امين خرمي: رقابت با رسانهاي جذاب و سرگرمكننده مانند سينما و جذب مخاطبان آن به رسانهاي جديد كه در ادبيات مدرن به نام «جعبه جادويي» شناخته ميشود، برنامهسازان تلويزيون را بر آن داشت تا در كنار جميع برنامههاي متنوع اين رسانه، گوشه چشمي هم به مخاطبان سينما داشته باشند.
در اين راه براي جذب آنها بايد از ابزاري بهره ميبردند كه رسانههايي مانند تئاتر و سينما وامدار آن هستند، يعني توليد برنامههايي قصه پرداز با كششهاي ناب يك داستان جذاب در شكل سريالي و بلند مدت تا مخاطبان اصلي سينما و تئاتر را براي تماشاي درام و قصهاي پر فراز و فرود و مهيج از رفتن به سالنهاي سينما و تماشاخانههاي تئاتر منصرف سازند و به اصطلاح امروزي پاي تلويزيون ميخكوب كنند، چرا كه رسالت «جعبه جادويي» سحر مخاطبان خودش بود.
سوژههاي تكراري و بيميلي مخاطبان رسانه ملي ما نيز در امر سريالسازي سبقه طولاني دارد، به خصوص با به پيروزي رسيدن انقلاب شكوهمند اسلامي و برچيده شدن بساط برنامههاي مبتذل رژيم طاغوت، رسالت برنامهسازان خبره صدا و سيما بر توليد آثار فاخر با بار معاني غني و ريشهدار در فرهنگ ايراني و اسلامي گره خورد و البته توفيقات بسياري را نصيب سيماي جمهوري اسلامي ايران كرد و هنوز هم خاطرات شيرين سريالهاي ماندگاري چون «هزار دستان»، «كوچك جنگلي» يا «سربداران» در ذهن مخاطبان و نسل مياني جامعه باقي مانده است. اما به مرور و با گذشت سالها در كنار افزوده شدن به تعداد شبكههاي سيما لازم بود به همان ميزان نيز خوراك مناسب اين شبكهها براي مخاطبان خود كه كم كم به دليل نوع نگاه و سياستهاي خاص هر شبكه رنگ و بوي حرفهاي نيز به خود گرفته بودند، تهيه و توليد شود و همين عامل خود به آفتي به نام توجه به كميتگرايي به جاي توليد كيفي آثار نمايشي تلويزيوني تبديل شد.
كم كم نوشتارهاي محكم و مبتني بر ادبيات تاريخي و غني ايراني جاي خود را با داستانهاي عامه پسند و نه حتي سرگرمكننده و جذاب عوض كردند، تكرار در قصه پردازيهاي موضوعي سريالها، پرداخت سرسري در شكل داستان فيلمنامه، نگاه سطحي به خلقيات شخصيتها و قهرمانان داستان در كنار كارگرداني كليشهاي آثار تلويزيوني كه اغلب در فضاهاي بسته آپارتماني و نهايتاً چند سكانس خارجي در فضاهايي چون خيابانهاي آشناي شهرها و روستاها شكل ميگرفت، مخاطبان را تا حد زيادي از رسانهاي موفق در امر سريالسازي و نمايشهاي تلويزيوني دور كرد و شكاف عميقي ميان مخاطبان با خود ايجاد كرد، البته در اين ميان نميتوان به سادگي از كنار ديگر رسانههاي ارتباطي مانند ماهوارهها و شبكه اينترنت نيز كه در فكر جذب مخاطبان خاص خود بودند، غافل شد.
