
آن نهادهايي كه باقي ماندند، همچنان بيش از ساختارهاي قبل از انقلاب، منشأ خدمت شدند و كار را به جايي رساندند كه مطالبات براي شكلگيري نهادهاي متناسب با انقلاب اسلامي افزايش يافت. براي فهم بهتر اينكه چرا كشور با مشكلات عديده مواجه است و چگونه ميتوان آنها را رفع كرد يا كاهش داد، بايد تاريخي از نهادسازي در ايران قبل و پس از انقلاب اسلامي را مورد بررسي قرار دهيم.
پس از تكميل فرآيند دولت - ملتسازي در ايران كه از دوره ناصرالدين شاه قاجار آغاز شد، براي اداره حكومت و كشور به ساختار نياز پيدا شد. با توجه به اينكه كشور را به لحاظ حدود جغرافيايي و دولت - ملتسازي، انگليسيها بهوجود آورده بودند، نوع اداره آن را هم خودشان تعيين كردند و براي اداره امور، ديوانسالاري غربي را قالب كردند.
غربيها پس از رنسانس و به ويژه بعد از انقلاب فرانسه، با انحراف از خواستههاي اوليه مردم، حداكثرسازي سود براي يك عده خاص را مبناي حكومت قرار دادند، در اين سيستم، توانمندها و دارندگان روابط خاص با اهالي قدرت، سهم بيشتري از منافع و منابع ميبردند و مردم عادي به فراخور ارتباطشان با قدرت، متنعم ميشدند، عده كثيري هم زير چرخهاي توسعه ميماندند و حداكثر با نذورات خيريهها، روزگار ميگذراندند. رواج چنين سيستمي در كشور اسلامي ايران و تبعيض بين مردم، موجب مظلوميت و تحت ستم قرار گرفتن اكثريت ملت ايران شد.
در اين بين كمونيستها، خود را نجاتبخش معرفي كردند اما مدتي بعد، بياعتقادي آنان به معاد، بين آنها و ملتهاي مسلمان، فاصله ايجاد كرد. مردم كه سالها، دينباور زندگي كرده بودند، غالب شدن بيدينها برخود را تحمل نكردند و اعتراضات بالا گرفت. روحانيت در رأس دينباوران، فرياد اعتراض بلند كردند چراكه ليبرالها و كمونيستها براساس حداكثر كردن سود مادي آنهم به هر قيمت را ترويج ميكردند و ملتهاي مسلمان، بركت دين را باور داشتند و آخرت را.
نتيجه تلاشهاي روحانيت و دينباوران بالاخره در سال ۱۳۵۷ شمسي به وسيله امام خميني(ره)، نتيجه داد و حكومت اسلامي برپايه خواست مردم شكل گرفت و جمهوري اسلامي پديد آمد. با اين حال ساختارهاي كشور، براساس مدل غربي و با هدف كسب سود بيشتر به هر قيمت، شكل گرفته بود. در اين راه عدهاي قليل از اين مواهب متنعم شده و عده كثيري تحت ستم قرار ميگرفتند. امام(ره) از همان روز اول، نشان داد كه ناكارآمدي ساختارهاي غربي را به خوبي درك كرده است، بنابر اين نهادسازي را آغاز كرد. توجه به نهادهاي به وجود آمده به خوبي نشان ميدهد كه امام(ره)، چگونه ميخواست بناي يك حكومت اسلامي را بگذارد.
نهادهايي كه امام(ره) بهوجود آورد درست يك روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي، يك نهاد انتظامي به فرمان امام(ره) شكل گرفت. كميتههاي انقلاب اسلامي اولين سازمانهايي بودند كه پس از انقلاب در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ پس از پيام امامخميني(ره) تأسيس و پس از تصويب قانون تشكيل نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در سال ۱۳۷۱، با شهرباني و ژاندارمري ادغام شدند كه به نوعي انحلال كميته بود.
به دليل حضور شهرباني در كميته ويژه ضد خرابكاري و سايه همكاري با ساواك در سركوب انقلابيون و نگراني از وفاداري سران آن (همچون ديگر ارگانهاي نظامي و انتظامي) به نظام پهلوي، انقلابيون تلاش گستردهاي براي راهاندازي كميتهها در موازات شهرباني صورت دادند. پايگاههاي اوليه تأسيس كميتهها در مساجد محلات بود و روحانيون نقش عمدهاي در هدايت آن داشتند. همچنين آيتالله محمدرضا مهدوي كني اولين سرپرست كميتهها بود. در هر كميته يك روحاني نقش سرپرستي داشت.
اين سازمان خارج از ديوانسالاري دولت مهدي بازرگان به خلع سلاح و تأمين امنيت مراكز حساس، بازپسگيري اموال بيتالمال، تعيين مسئول براي برخي نهادها، دستگيري برخي مقامات سابق و... ميپرداخت. به دليل تشكيل سريع سازمان و ساختار مردمياش، خدمات شاياني ارائه داد كه مبارزه با گروهكها، مواد مخدر و مفاسد اقتصادي اهم آن است.
بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي بنا به فرمان امامخميني(ره) خطاب به شوراي انقلاب در مورخه ۹ اسفند ۱۳۵۷ بنياد مستضعفين تأسيس و در تاريخ سوم مرداد ماه ۱۳۵۸ تحت شماره ۱۹۸۳ در اداره كل ثبت شركتها به صورت غيرانتفاعي و داراي تابعيت ايراني ثبت شد و در تاريخ سوم آذر ماه ۱۳۶۷ با صدور فرماني از سوي رهبر انقلاب اسلامي خطاب به نخستوزير وقت، نام بنياد مستضعفين به بنياد جانبازان تغيير يافت، اما در تاريخ ششم خرداد ۱۳۸۳ با موافقت مقام معظم رهبري، مأموريت و سازمان امور جانبازان در پي ايجاد تشكيلات جديد تحت عنوان بنياد شهيد و امور ايثارگران به آن نهاد انتقال يافت و نام اين نهاد به بنياد مستضعفان انقلاب اسلامي بازگشت.
بنياد مستضعفان براي ساماندهي به اموال به جا مانده از خاندان پهلوي و وابستگان به حكومت طاغوت كه با غارت دارايي عمومي حاصل شده بود، تأسيس شد. پس از تصويب قانون اساسي در مجلس خبرگان و تأييد دولتي شدن زير بناي اقتصاد ايران، بخش عمدهاي از بخش صنعت، گردشگري و كشاورزي به همراه اموال و املاك سرمايهداران و بازرگانان در زمان پهلوي، مصادره و در اختيار اين بنياد قرار گرفت.نسبت به عملكرد اين بنياد انتقادات زيادي در جامعه وجود دارد.
كميته امداد امامخميني(ره) كميته امداد امامخميني (ره)، به دستور امامخميني(ره)، در ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ براي حمايت از محرومان و مستضعفان و خودكفا كردن آنها تأسيس شد. اين نهاد، دومين نهاد پس از كميته انقلاب اسلامي بود كه در همان سال ۱۳۵۷ شكل گرفت. كميته امداد امامخميني(ره) به عنوان نهادي انقلابي و از نوع مؤسسات ناسودبر و عامالمنفعه است و تحت نظارت مقام معظم رهبري قرار دارد كه مركز اصلي آن در تهران بوده و در تمامي شهرستانها و اكثر بخشهاي كشور و در برخي نقاط خارج از كشور داراي شعبه است.
كميته امداد امامخميني(ره)، موفقترين نهاد در رفع فقر به ويژه در روستاها بوده و هيچ وزارتخانهاي به اندازه اين نهاد مردمي، به محرومان خدمت نكرده است. اين نهاد در خارج از كشور نيز منشأ خدمات ارزندهاي بوده و موجب اميدواري مستضعفان است.
بنياد شهيد بنياد شهيد انقلاب اسلامي در ۲۲ اسفند ۱۳۵۸ به فرمان امام(ره) تأسيس شده و داراي شخصيت حقوقي و استقلال مالي و اداري است و امور آن طبق مقررات و قوانين مربوط به نهادهاي عمومي غيردولتي و در چارچوب اساسنامه مصوبه و آيين نامههاي مربوط زير نظر رئيسجمهور و نظارت عاليه مقام معظم رهبري اداره ميشود، البته سابقه اوليه اين نهاد به دوران آغاز قيام امام(ره) به سال ۱۳۴۲ باز ميگردد. بعد از قيام خونين ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ گروهي از روحانيون انقلابي و مبارز و افراد نيكوكار به دستور امام(ره) مأموريت يافتند تا به خانوادههاي شهدا رسيدگي كنند كه اين كار در طول سالهاي مقاومت و مبارزه ادامه يافت و در سالهاي ۵۷- ۱۳۵۶ دامنه وسيعتري پيدا كرد.
بعد از پيروزي انقلاب، براي سامان دادن بيشتر به امور شهدا و خانوادههاي آنان، با فرمان امام(ره) بنياد آغاز به كاركرد كه با آغاز جنگ تحميلي و بيشتر شدن تعداد شهيدان، وظيفه و تكليف بنياد شهيد سنگينتر شد.
با شروع جنگ تحميلي و افزايش آمار شهدا و جانبازان و به منظور تسريع در روند خدمترساني حضرت امامخميني(ره) با تفكيك مسئوليت رسيدگي به جانبازان از بنياد شهيد و واگذاري آن به بنياد مستضعفان دستور تأسيس بنياد مستضعفين و جانبازان را صادر شد. بايد گفت كه انتقادهاي زيادي نسبت به عملكرد بنياد شهيد از گذشته تا حال وجود داشته است.
بنياد مسكن بنياد مسكن انقلاب اسلامي اولين نهاد سازندگي است كه بعد از استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي با فرمان حضرت امامخميني(ره) تشكيل شد. با توجه به اهميت مسئله مسكن محرومان، امامخميني(ره) به فاصله ۱۰ روز پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي طي پيام مهمي در تاريخ ۲۱ فروردين ۱۳۵۸ اقدام به افتتاح حساب ۱۰۰ و تأسيس بنياد مسكن انقلاب اسلامي كردند.
همچنين اساسنامه قانوني اين نهاد انقلابي در تاريخ ۱۷ آذر ماه ۱۳۶۶ به تأييد مجلس محترم شوراي اسلامي و در تاريخ ۹ ديماه همان سال به تأييد شوراي نگهبان رسيده است كه به موجب آن وظايف اصلي بنياد مسكن معين شد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
در نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي در سال ۱۳۵۷ بنا به فرمان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امامخميني(ره) به جوانان غيور و انقلابي ايران اسلامي، عدهاي از دلسوختگان راستين و پيروان صديق ولايت فقيه گردهم جمع شدند و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را پيريزي كردند.
شايد در آن روزهاي نخست كه هدف سپاه را پاسداري از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن مطرح ميكردند، تصور نميرفت كه چه مسئوليت سنگين و رسالت خطيري به عهده اين تشكيلات تازه تأسيس خواهد بود. اما از آنجا كه محرك حضور در اين نهاد خدمت بيشائبه به انقلاب اسلامي و اطاعت محض و عاشقانه از مقام والاي ولايت فقيه بود، جملگي به عنوان بازوي توانمند ولايت فقيه، خويشتن را براي هر نوع مأموريت محوله آماده كرده بودند. حضرت امامخميني(ره) در دوم ارديبهشت سال ۱۳۵۸ طي فرماني به شوراي انقلاب اسلامي رسماً تأسيس اين نهاد مقدس را اعلام كردند و شوراي انقلاب با تأسيس شوراي فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گام اساسي را در جهت سازماندهي اين نهاد برداشت.
