بر خلاف برخي ديپلماتهاي خوشبين كه همواره رفتار گروه ۱+۵ را در پيگيري موضوع هستهاي ايران اميدوار كننده ارزيابي ميكنند، تحولات و رفتارهاي اين گروه، به ويژه از فاصله مذاكرات بغداد تا مسكو، نشان داد غرب نتوانسته اين باور را در خود ايجاد كند كه امروز با كشوري پاي ميز مذاكره نشسته است كه ديگر مراحل اوليه فرآيند هستهاي شدن را پشت سر گذاشته و در پروسه هستهاي شدن از ظرفيتي برخوردار است كه غيرقابل بازگشت است.
بنابراين اكنون ديگر نميتوان پس از برگزاري گفتوگوهاي خستهكننده با ۱+۵، به راحتي در مقابل دوربينها حاضر شد و با لبخند رضايت در پاسخ به پرسش خبرنگاران، از موفقيتهاي كسب شده در گفتوگوها سخن گفت.
هرچند صلابت سخن و برخورد گفتاري دبير شوراي عالي امنيت ملي به عنوان سرپرست تيم مذاكرهكننده ايراني در چند گفتوگوي انجام شده با ۱+۵، از جمله نشست مسكو، به دور از چنين برداشتي است ولي بايد بپذيريم وقتي خانم اشتون مسئول تيم مذاكرهكننده ۱+۵ به راحتي در مقابل خبرنگاران از تعطيلي «فردو» سخن ميگويد و اين خواسته ناحق خود را به عنوان خواستهاي مطرح ميكند كه از هيئت مذاكره كننده ايراني خواسته است، ديگر نميتوان به روند اين گفتوگوها خوشبين بود و باز هم لبخند تلخ اشتون را نوعي نرمش و همراهي با خواسته ملت ايران تفسير كرد، چرا كه چهره واقعي و انديشههاي نه چندان پنهان غرب، اكنون به وضوح روشن شده است و ناگزير بايد واقعيتها را براي مردمي كه نزديك به ۱۰ سال است كه با ادبيات قلدرمآبانه دنياي استكبار در دستيابي به حقوق هستهاي مواجه هستند، بازگو كرد.
خوشبيني و بدبيني در دو سر طيف سياست قرار دارند و به همان ميزان كه يكي باعث عدول از خواستههاي منطقي ميشود و دشمن را در مقابل شما گستاخ ميكند، ديگري ممكن است دولتمرد يا كشوري را از مسير درست و اميد بخش دور نمايد.
رفتار گروه ۱+۵ در دو نشست بغداد و مسكو نشان داد كه غرب بازي بدي را با ايران شروع كرده است و هيچ نكته صداقتي در اين رفتارها از سوي غرب شاهد نبودهايم. در پايان نشست بغداد، خانم اشتون بيانيهاي را صادر كرد كه در بردارنده اين محتوا بود:«گروه ۱+۵ به دنبال رفع نگرانيهاي جامعه بينالمللي درباره ماهيت منحصراً صلحآميز برنامه هستهاي ايران است.
اين مذاكرات براساس N.P.T و اجراي كامل قطعنامههاي شوراي امنيت و شوراي حكام آژانس صورت ميگيرد. گروه ۱+۵ به طرف ايراني تأكيد كرد كه غنيسازي ۲۰درصد به عنوان اولويت مذاكرات است. متقابلاً طرف ايراني يك طرح پنج مادهاي داد كه در آن آمده است كه ايران آماده است در خصوص ۲۰ درصد مذاكره كند و انتظار دارد در مقابل آن حق غنيسازياش به رسميت شناخته شود.
برخي زمينههاي مشترك وجود دارد، اگرچه همچنان نكات اختلافآميز روشن باقي است.» اين بيانيه خانم اشتون حاكي از آن بود كه در عين حال كه تيم مذاكره كننده غرب مايل به خريد زمان براي ادامه گفتوگوها و رفع چالشهاي اقتصادي و منطقهاي خود است، عملاً هيچ تعهدي را براي موافقت با غنيسازي ايران نپذيرفته و شرط ورود به اين حوزه را به بحث غنيسازي ۲۰درصد توسط ايران منوط دانسته است.
كاملاً واضح بود كه غرب بدون دستور كار مشخص وارد مذاكرات بغداد شده بود يعني همان اتفاقي كه در مذاكرات مسكو نيز تكرار شد و آنها تنها به دنبال آن بودند تا ببينند آيا محاسبات ايران از مذاكرات استانبول و بعد از آن مذاكرات بغداد تغيير كرده است يا خير؟
البته طبيعي بود كه غرب اين پرسش را براي خود مهم ارزيابي كند كه چرا ايران حاضر به ورود به مذاكرات جديد شده است؟ چند روز قبل از آغاز مذاكرات مسكو يكي از مقامات اجرايي كشورمان در مصاحبه با يك خبرنگار فرانكفورتر آلمان خواسته يا ناخواسته گرا داده بود كه اگر ۱+۵ بحث غني سازي ايران را بپذيرد، ايران حاضر است روي ۲۰ درصد مذاكره كند. اين گرا ميتوانست وزن ۱+۵ براي فشار به ايران را در مذاكرات مسكو افزايش دهد كه چنين هم شد.