تمركز بر نيروهاي حرفهاي اما در شش، هفت سال اخير مسئولان رسانه ملي در كنار توجه به بحثها و انتقادهاي كارشناسان رسانه و هنرمندان توجه بالايي در بازگشت كيفيت به توليدات سيما را در دستور كار خود قرار دادند، افزايش سقف پرداختي به هنرمندان، جذب هنرمندان حرفهاي و نام آشنا در ساخت مجموعههاي تلويزيوني، تمركز بر داستانهاي فاخر و جذاب به خصوص داستانها و روايتهاي ديني و مذهبي كه با عرق و هويت ايراني همخواني عميقي دارد، در كنار توجه به نسل جوان و دغدغههاي خاص آنها و دعوت از كارگردانان بزرگ سينما و تلويزيون به همكاري جهت توليد آثار شايسته رسانه ملي جمهوري اسلامي بارقههايي از اميد را در بطن مخاطبان «جعبه جادويي» زنده كرد.
حاصل اين تغيير رويكرد به توليد سريال ماندگار ديگري به نام «امام علي(ع)» منجر شد و ساخت اين سريال بود كه بار ديگر ساخت برنامههاي «الف» (بالاترين رده در رده بندي برنامهسازي تلويزيوني) را در سيماي جمهوري اسلامي ايران احيا كرد و به تدريج شاهد توليد آثار مطلوبي چون «شب دهم»، «ولايت عشق»، «زير تيغ»، «نرگس»، «مرگ تدريجي يك رؤيا»، «سرآشپز»، «زير هشت»، «پايتخت»، «مختارنامه»، «ستايش» و... در شبكههاي مختلف سيما بوديم اما باز هم در اين ميان با كنار گذاشتن سريالهاي تاريخي و مذهبي ساير آثار در جذب حداكثر مخاطبان كمتر توفيقي به دست آوردند.
انعكاس درست زندگي اجتماعي افراد حاضر در جامعه، عدم انطباق معنايي، ذهني و حتي رفتاري در شكل روايت داستان و پايانهاي قابل حدس قهرمانان داستان جاي يك علامت سؤال بزرگ را در ذهن مخاطبان باقي گذاشته بود كه هنرمندان و برنامه سازان بارها نشان دادهاند با توجه و حمايت از آنها ميتوانند دست به خلق آثار بزرگي بزنند اما...
كليد موفقيتي به نام تطابق معنايي با زندگي اغلب افراد جامعه
سرانجام يك داستان پركشش اجتماعي، در كنار پرداخت واقعگرايانه و نه فانتزي گونه، با حضور كادري حرفهاي در پشت و جلوي دوربين در مسير ساخت سريال «راهطولاني»، انتظار طولاني مخاطبان را براي تماشاي يك سريال شبانه جذاب، سرگرم كننده و صد البته برگرفته از متن حوادث اتفاقات جاري و امروزين جامعه به پايان رساند.
رضا كريمي كارگردان اين اثر كه پيش از اين مخاطبان تلويزيون را با سريال «فاكتور هشت» با نوع نگاه و زاويه پرداخت يك درام تلويزيوني آشنا كرده بود، در تجربه ديگرش در رسانه ملي، بالاتر از سطح انتظار ظاهر شد، عليرضا مسعودي و مصطفي زندي به عنوان نويسندگان اين اثر با دستمايه قراردادن داستان ساده يك مرد خانواده دوست ايراني كه حاضر است براي رضايت تك تك اعضاي خانواده خود هر مشكل و سختي را تحمل كند، در حقيت بار بزرگ اين سريال جذاب را بر دوش كشيدهاند.
انتخاب سوژه مناسب هيچگاه به معناي انتخاب داستاني ممتاز و برتر نيست، بلكه نزديكي روايت متن داستان به بطن زندگي خانوادههاي ايراني مهمترين نكتهاي است كه از ذهن تيزبين نويسندگان اين اثر مغفول نمانده است.
حضور جمعي از بازيگران مطرح سينما و تلويزيون ايران به خصوص چهرههاي آشنا به فن بازيگري مانند رضا كيانيان، افسانه بايگان، پرويز پورحسيني، بيژن بنفشهخواه و چهرههاي جواني چون بهروز ناصرشريف، خاطره حاتمي و شهرزاد كمالزاده، گروهي موفق و حرفهاي را در اختيار كريمي قرار داده تا با راحتي هر چه بيشتر به هدايت آنها در قالب نقش خود در مسير روايت داستان بپردازد.