دكتر يدالله جواني: روز سوم شعبانالمعظم، سالروز ولادت حضرت اباعبدالله الحسين (ع) از آن جهت روز پاسدار نامگذاري شده كه بيشترين شباهت و تناسب بين رسالت پاسداران با نهضت و قيام حسيني براي دفاع از اسلام وجود دارد.
حضرت امام حسين (ع) را بزرگ پاسدار اسلام گويند، زيرا او با تمامي وجود و امكانات در اختيار و به طرق مختلف از اسلام دفاع كرد و در نهايت در راه پيشبرد اسلام و دفاع از آرمانها و ارزشهاي الهي آن به شهادت رسيد.
اگر چه تمامي ائمه بزرگوار شيعه، هركدام در طول عمر مباركشان، با تمام وجود و امكانات از اسلام دفاع و در راه تبليغ و ترويج دين تلاش كردند، لكن شرايط در دوران امامت امام حسين (ع) به گونهاي بود كه ايشان در حوزههاي گوناگون براي دفاع از اسلام ورود پيدا و براي مبارزه با انحرافات و فساد پديد آمده در جامعه اسلامي قيام كردند. از نامگذاري روز ولادت امام حسين (ع) به عنوان روز پاسدار ميتوان اين نتيجهگيري را نمود كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و پاسداران اين نهاد انقلابي، با الگو قرار دادن اين امام بزرگوار، بايد به دو نكته بيشتر از نكات ديگر توجه كنند.
۱- دفاع از اسلام، انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن با تمام وجود و امكانات در اختيار تا چشيدن شهد شهادت.
۲- استفاده از تمامي شيوهها، روشها و ورود به عرصههاي گوناگون بر حسب ضرورت براي پيشبرد انقلاب و دفاع از آن.
بديهي است با تأمل در اين دو نكته ميتوان دريافت كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نه تنها يك مجموعه، سازمان و نهاد منحصر به فرد در ايران است، بلكه در جهان و دنياي معاصر، نميتوان براي او مشابهي را پيدا نمود. اين نگاه به سپاه، چقدر متفاوت است با نگاهي كه سپاه را يك مجموعه صرفاً نظامي ميپندارد. سپاه نه ارتش است و نه نيروي انتظامي بلكه سپاه، سپاه است با رسالت خاص كه بايد به خوبي شناخته شود. اين نگاه به سپاه و رسالت آن، مستند به قانون و فرمايشهاي حضرت امام خميني (ره) و همچنين مقام معظم رهبري حضرت امام خامنهاي (مدظلهالعالي) به عنوان فرماندهي معظم كل قوا است.
نظر به اينكه روز سپاه، فرصت مغتنمي براي تبيين رسالت آن است، به اجمال با استناد به دو منبع مذكور، رسالت سپاه بررسي ميشود.
الف- رسالت سپاه از منظر قانون
۱/۱- رسالت سپاه از منظر قانون اساسي: اصل ۱۵۰ قانون اساسي، رسالت سپاه را، نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن دانسته و اينگونه بر آن تصريح دارد: «سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه در نخستين روزهاي پيروزي اين انقلاب تشكيل شد، براي ادامه نقش خود در نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن پابرجا ميماند.»
۲/۱- رسالت سپاه از منظر اساسنامه سپاه مصوب مجلس شوراي اسلامي
برخي از موارد اساسنامه سپاه، رسالت، مأموريتها و وظايف سپاه را اينگونه بيان ميدارد:
ماده۱ -«مبارزه قانوني با عوامل و جريانهايي كه درصدد خرابكاري، براندازي نظام جمهوري اسلامي يا اقدام عليه انقلاب اسلامي ايران ميباشند.»
ماده ۲- «مبارزه قانوني با عواملي كه با توسل به قوه قهريه، درصدد نفي حاكميت قوانين جمهوري اسلامي باشند.»
ماده ۳- «برنامهريزي، سازماندهي، اداره و اجراي آموزشهاي عقيدتي، سياسي و نظامي اعضاي بسيج مستضعفين بر طبق موازين اسلامي.»
ب- رسالت سپاه از منظر امام (ره) و رهبري
طبق قانون، نظرات ولي فقيه به عنوان فرماندهي كل قوا در خصوص نيروهاي مسلح، از جمله سپاه، در حكم قانون است. با تأمل در قوانين و مجموعه رهنمودها، تدابير و فرامين حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري در خصوص سپاه ميتوان دريافت كه سپاه يك نهاد سياسي، نظامي، فرهنگي و امنيتي است و براي تحقق آنچه در اصل ۱۵۰ قانون اساسي آمده است، داراي مأموريتهاي متنوع و با ماهيتهاي متفاوت ميباشد. رهبر فرزانه انقلاب در بياني ميفرمايند: «سپاه نظامي- سياسي است، نظامي محض نيست. بايد فهميد دشمن كجاست.» همچنين معظمله، در سال ۱۳۷۵در ديدار كاركنان لشكر ۲۵ كربلا فرمودند: «يكي از چيزهايي كه سپاه توانسته است در اين چند سال از اول انقلاب تا حالا تقريباً در همه موارد يا بيشتر موارد آن را نشان دهد، عبارت بوده است از تشخيص حق و باطل. فتنهها را به صورت فتنه شناخته است و با آنها در افتاده است. جبهه حق را به صورت حق شناخته است و هميشه از آن دفاع كرده است. اين درك سياسي لازم دارد كه بحمدالله تا امروز بوده است و بايد اين درك سياسي را هر چه ميتوانيد در خودتان تقويت كنيد.»
در سال ۱۳۸۰ حضرت امام خامنهاي با توجه به برخي از شبههافكنيهايي كه در خصوص ماهيت سپاه و كاركردهاي آن در سطح جامعه رواج يافته بود، فرمودند: «عمل سپاه صرفاً نظامي نيست، عمل سپاه نظامي، سياسي، امنيتي و فرهنگي است.»
اين فرمايشها انطباق كامل دارد با اصل ۱۵۰ قانون اساسي و اساسنامه سپاه كه در مجلس شوراي اسلامي دوره اول به تصويب رسيده است. نه در قوانين موضوعه و نه در فرمايشهاي امام و رهبري، براي سپاه در امر نگهباني و پاسداري از انقلاب، با قيد و بند، رفتار و عمل سپاه محدود نشده است. آنچه در اين منابع تصريح دارد، آن هويت سپاه است كه هويت پاسداري ميباشد.
بنابراين سپاه با هر نوع تهديدي و با هر نوع ماهيتي بايد مقابله كند. اگر تهديد متوجه انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي، يك تهديد نظامي بود، سپاه پاسداران بايد با تمام توان در برابر اين تهديد وارد صحنه شود و ارتش جمهوري اسلامي ايران را كه فلسفه وجودي آن مقابل با تجاوزات نظامي بيگاه است، ياري رساند و متجاوز را شكست دهد. اين عمل سپاه را در دوران هشت ساله دفاع مقدس همگان ملاحظه كردند. اگر تهديد امنيتي بود و گروههاي تروريستي و اخلالگر به دنبال بر هم زدن اوضاع امنيت داخلي كشور بودند، سپاه پاسداران بايد به كمك دستگاههاي اطلاعاتي- امنيتي بيايد و به مقابله با توطئهگران بپردازد. رفتار سپاه در دهه اول انقلاب در برخورد با گروههاي مسلح، منافقين و تجزيهطلبان در مناطق قوميتي از اين نوع بود و اين نوع اقدام سپاه در مواردي همچنان ادامه دارد.
اگر انقلاب و نظام اسلامي، با تهديدات نرم، جنگ نرم، تهاجم فرهنگي و تهديدات سياسي با هدف براندازي خاموش مواجه گرديد، سپاه پاسداران بايد با اين نوع تهديدات مقابله نمايد. اگر عدهاي به هر دليل در صدد بودند در مسير انقلاب اسلامي انحراف ايجاد كنند، سپاه پاسداران بايد با اين انحرافات مقابله كند و در برابر منحرفان بايستد. اگر كساني خواستند حركت انقلاب را متوقف ساخته يا كند نمايند، سپاه بايد با اين موانع سر راه انقلاب برخورد كند و مسير را براي حركتهاي انقلابي و پيشرفتهاي انقلابي هموار سازد. اين نوع نگاه به سپاه، نشان ميدهد كه رسالت سنگيني بر دوش سپاه و پاسداران انقلاب اسلامي گذاشته شده است.
بر اساس همين نگاه به سپاه و كاركردهاي سپاه بود كه حضرت امام خميني (ره) فرمودند: «اگر سپاه نبود كشور هم نبود.» در واقع سپاه و پاسداران، با تمام وجود و همه امكانات در اختيار و از طرق مختلف و در عرصههاي گوناگون به دفاع از انقلاب و پيشبرد آن پرداختند. در سال گذشته مقام معظم رهبري در جمع فرماندهان سپاه، رسالت سپاه را كه در شرايط كنوني نياز به تأمل بيشتر دارد، اين گونه تبيين فرمودند: «امروز من عرض ميكنم هويت سپاه كه هويت پاسداري است، به معناي يك مفهوم محافظهكارانه تلقي نشود. پاسداري يعني نگه داشتن، حفظ كردن. اين حفظ كردن را ميتوان با يك تفسير محافظهكارانه معنا كرد. يعني بگوييم وضع موجود انقلاب را حفظ كنيم؛ من اين را نميگويم. حفظ انقلاب به معناي حفظ وضع موجود نيست، چرا؟ چون انقلاب در ذات خود يك حركت پيشرونده است، آن هم پيشرفت پرشتاب به كجا؟ به سمت هدفهاي ترسيم شده.
هدفها عوض نميشوند. اين اصول و ارزشهايي كه روي آن بايستي ايستادگي كرد و براي آن جان داد، اصول و ارزشهايي هستند كه در اهداف مشخص شدهاند. هدف نهايي، تعالي و تكامل و قرب الهي است. هدف پايين تر از آن، انسانسازي است؛ هدف پايينتر از آن ايجاد جامعه اسلامي است با همه مشخصات و آثار، كه استقرار عدالت در آن باشد، توحيد باشد، معنويت باشد. اينها اهداف هستند. اين اهداف عوض شدني نيستند. در اين جهت، انقلاب پيشبرنده است. حفظ انقلاب، يعني حفظ همين حالت پيشروندگي و پيشبرندگي، پاسداري از انقلاب، به اين معناست.»