت تبديل به جرايم سنگين‌تري خواهد شد و آسيب‌هاي بيشتري بر پيكره اجتماع وارد خواهد كرد. بنابراين مبارزه با آن امري ضروري است كه بايد بيشتر مورد توجه مسئولان امر قرار گيرد و آنها سعي كنند با شناسايي ريشه‌ها، سعي در كاهش و پيشگيري از آن داشته باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار