
در آستانه نيمه شعبان و ميلاد حضرت حجت(عج) قرار داريم. اين روز فرصت خوبي است تا همه كساني كه ادعاي انتظار آن حضرت را دارند نگاهي به عملكرد خود بيندازند كه رفتار، گفتار و كردارشان تا چه ميزان بر اساس فرهنگ مهدويت بوده است و اينكه به عنوان يك انسان معتقد توانستهاند وظيفه خود را در زمينه نشر فرهنگ انتظار به انجام برسانند؟ اين سخن تنها مربوط به افراد حقيقي نميشود، بلكه هر مسئولي در نظام جمهوري اسلامي نيز بايد از خودش بپرسد كه مديريت وي و سازمان يا نهاد تحت امرش توانسته است در زمينه گسترش فرهنگ مهدوي و عدالت گستري موفق باشد و اگر نبوده چه عواملي باعث نپرداختن به اين موضوع مهم شده است.
بيشك مقوله هنر و شاخههاي آن نيز از اين قاعده مستثني نيستند بلكه به دليل ماهيت فراگيري كه دارند وظيفه سنگينتري را نيز بر دوش دارند. هنر ابزاري است براي انتقال مفاهيم و پيامها و هنر سينما نيز در اين ميان به دليل سهولت ارتباطي كه كليت جامعه با آن برقرار ميكنند از جايگاه ويژهاي در پيام رساني و آموزش برخوردار است.
انقلاب اسلامي را ميتوان حركت برخاسته از نفس عدالتجويانه فرهنگي مهدوي دانست، بالطبع اين انتظار ميرود كه سينماي ايران بعد از انقلاب نيز بيان كننده اين فرهنگ باشد. اما تجربه بيش از ۳۰ ساله سينماي ايران نشانه بارزي از وجود فرهنگ مهدوي ندارد. سينما و تلويزيون ايران به زندگي ائمه پرداخته است، سريالهاي عظيمي با محوريت زندگي امام علي(ع)، امام حسن مجتبي(ع)، امام حسين(ع) و حضرت ثامنالائمه، ساخته شده يا در حال ساخت است. اما در موضوع مهدويت تقريباً سكوت كاملي بر سينماي ما غالب بوده است، در حالي كه سينماي غرب و هاليوود تلاش قابل ملاحظهاي در بيان افكار استعماري خود در ظاهر فيلمهاي سينمايي با گرايشهاي پايان جهان و موعودگرايي به انجام رسانده است. روزنامه «جوان» به منظور بررسي عملكرد سينماي ايران در پرداختن به موضوع مهدويت و ريشهيابي دلايل كمكاري ما در زمينه موعودگرايي، نظر چند تن از كارشناسان فرهنگي و منتقدين سينما را جويا شده است.
سينما بايد ايرانيزه و اسلاميزه شود سعيد مستغاثي، كارشناس و منتقد سينما در گفتوگو با «جوان» در اين زمينه ميگويد: موعودگرايي، چشمانداز فرهنگي تشيع است؛ چشم اندازي كه بار اعتقادي فرهنگ تشيع را به دوش ميكشد و هر كسي كه خود را شيعه ميداند بايد بر اساس اين چشم انداز و باور انتظار به سازماندهي فعاليت هايش بپردازد. ما معتقديم انقلاب اسلامي زمينه ساز انقلاب نهايي امام مهدي(عج) است، بنابراين سينماي ما نيز بايد به گونهاي باشد كه زمينه ساز آن قيام بزرگ باشد. اما متأسفانه در حالي كه سينماي آخرزماني غرب، هاليوود را تسخير كرده است ما كار شاخص و قابل اعتنايي را انجام ندادهايم.
به نظر من مشكل سينماي ما اين است كه آن را ايرانيزه و اسلاميزه نكردهايم. سينماي ما بر اساس اعتقادات غربي شكل گرفت و اين ساختار پس از انقلاب اسلامي نيز ادامه پيدا كرد. سينماي ما در خدمت هويت ايراني و اسلامي قرار نگرفته است و اصولاً در خدمت هيچ كدام از مسائل و باورهاي فرهنگي ما نبوده است، تك كارهايي هم كه شده به صورت جرقههايي بوده كه نتوانستهاند جريانسازي كنند.
در يك كلام سينماي ما نه سينما است و نه ايراني. براي پرداختن به موضوع مهدويت بايد مسئولان فرهنگي وارد ميدان شوند. به قول شهيد آويني سينما ظرفي است كه نتوانسته ايم آن را براي خودمان كنيم. تا ساختار سينما ايراني و اسلامي نشود و مراكز ديني و آكادميك مانند همان چيزي كه در امريكا اتفاق افتاد، وارد عرصه فيلمسازي نشوند و به سينما ايده و فكر تزريق نكنند سينماي ما در بحث مهدويت مانند قبل ساكن و بيتحرك باقي خواهد ماند.
مشكلات ما از بيسوادي رسانهاي است حجتالاسلام محمد شهبازيان، كارشناس مهدويت و منتقد سينما نيز در گفتوگو با «جوان» ميگويد: مشكل اساسي ما در فضاي رسانهاي نداشتن سواد رسانهاي است؛ يعني نميدانيم كه چگونه با رسانه تعامل كنيم؛ چه رسانههاي ديداري و چه شنيداري. ما تأثير يك فيلم را در زندگي افراد و جامعه درك نميكنيم، بنابراين گاهي مشاهده ميكنيم كه فيلمي از صدا و سيما پخش ميشود بدون آن كه آن را پردازش و نقد كنند.
در فضاي فيلمهاي معنويت باور بدون بررسي فيلمي با موضوع فرهنگ تبتي و دالاي لامايي «هفت سال در تبت» پخش ميشود. يا يكي از شبكههاي ما «بوداي كوچك» را نمايش ميدهد كه در هفته اول اكران آن در امريكا ۲۰ هزار نفر به مذهب بوديسم روآوردند. حتي فيلمي مانند ۲۰۱۲ نيز با اين رويكرد و تبليغ بوديسم روبهرو هستيم. متأسفانه به دليل اينكه در ايران، سينما را به چشم ابزار سرگرمي و كالايي تجاري نگاه كردهايم.
ماهم بدون توجه افكار و عرفانهاي شرقي را تبليغ كرده ايم، مانند فيلم «آدم» ساخته آقاي كاهاني كه بر اساس كتاب هنر شادماني دالاي لاما ساخته شده، يا نارنجي پوش آقاي مهرجويي كه فنگ شويي را ارائه ميدهد. ما توجه نميكنيم كه اين كار درست در زماني كه عرفانهاي شرقي در بين جوانان جذابيت كاذب پيدا كرده است، چه نتايجي به بار ميآورد! مامجبور به استفاده از سينما هستيم، روزگاري شهيد آويني سينما را ظرفي غربي ميدانست اما خود نيز در نهايت دوربين به دوش گرفت و نگاه جديدي را از قصه جنگ ارائه داد. اما متأسفانه ما در سينما به دليل همان بيسوادي رسانهاي كه در ميان مسئولان فرهنگي و دانشگاهي وجود دارد نتوانستهايم در زمينه مهدويت و فرهنگ انتظار منجي از حوزه شعارزدگي و اقدامات سطحي خارج شويم.
ما نتوانستهايم به اين باور برسيم كه حوزههاي علميه ميتوانند به سينما ايده بدهند. دانشگاههاي ما نيز بر همان اساس عقايد اومانيستي و غربي كار ميكنند و به اين اعتقاد نرسيدهاند كه ميشود در سينما كار ديني انجام داد. تا زماني كه حوزه علميه به راه خود برود، دانشگاه مسير خود را دنبال كند و هيچ كدام به سراغ سينما نروند و ضرورتهاي آن را درك نكنند انتظاري بيش از اين از سينما نخواهد رفت.
با اين بضاعت فيلم مهدوي نسازيم بهتر است سيد ناصر هاشم زاده، منتقد و كارشناس سينما در گفتوگو با «جوان» ميگويد: به نظر من سينماي ايران بضاعت پرداختن به موضوع مهدويت را ندارد و اگر با اين بضاعت اندك فعلي به سراغ اين موضع برود به طور قطع با ساخت فيلمي ضعيف آن را خراب خواهد كرد. در فيلمهاي ما بسياري از مسائل ديني و اجتماعي ديده نميشوند آن هم به دليل اين است كه ما سينما را به عنوان هنر نميبينيم، براي ما سينما وسيله سرگرمي است.
اين نگاه در نهادهاي فرهنگي ديده ميشود آنهايي كه بودجههاي بيت المال نيز ميگيرند اما در هنگام كار كردن به فكر تجارت و كاسبكاري هستند و هيچ كدام از مديرانشان نيز خود را مسئول نميدانند. دليل اينكه سينماي غرب به سمت و سوي ساخت فيلمهاي آخر الزماني ميرود ولي ما نميرويم بايد بگويم كه آنها خودشان را صاحب جهان ميدانند، بنابراين به خود حق ميدهند كه به تمام مسائل جهان بپردازند.
اما اعتقاد ما به مسئله مهدويت چيست ؟ ما از مهدويت چه انتظاري داريم ؟ مگر غير از عدالت است؟! ما تا چه ميزان آماده پذيرش عدالت هستيم ؟ آيا خودمان به عدالت اعتقاد داريم ؟ وقتي مسئله منجي و ظهور امام زمان(عج) براي بسياري از افراد نهادينه نشده و اعتقاد قلبي به آن ندارند نميتوانند خود را منتظر بدانند و عدالت جويي كنند. غربيها ميخواهند به جهان سلطه داشته باشند و روي جان و مال و ناموس مردم احاطه داشته باشند بنابر اين فيلمهاي آخرالزماني شان را هم بر اساس اين تفكر ميسازند.
ولي چون ما به چيزي كه ميگوييم اعتقاد نداريم اگر كاري هم بكنيم با ديد كاسبي است.
به نظر من به جاي اينكه ما به فكر اين باشيم كه چه فيلمي ساخته ايم بايد به اين فكر كنيم كه بعد از انقلاب چه ميزان نيروي خوب تربيت كرده ايم كه دغدغه عدالت و مهدويت داشته باشند.