وقتي اشتون در كنفرانس خبري بعد از مذاكرات مسكو ميگويد: ۱+۵ به توقفغنيسازي ۲۰ درصد و خروج اورانيوم غني شده كه مصوب بغداد بود، تأكيد كرد» اين اظهارات صريح او نشان از آن دارد كه آنها آمده بودند تا تكليف ايران هستهاي را در مذاكرات مسكو يكسره كنند.
صرفنظر از دروغ بزرگ اشتون مبني بر اينكه توقف غنيسازي ۲۰درصد حاصل مذاكرات بغداد بوده است كه اصلاًچنين چيزي نبوده است، به رغم تبليغاتي كه برخي مسئولان و رسانههاي داخلي در اين موضوع كه۱+۵ فاقد برنامه مشخص در مذاكرات بغداد و مسكو بوده است، بايد بپذيريم كه خانم اشتون و تيم مذاكره كننده غرب با دستور كار مشخص، يعني توقف هرگونه غنيسازي در ايران اعم از پنج درصد و ۲۰ درصد وارد مذاكره شده بود و اگر بر فرض دادن اين امتياز به طرف غربي كه غنيسازي ۲۰ درصد متوقف ميشود، آنها بازي جديدي را آغاز ميكردند، چرا كه اساساً با فرآيند هستهاي شدن ايران اسلامي مخالفند.
نكته مهم ديگر در اظهارات اشتون پس از دو روز گفتوگو در مسكو اين بود كه او مدعي است ايران براي نخستينبار در مورد محتواي پيشنهادات خود صحبت كرده است. اين در حالي است كه تيم مذاكرهكننده ايراني همواره اين ادعا را داشته كه خواستههاي جمهوري اسلامي از طرف غربي شفاف و به دور از ابهام بوده است. به نظر ميرسد تنها دستاورد مشخص مذاكرات مسكو تصميمگيري براي برگزاري جلسات كارشناسي فني و حقوقي بوده است تا پس از دريافت نتايج اين جلسات، در مورد آينده مذاكرات تصميمگيري شود، يعني همان سياست خريد زمان توسط غرب كه در شرايط حاضر به جد نيازمند آن هستند.
بر كسي پوشيده نيست كه سياست خريد زمان بيش از هر زمان ديگري به نفع غرب است كه هم دچار مشكلات عديده اقتصادي در داخل و هم به دنبال حل ضعفها و مشكلات خود در منطقه خاورميانه كه با تحول بزرگ بيداري اسلامي مواجه است و سياستهاي نفوذ غرب را با چالش مواجه كرده است ميباشد. ضمن آنكه اين خريد زمان بيش از هر كشور ديگري به سود دولتمردان كاخ سفيد است كه در آستانه انتخابات رياستجمهوري قرار دارند و كشاندن مباحث هستهاي ايران به بعد از انتخابات به سود مقامات دمكرات كاخ سفيد است.
اما صرف نظر از اينكه خريد زمان در مذاكرات آتي به نفع چه كشورهايي است، نبايد فراموش كنيم كه يكي از مبناهاي توافق شده ايران با ۱+۵ در مذاكرات بغداد، انجام گفتوگوها در مقام معاونين اشتون و جليلي، يعني بين خانم اشميت و آقاي باقري بود كه عملاً ديديم بهرغم پنج مورد نامهنگاري دبير شوراي عالي امنيت ملي پيش از مذاكرات مسكو، هيچ اقدام عملي با وجود توافق بغداد در اين زمينه صورت نگرفت، بنابراين چه تضميني وجود دارد كه اين نشستهاي كارشناسي دچار سرنوشت نشستهايي كه قرار بود قبل از مذاكرات مسكو بين معاونين انجام شود، نگردد، ضمن آنكه مگر در طول چند سال گذشته آژانس انرژي اتمي براي روشن شدن حقايق هستهاي ايران مسائل فني را در سطح كارشناسي، انجام نميداد. به درستي واقفيم كه هيچ ابهام فني يا حقوقي در موضوع هستهاي ايران وجود ندارد كه با اين نشستهاي خستهكننده و بينتيجه بخواهد سامان پيدا كند و چنين خواستهاي يا توافقي صرفاً دفعالوقت خواهد بود.
هر چند با سخنان شفاف و محكم آقاي جليلي مبني بر اينكه اگر بحثهاي كارشناسي خلاف راهبرد گفتوگو و همكاري و مخل مذاكرات باشد، بر فرجام گفتوگوها تأثير خواهد گذاشت، اين اطمينان را داريم كه تيم تيزهوش و فهيم ايراني مانع هرگونه دفعالوقت در نشستهاي آتي خواهند شد و از مذاكرات بينتيجه پرهيز خواهند نمود، چرا كه راهبرد جمهوري اسلامي در موضوع هستهاي كاملاً روشن است و آن به رسميت شناختن حق غنيسازي براي ملت ايران است و در اين راستا ايران اسلامي با شفافسازي هيچگاه مشكلي نداشته است، ولي با محرومسازي مشكل جدي دارد و حاضر به دادن امتياز تا حدي كه ايران را از حقوق خود محروم نمايد، نخواهد بود.