
رانتخواري زماني كه در جامعه شيوع پيدا ميكند مثل وبا همهگير ميشود. يعني نه تنها افراد زيادي درگير رانت ميشوند بلكه وقتي تيتر روزنامهها را هم نگاه ميكني پر است از پرداختن به اين موضوع.هنوز هيچكس شباهت رانتخواري را با وبا تشخيص نداده است و شايد بتوانيم آن را سل يا حتي سرطان از نوع مسري(!) بناميم اما دكتر كاظم قجاوند، استاد دانشگاه معتقد است:«رانت خواري بيش از اينكه مرضي فردي باشد يك بيماري اجتماعي است و دامنگير جوامعي ميشود كه ساختار مناسبي براي اداره امور خودشان ممكن است نداشته باشند. دايره شيوع آن هم دقيقاً مشخص نيست. اين ممكن است در حد يك اداره، سازمان يا حتي در سطح خانواده وجود داشته باشد.»
شكل رانت خواري نيز بستگي به گنده بودن كله فرد رانت خوار دارد البته اين كله گنده ارتباطي با ظاهر فرد رانت خوار ندارد چون «يك فرد رانتخوار مثل بقيه افراد است و نظريه شلدون و كرشمر كه بيان ميكند ظاهر افراد بزهكار با ديگران متفاوت است رد شده. »
براي شناسايي يك فرد رانت خوار نبايد فقط به لباسهاي شيك يا احياناً يقه آنها زوم كرد بلكه به حرف زدن و جنس صحبتهايشان نيز بايد توجه داشت. گاهي اوقات با يك لبخند ناقابل افراد را جذب ميكنند. در همين باره دكتر قجاوند به «شهر هشتم» ميگويد:«هرچند همه نوع تيپ شخصيتي در ميان آنان هست اما به عقيده بنده معمولاً آدمهاي برونگرايي هستند و در مورد موضوعات مختلف با آب و تاب صحبت ميكنند. نقاط مشتركي با ديگران به دست ميآورند و روي آنها تمركز كرده و به اين وسيله با ديگران دوستي ايجاد ميكنند»؛ البته اين صحبتها بدان معنا نيست كه هركس قصد دوستي با ما را داشت و از روابط عمومي بالايي برخوردار بود هدفش استفاده از رانت ماست.
هرگز خودمان را دست كم نگيريم. شايد استفاده از رانت ما سودي معادل هزار تومان براي رانتخوار داشته باشد اما اين افراد از آب هم كره ميگيرند و ممكن است كه همين اندك را به ميليونها تومان افزايش دهند! با دست گذاشتن روي عقايد ديگران، احساسات و علايقشان آنها را جذب نموده و دوشيدن آنها را آغاز ميكنند. «رانتخوارها ميتوانند ديگران را اقناع نمايند. اين افراد معمولاً از نظر مهارتهاي كلامي در سطح بالايي هستند. iQ آنها بالا نيست ولي صاحب EQ بالايي هستند، يعني هوش هيجاني و عاطفي بالاتري از حد معمول دارند و ميتوانند در ديگران نفوذ كرده و بر آنان تأثير بگذارند.»
اگر كسي مثلاً به شما پيشنهاد يك شكلات مجاني داد يا گفت به زودي ميخواهد براي شما يك شكلات رايگان تهيه كند از آنجا كه فاقد چشم و ابروي زيبا هستيد اين پيشنهادها را به راحتي نپذيريد چون: «رانت خواران با وعده وعيد، پاداش و مسائل مختلف بر ديگران تأثير مينهند.»
البته نبايد فراموش كرد كه رابطه اين آقايان و خانمها در همان آغاز كار با افراد مورد نظرشان مثل رابطه مرغدار است با مرغهايش، يعني رانتخوارها قبل از اينكه سر سوژه مورد نظر خود را ببرند برايش دانه ميپاشند:«اين افراد براي شروع رانت خواري بايد بتوانند از عهده وعده، وعيدهايي كه ميدهند به شكلهاي مختلف بربيايند.»
در زمانهاي بسيار دور رانتخوارها براي اينكه شكم زن و بچه خود را سير كنند دست به استفاده از رانت قدرت و ثروت ميزدند اما اين روزها همه ميدانند كه علم پيشرفت كرده و نيازها هم گوناگونتر شده است. دكتر قجاوند ميگويد: «نياز اصلي رانتخوارها توجه، كنجكاوي، پول پرستي، قدرت طلبي، رفاه زدگي و مواردي اينچنيني نيز ميتواند باشد.»
از آنجا كه نيازهاي پيچيدهاي عامل اين حركت خودجوش (رانت خواري) است، افرادي نيز كه مبادرت به اين كار ميكنند از داشتن زندگيهاي مرموز رنج ميبرند! قجاوند معتقد است: «رانت خوار معمولاً زندگي خصوصي پيچيدهاي دارد و خيلي آشكار نيست. راجع به درآمدهايشان با افراد ديگر صحبت نميكنند، راجع به شرايط شغلي خود حرفي نميزنند و زندگي متفاوتي با ساير مردم دارند.»
رانتخوارها مثل قارچ رشد ميكنند و اين روزها ممكن است زير هر بتهاي پيدا شوند. اين استاد دانشگاه شاهد معتقد است: «رانتخوارها متعلق به طبقه خاصي از جامعه نيستند ولي معمولاً افرادي كه قدرت خريد اطلاعات و شرايط را از ديگران دارند بيشتر به اين سمت سوق پيدا ميكنند»؛ يعني شما در هر طبقهاي از جامعه كه حضور داشته باشي، ميتواني به فيض ديدار يكي از همين دوستان نائل شويد! قجاوند بيان ميدارد كه «در تمام قشرها وجود دارند، پايين، متوسط و بالاي جامعه».
از آنجا كه بايد براي هر بيماري نسخهاي پيچيد، ما نيز ميخواهيم براي اين بيماري مهلك نسخهاي تجويز كنيم. البته تفاوت اين نسخه با قرصهاي استامينوفن و آمپولهاي پني سيلين از زمين تا آسمان است و در سه دوره مختلف درمان صورت ميگيرد. اين نسخه توسط دكتر كاظم قجاوند ارائه شده است: « براي درمان اين بيماري راههاي متفاوتي وجود دارد و در سه سطح خرد، مياني و كلان ميتوان آن را درمان كرد. در سطح خرد شناسايي شخصيتهايي كه اين مشكلات را دارند. بحث دينداري افراد، شايسته سالاري و نظارت دقيق بر درآمد آنان ميتواند مطرح باشد. در سطح مياني سالمسازي سازمانها و ارگانها و همچنين نظارت بر آنان طرح ميشود. در سطح كلان نيز ساختارهاي اجتماعي – اقتصادي را ميبايست اصلاح كرد كه فرصت رانتخواري را به افراد ندهند. قوانين، ضوابط و نوع مديريت را هم بايد اصلاح نمود و كساني كه وظيفه نظارت بر اين دست امور را دارند بايد به صورت جدي راههاي رانتخواري را رصد نمايند تا اين امكان براي افراد رانتخوار فراهم نشود». او نسخهاي هم براي كساني كه دنبال راه حل درمان فوري هستند دارد اما نبايد فراموش كنيم كه برف صدساله را نميتوان با آفتاب يك روزه آب كرد: «در كوتاه مدت برخوردهاي ضربتي و مقطعي ميتواند تا حد زيادي مؤثر واقع شود ولي ريشه كن كردن اين پديده شوم نياز به زمان و برنامهريزي عميق دارد.»