کد خبر: 473495
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
گيتي حقاني
روژه گارودي متفكر مسلمان، متولد سال ۱۹۱۳ مارسي فرانسه، مانند كلود لوي استروس (پدر مردم شناسي مدرن) نه به اندازه يك قرن، كه دو سال كمتر از وي عمر كرد.
 
گارودي با چنان آرامشي دنيا را ترك گفت كه گويي در طول زندگي و طي تغييراتي بنيادي و فعاليت‌هاي جنجال‌برانگيزش هرگز چنين روي آرامشي را به خود نديده بود. 

مردي كه از پدري لائيك و مادري كاتوليك زاده شده بود، لائيك جذابيتي برايش نداشت، بدين ترتيب به سوي مذهب پروتستان- از شاخه‌هاي مسيحيت- جذب شد. اين اولين گام او براي پيوستن به حزب كمونيست در سال ۱۹۳۳بود و در همان سال نيز به رياست سازمان جوانان پروتستان در آمد. ديري نپاييد كه اين جوان تيز هوش، فيلسوف رسمي حزب و يكي از پايه‌هاي اصلي آن گرديد. بعد از آن بود كه « فرضيه مادي‌گرايانه شناخت» را مطرح كرد. اين فرضيه به يكي از انجيل‌هاي رسمي كمونيست تبديل شد و حزب كمونيست لبنان با تلاش فراوان آن را به عربي برگرداند. آن زمان هرگز به ذهن كسي خطور نمي‌كرد كه گارودي به زودي اين نظريه را رد مي‌كند و از نوشتن آن انگشت ندامت مي‌گزد. 

گارودي در خصوص اردوگاه‌هاي كار اجباري شوروي و حمله اين كشور به يوگسلاوي و ورود شوروي به مجارستان، در آن زمان سكوت پيشه كرد چراكه فرمانده فرمانبر كمونيست بود. از سال ۱۹۶۷ اختلافات او با حزب كمونيست شروع شد و اندكي بعد ماركسيسم جزمي اتحاد جماهير شوروي را محكوم نمود.
 
اين اختلاف‌ها در سال ۱۹۷۰ به اخراج او از اين حزب منجر شد. وي پيش از اين با نوشتن «رئاليسم بدون حاشيه» به ماركسيسم شوروي حمله كرد. تلاشش بر اين بود كه اين حزب را از توهم قهرمان بودن و خوشبيني انقلابي خارج كند و مفهوم رئاليسم سوسياليستي را به گونه‌اي گسترش دهد كه پذيراي همه نوآوري‌هاي فني باشد. 

چنين انتقادي از حزب خود، آن هم توسط كانديداي حزب كمونيست در مجلس سناي فرانسه، كاملاً غير منتظره بود و تعجب همگان را برانگيخت و كساني را كه به ديد يك كمونيست به او نگاه مي‌كردند، به شك و ترديد انداخت. واقعيت اين است كه گارودي جز با پرداخت بهاي واقعي، به رهبري نرسيد؛ بيش از دو سال در الجزاير طعم گز زندان را چشيد. مبارزه طلبي او مورد ترديد قرار نگرفت، مگر آن زمان كه از ماركسيسم به كاتوليك گرويد. اين سومين گام - و نه آخرين گام- او در تغيير مذهب بود. ماركسيسم او را به اسلام نزديك كرده بود.
 
كتاب‌هاي «‌بازگشت به اسلام» و «‌اسلام دين آينده» ثمره‌آن است، اما آنچه او را انگشت‌نماي خاص و عام كرد و پاي ميز محاكمه كشاند، مقاله « افسانه‌هاي بنيادين سياست يهود» بود. وي در اين نوشته خرافه بودن وعده الهي يهوديان در سرزمين موعود، حرام بودن ازدواج با غير يهوديان، دشمني نازي‌ها و همدستي هيتلر و سران اسرائيل را فاش مي‌سازد؛ سران سازمان تروريستي صهيونيسم از جمله اسحاق شامير رهبر شتيرون (مبارزان راه آزادي اسرائيل). آنچه گارودي را به دردسر انداخت و به شدت جنجال‌برانگيز شد، انكار هولوكاست بود كه در پي آن دادگاه فرانسه او را ۲۰ هزار دلار جريمه كرد. 

گارودي در سال ۱۹۸۲ به اسلام گرويد و با زني مسلمان ازدواج كرد. از نظر او اسلام نه به معناي تسليم شدن و جبر بلكه لبيك گفتن به دعوت الهي است، چرا كه اين دين ديدگاهي عقلاني و قابل قبول از هستي و انسان و زندگي و خدا ارائه مي‌دهد. علاوه بر اينكه دستوراتش با طبيعت انسان و زندگي او سازگار است، ديگر فرهنگ‌ها و علم و فلسفه را نيز درخود جاي مي‌دهد. روزنامه السفير در يادداشتي نوشته بود: برخي به دليل اينكه گارودي بنيادگرايي اسلامي را مورد انتقاد قرار داده و آن را بنيادگرايي رومانيايي و بنيادگرايي آفت‌گونه اسرائيلي يكسان مي‌داند، بر او خرده مي‌گيرند، محمد سعيد بوطي (از عالمان بزرگ اهل سنت) معتقد است: نمي‌توان از يك ماركسيسم بزرگ انتظار داشت كه به يك اسلامگراي بزرگ تبديل شود اما اسلام روژه گارودي با وجود اينكه گاه در فهم آن به خطا مي‌رود، اسلام سالمي است. وي پس از يك قرن مبارزه در هر جبهه‌اي در نهايت با پذيرش اسلام، نام حاج محمد رجا را براي خود برگزيد. گارودي حتي تا زمان كنگره بيستم حزب كمونيست اتحاد شوروي، يك كمونيست محسوب مي‌شد، اما سرانجام گمشده خود را در اسلام يافت. ۹۸ سال زندگي او، جهشي بود از مادي‌گرايي به دين و از غرب به شرق و از كليسا به مسجد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار