
به گمانم نيمه دوم سال ۸۰ بود. اواخر اين سال پرونده طالبان در افغانستان در هم پيچيد. حجتالاسلام زم در آن روزگار رئيس حوزه هنري بود. مرا براي جلسهاي به دفترش خواست. او معتقد بود از آنجا كه تمام زيرساختها در افغانستان طي سالهاي جنگ نابوده شده است، اكنون ايران در برابر يك فرصت تاريخي براي ورود به بازار بكر همسايه شرقي خود قرار دارد. پيشنهادش اين بود كه سفري به افغانستان بروم و به همراه يكي از كارشناسان اقتصادي كه از دوستان وي بود، زمينه راهاندازي سريع صنايع سبك را در آن ديار بررسي كنم. كارخانجاتي چون موكتسازي، توليد آجر، صنايع غذايي و... خلاصه هر صنعتي كه راهاندازي آن كمتر از سه ماه زمان ميبرد.
باري چنين نشد اما پيشبيني او درست بود. بازار بكر افغانستان با هجوم تاجران پاكستاني و چيني و آسياي ميانه روبهرو شد و خدا ميداند آنها چه سود هنگفتي به جيب زدند. هنوز نوشابهها و كنسرو و آبميوه و هزار و يك محصول ديگر اين ممالك پس از يك دهه در بازار افغانستان به فروش ميرود. در ادامه نيز ما آنگونه كه بايد و شايد به نقش اقتصادي خود در افغانستان بها نداديم.
چرخش مالي عظيم و دهها ميليارد دلاري اين بازار را ناديده گرفتيم و در معدود مواردي كه تاجران ما پايشان به اين كشور باز شد، اغلب با عرضه محصولات بيكيفيت، توليدات ساخت ايران را بدنام كردند. اكنون كه افغانها بسياري از اين محصولات را خود توليد ميكنند، باز هم راههاي بكري جهت حضور قدرتمند ايران در معادلات اقتصادي اين كشور هست كه از چشم مسئولان ما پنهان مانده و اهميتي به آنها داده نميشود.
استان خراسان رضوي با تواناييهاي بالاي صنعتي خود ميتواند بخش قابلتوجهي از نيازهاي روبه رشد افغانستان را تأمين كند.
يكي ديگر از زمينههاي همكاري، ترانزيت كالاست. افغانستان به سبب محصور بودن در خشكي از اين نظر بسيار نيازمند كشورهاي همسايه است. تاكنون بيشترين نقل و انتقال كالاهاي مختلف از جهان خارج به اين كشور، از طريق بندر كراچي در پاكستان صورت ميگيرد. اين درحالي است كه مسير ترانزيت كالا در پاكستان به شدت ناامن بوده و هر روز اخباري در خصوص حمله به كاروانهاي تجاري در آنجا منتشر ميشود. از سوي ديگر افغانها به هزار و يك دليل، دل خوشي از همسايه جنوبي خود ندارند و بهشدت به دنبال جايگزيني مسيرهاي مشابهند.
در اين سو اما، ايران بندر چابهار را دارد؛ منطقه آزاد تجاري كه بهرغم صرف بودجههاي هنگفت، هنوز به شكوفايي لازم نرسيده است. مسير انتقال كالا از چابهار به مرز ميلك در خراسان جنوبي، مسيري كوتاه، امن و بسيار به صرفه است. در صورت توجه به اين مهم اختصاص اين بندر به داد و ستد تجاري افغانها، يك قرارداد دو سر برد و بسيار پرسود براي طرفين است.
انورالحق احدي، وزير صنعت و تجارت افغانستان هم كه به تازگي به ايران آمده، بسيار مشتاق گشايش چنين مسيري بود و حتي با هيئت همراه خود به چابهار رفت و جلسهاي با مسئولان محلي آن منطقه داشت. معلوم نيست چرا دولتمردان ايراني براي محقق شدن اين مهم گامهاي مؤثر و سريعي برنميدارند. حال آنكه به تمام معني شانس به اين بندر و مردم محروم آن رو كرده است.