سپاه نهادي نظامي در جهت اهداف و آرمانهاي والاي انقلاب اسلامي است و نامگذاري سالروز ولادت سالار شهيدان به نام روز پاسدار از اين جهت است كه سپاه آرماني بزرگ و مقدس دارد كه حفاظت و نگهباني از نظام و حكومتي است كه براساس اسلام ناب محمدي(ص) برپا شده است و داعيه تحقق نسبي آن را در جهان امروزي دارد و دامنه اين آرمان تا زمان حكومت عدل جهاني حضرت مهدي(عج) نيز گسترده است و بدين لحاظ سپاه در افقي فرازمند، داراي آرمانهاي مكتبي، انساني و جهانشمول كه بايد هميشه حركت خود را بدان سوي جهت دهد، است.
سپاه در دوران تشكيل، صرفاً نيروي شهري به حساب ميآمد كه با توجه به شرايط خاص انقلابي در جامعه و پراكندگي قواي انتظامي، مأموريت حفظ نظم عمومي را عهده دار شده بود و در مقابل ضد انقلاب و منافقان به مبارزه ميپرداخت.
با اوجگيري دسيسههاي دشمنان و گروهكهاي ضدانقلاب در نقاطي چون كردستان، خوزستان و گنبد، سپاه پاسداران براي مقابله با آنها بسيج شد و خصوصاً در كردستان هنگامي كه شورشهاي مسلحانه در نقاط كوهستاني كردنشين متمركز شد، سپاه به طور جدي مقابل اشرار و ضدانقلاب صفآرايي كرد. با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران، سپاه پاسداران بزرگترين افتخار خود را رقم زد و با وجود همه موانع در كنار ارتش به مبارزه عليه رژيم بعثي پرداخت. پس از جنگ تحميلي نيز سپاه علاوه بر فعاليتهاي رزمي و دفاعي و آموزشي در عرصههاي مختلف سازندگي از جمله سد سازي، راهسازي، پروژههاي كشاورزي، توليد قطعات صنعتي و... حضور فعال دارد.
سپاه پاسداران اگر چه هويتي نظامي دارد اما نظاميگري در واقع يك بعد از ابعاد هويت مقدس اين نهاد مكتبي- مردمي است و طبق اصل ۱۵۰ قانون اساسي سپاه پاسداران وظيفه نگهباني از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن را در همه شرايط دارد و در ابعاد مختلف معنوي، نظامي و علمي و... در خدمت نظام اسلامي است.
جهاد سازندگي جهاد سازندگي نهادي انقلابي است كه در تاريخ ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ به فرمان امامخميني(ره) براي رسيدگي به مناطق محروم و دورافتاده ايران تأسيس شد. انديشه تأسيس جهاد سازندگي در همان روزهاي اول پس از پيروزي انقلاب اسلامي، نخستينبار با عنوان طرح اعزام گروههاي ۱۰ نفره دانشجويي به مناطق محروم و با پيشنهاد يكي از اعضاي هيئت علمي دانشكده فني دانشگاه تهران مطرح شد. سپس، طرح موضوع به رهبر انقلاب اسلامي داده شد و ايشان در ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ فرمان تشكيل جهاد را صادر كردند. بزرگاني همچون دكتر بهشتي از حاميان اين حركت مردمي و دانشجويي بودند. بعدها و پس از يك دوره آغازين، جهاد سازندگي به وزارتخانهاي در دولت تبديل شد و سرانجام با ادغام در وزارت كشاورزي در دولت اصلاحات، نام وزارت جهاد كشاورزي را به خود گرفت و عملاً منحل شد. جهاد سازندگي در آباداني مناطق محروم به ويژه در طول ۱۰ سال اول پيروزي انقلاب نقش اصلي را ايفا كرد. جهادسازندگي در دفاع مقدس نقش بزرگي داشت و به گفته فرماندهان يكي از دلايل پيروزي ايران در جنگ حضور اين نهاد انقلابي بود.
بسيج تشكيل بسيج مستضعفين يا همان ارتش ۲۰ ميليوني به فرمان امامخميني(ره) هوشياري و درايت بينظير حضرت امامخميني(ره) اساسيترين عامل در جهت خنثيسازي توطئهها به حساب ميآيد. بر اين اساس امام امت در پنجم آذرماه سال ۱۳۵۸، يعني در مدتي كمتر از يك ماه بعد از تسخير لانه جاسوسي، فرمان تاريخي تشكيل بسيج را صادر فرمودند. ايشان فرمودند: «يك مملكت بعد از چند سالي كه ۲۰ ميليون جوان دارد بايد ۲۰ ميليون تفنگدار داشته باشد و ۲۰ ميليون ارتش داشته باشد و يك چنين مملكتي آسيبپذير نيست.» مردم دلسوخته و مسلمان پاكباخته كه دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهاي والاي آن داشتند، با آمادگي و قصد و اراده خللناپذير جهت پاسداري از دستاوردهاي انقلاب گروههاي مقاومت مردمي را درپايگاههاي بسيج و در آن زمان در مساجد سراسر كشور تشكيل دادند. اولين تجربه آنها به صورت عملي ياري رساندن به سپاه و كميته در قالب رويارويي با ضدانقلاب و خنثيسازي توطئههاي آنها بود و از اين راه نقش مؤثري در خدمت به انقلاب و اهداف الهي آن هم نشان دادند.
با هجوم و تجاوز رسمي ارتش بعثي صدام به كشور اسلاميمان در شهريور ۱۳۵۹ اين اعتقاد كه يك سازماندهي جهت تشكيل بهتر نيروهاي مردمي بهوجود آيد، قوت گرفت و از آن پس نيروهاي مردمي صاحبان اصلي انقلاب اسلامي جهت حضور گسترده در جبهه گروه گروه به بسيج ملحق شدند و عملياتهايي چون طريقالقدس، حصر آبادان، فتح المبين، ثامنالائمه، والفجر ۸، كربلاي ۵ و... از دستاوردهاي عظيم اين تشكل الهي بود.
خدمات شايسته هر يك از اين نهادها خدمات شايستهاي ارائه دادند.البته برخي از اين نهادها، بعدها دچار مشكلاتي شدند كه دليلش دوري از ارزشهاي انقلاب بود؛ جالب اينكه اين نهادها ماندند، اما نهادهاي كارآمدي مثل جهاد سازندگي و كميته انقلاب اسلامي منحل شدند. برخي متأسفانه به نام ادغام، منحل شدند و نهادهايي كه متولي وظايف آنها شدند، نتوانستند به رسالت خود به خوبي عمل كنند. با اين حال امام اجازه ندادند ارتش و وزارتخانههاي بجا مانده از طاغوت از بين برود چرا كه اعتقاد داشتند اين نهادها بايد تحت تأثير نهادهاي انقلابي، متحول شوند. امروز ميبينيم كه ارتش شاهنشاهي يك ارتش بسيجي است. وزارت نيرو هر جا جهادي عمل ميكرد موفق بوده و همه دستگاهها وقتي جهادي عمل ميكردند موفق بودند. اما واقعيت اين است كه ساختارهاي غربي، دست و پاگير بوده و فقط براي رشوهدهندگان، قانونشكنان و فسادافكنان خوب است.
وزارتخانهها براي ارائه خدمات بر مبناي كسب سود بنا نهاده شدهاند. اكنون پس از گذشت ۳۳ سال از پيروزي انقلاب اسلامي، ناكارآمدي سيستمهاي اداري بجا مانده از دوران طاغوت، اثبات شده و در اين بين يا بايد اسلام را انتخاب كرد يا سيستمهاي موجود را، اسلام را با اين ساختارها نميتوان پياده كرد چرا كه اساس اسلام بر حركت اوليه و كسب بركت در نتيجه آن است، اما اكنون ادارات و سازمانها تا بودجه و امكانات نباشد، هيچ كاري انجام نميدهند حال آنكه جهاد سازندگي يا سپاه و بسيج، كار را شروع ميكردند و حين انجام كار، امكانات فراهم ميكردند. در زمان دفاع مقدس غنيمتهاي هر عمليات به عنوان تجهيزات عمليات بعدي مورد استفاده قرار ميگرفت و هرگز كسي براي اينكه امكانات نداشت، پشت به جبهه نميكرد الا عدهاي قليل.