در سينماي ايران چه خبر است؟ اين روزها خبرهاي حاشيهاي بيشتر از متن خود سينما در رسانهها و در ميان مردم رد و بدل ميشوند؛ از بازداشت بازيگري كه ۵۱ درصد الكل در بدنش بود تا كشف حجاب فلان خانم بازيگري كه براي گرفتن يك جايزه در جشنوارهاي دستچندم به خارج از كشور رفته، حكم دادگاه براي بازيگري كه چندين پرونده مختلف از جمله حضور در پارتيهاي شبانه دارد و اين بار به ۹۰ ضربه شلاق محكوم شده، حرفهاي درگوشي مبني بر رابطههاي غيراخلاقي و فساد در لايههاي زيرين سينما و امثالهم و بالاخره آخرين آنها كه ديروز خبر از حضور ۹نفر از اهالي سينما در يك مركز غيرمجاز نمايش، تكثير و فروش فيلمهاي مستهجن كه به دست پليس پلمب شد، داد!
مشكلات اخلاقي اين روزها بلاي جان سينماي ناتوان ايران شده است و يكي از دلايل ركود اين روزهاي سينما را ميتوان در همين بياخلاقي جستوجو كرد، تا جايي كه بسياري از خانوادهها ترجيح ميدهند فرزندانشان تفريحات ديگري جز سينما رفتن داشته باشند.
به نظر نميرسد براي نيروي انتظامي فرقي داشته باشد كه مجرم فردي عادي باشد يا سوپراستار سينما اما در برخورد با اين بياخلاقيها دو نوع بازخورد ديده ميشود، وقتي فرد عادي عمل خلافي انجام ميدهد پليس با وي برخورد ميكند اما هنگامي كه مثلاً يك بازيگر سينما همان جرم را انجام دهد و نيروي انتظامي همان برخورد را با وي صورت دهد، كمپينهاي فراواني در حمايت از آن بازيگر يا عمل مجرمانهاش صورت ميگيرد؛ موضعگيريهايي كه حتي رسانهاي ميشوند و در آخر كار به جايي ميرسد كه پليس به دليل انجام وظيفه، مؤاخذه ميشود و از مجرم به نحوي دلجويي ميكنند.
اين لابيهاي پيدا و پنهان كه به هر نحوي ميخواهند سينما و سينماگران را از حيطه قانون خارج كنند، در اصل بزرگترين دشمنان سينما به شمار ميروند، آنها با ريشه دواندن در بدنه سينما جايگاه خود را به گونهاي تثبيت كردهاند كه در اذهان عمومي به عنوان نمايندگان تامالاختيار سينما معرفي ميشوند.
به نظر ميرسد پيش از آن كه نهادها و سازمانهاي ذي ربط رأساً وارد گود شوند و بدنه سينما را اصلاح كنند، بهتر است خود سينماي ايران دست به پالايش خود بزند. بسياري از ساز و كارها، روندها و حتي اشخاصي كه مانع تعالي سينما هستند به نحوي اصلاح يا از دايره سينما حذف شوند.
مطمئناً همان گونه كه سينماي ايران در سالهاي بعد از انقلاب اسلامي با پالايش خودخواسته باعث ظهور نسلي نو، ايدههاي نو و موفقيتهاي جهاني شد، اين پالايش نيز داراي فوايدي است از جمله پاك شدن سينما از مفاسدي كه چه در خفا و چه در عيان به تخريب اخلاق، خانواده و شئونات اجتماعي ميپردازند.
تغييرات در سينماي ايران يك ضرورت است، اگر بخواهيم سينمايي داشته باشيم كه به آن افتخار كنيم، اگر بخواهيم سينمايي داشته باشيم كه خانوادهها با آن آشتي كنند و اگر بخواهيم سينمايي داشته باشيم كه در جهان معرف ايران اسلامي باشد، نبايد از اين تغيير بهراسيم. اصلاح سينما كاري شدني است، تنها بايد اراده انجام آن در ميان مسئولان سينمايي به وجود آيد.