کد خبر: 472909
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
شكست ديگر تيم برتون بعد از «سرزمين عجايب» رقم خورد

 درهم‌آميختگي نااميدكننده ايده‌هايي كه در تلاش براي رسيدن به يك مفهوم عميق هستند در كنار تمركز و دقت كم در كار، ماحصل جديدتر همكاري تيم برتون و جاني دپ را به جديدترين و بزرگ‌ترين مدرك دال بر حكمفرمايي بي‌چون و چراي يك نقطه ضعف بزرگ در وجود كارگردان اين اثر تبديل كرده است، نقطه ضعفي كه كماكان تيم برتون نتوانسته آن را دفع كند اين است كه او در عرصه طراحي توليد يك فاجعه به تمام معناست. 

عدم وجود انسجام در فيلم «سايه تاريك» اين تلقي را در خواننده ايجاد مي‌كند كه گروه سازنده آن براي تبديل بالاجبار يك مشت مواد خام فاجعه‌انگيز به يك پروژه سينمايي مديريت شده تلاش نافرجامي را به كار بسته‌اند تا ماحصل كار با كاستي‌هاي فراواني كه دارد هر آن چيزي باشد جز يك ويترين نمايشي خوب از ستارگاني چون جاني دپ و تيم برتون ! 

جاني دپ در فيلم «سايه تاريك» نقش بارنابا كالينز، مالك ثروتمند انگليسي را ايفا مي‌كند كه بعد از علاقه مند شدن به خدمتكاري به نام آنجليك كه از قضا به پيشه جادوگري اشتغال دارد، از سوي او با عذاب ابدي مواجه شده و به يك خون آشام تبديل مي‌شود چرا كه بارنابا در صحنه‌اي از فيلم تصادفاً با خودكشي نامزدش، ژوزت مواجه و دچار حس ندامت شده است.
 
او از اهالي شهر مي‌خواهد كه زنده زنده دفنش كنند اما ۲۰۰ سال بعد درست در دهه ۷۰ ميلادي بدون هيچ تشريفاتي ناگهان از قبر بيرون مي‌آيد و عطش وصف ناپذيري را براي آشاميدن خون در خود احساس مي‌كند.
 
بارنابا در بازگشت به خانه خيلي زود مي‌فهمد كه بازماندگانش ملك و املاك او را به همان حال و روز ۲۰۰ سال پيش رها كرده‌اند. روابط خانوادگي بازماندگان او در دهه ۷۰ ميلادي به هم ريخته است و بارنابا با خود عهد مي‌بندد كه شكوه خانواده كالينزها را به آنها بازگرداند. همه چيز براي اجرايي كردن اين تصميم خوب پيش مي‌رود اما كارها ناگهان هنگامي معلق مي‌شود كه بارنابا به شباهت بسيار ميان نامزد قبلي خود و پرستار جوان يكي از بازماندگانش پي مي‌برد. او بعدها مي‌فهمد كه آنجليك يا همان جادوگر كينه توزي است كه او را به خون آشام تبديل كرده و هنوز زنده است و خود را به شكل محبوب‌ترين شهروند شهر در‌آورده است؛ جادوگري كه هنوز از بارنابا كينه به دل دارد. 

سايه تاريك بر گرفته از سريالي به همين نام است كه در حد فاصل سال‌هاي ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۱ در قسمت‌هاي ۳۰ دقيقه‌اي پخش مي شده و سريال محبوب دوران كودكي تيم برتون و جاني دپ بوده است. 

اينكه دقيقاً بگوييم سايه تاريك تيم برتون تا چه حد فيلم بدي از آب در آمده است، قابل گفتن نيست: فلاش بك آغازين و نحوه معرفي پرستار جوان به فيلم هر دو به شكلي سهل‌انگارانه و سرسري صورت گرفته‌اند. با اينكه جاني‌دپ بيشتر از نقش جك اسپارو در دزدان دريايي كارائيب كارهاي حاشيه‌اي همچون ميميك چهره را چاشني نقش خود در اين فيلم كرده است اما شخصيت‌پردازي سايه تاريك به گونه‌اي است كه مخاطب باز هم تحت تأثير صحنه‌هاي درامي چون خودكشي نامزد بارنابا و حس ندامت او و نيز حكم ابدي تبديل شدنش به يك خون‌آشام قرار نمي‌گيرد. 

بدتر از شخصيت‌پردازي ضعيف، مشكل ديگر آخرين اثر تيم برتون، ايده نامفهوم و گنگ ارتباط ميان پرستار جوان و نامزد سابق بارناباست؛ اينكه اين پرستار جوان تجسم فيزيكي نامزد او است يا نامزد سابق بارنابا دوباره متولد شده يا اينكه روح او در جسم پرستار جوان مجسم شده است، نوع اين ارتباط هرگز مشخص نيست. آنچه مشخص است اين است كه اين ارتباط ناگهان به شكل مبهمي در مركز توجه قرار مي‌گيرد و سپس ناگهان جريان فيلم سرسري از روي آن رد مي‌شود. در واقع پرستار جوان به جز دو صحنه فيلم تا سكانس‌هاي پاياني كه بارنابا به او ابراز علاقه مي‌كند، حضور و نقش چنداني ندارد.
فيلم سايه تاريك ، فاجعه‌اي از آب درآمده كه بد سازماندهي شده است. 

اين فيلم پر از شروع‌هاي غلط و پايان‌بندي‌هاي سر هم شده است كه هيچ صنمي با آغاز، وسط و پايان‌بندي واقعي يك پلات حرفه‌اي ندارد، به همين خاطر به دشواري مي‌توان هدف و انگيزه تيم برتون و بازيگرانش را از ساخت اين فيلم فهميد يا آن را از لا‌به‌لاي صحنه‌هاي فيلم بيرون كشيد. به سراغ بازيگران كه برويم به نظر مي‌رسد اوا گرين در نقش آنجليك تنها بازيگري باشد كه از بازي در نقش خود در چارچوب يك داستان شيطاني لذت برده باشد. 

نقش او تنها نقش معقول فيلم است چراكه تمامي انگيزه‌ها و اعمال و رفتارش در فيلم روشن و منطقي به نظر مي‌رسد، اما جاني‌دپ كه با بازي در اين فيلم نشان داد اشتياق زيادي براي بيرون كشيدن وجوه طنز از دل شخصيتي جنگجو، جدي و در عين حال عاشق پيشه دارد، به واسطه موسيقي متن نتوانست بر اين شخصيت خشن چيره شود. 

موسيقي پاپ دهه ۷۰ ميلادي كه به نظر مي‌رسد حتي روايت داستان را هم تحت‌الشعاع خودش قرار داده است. هيس كات نيز در نقش ويكتوريا دوست‌داشتني و هوشمند ظاهر مي‌شود اما همانطور كه پيشتر نيز گفتيم براي پرورش نقشش در فيلم به جز چند سكانس كوتاه زمان زيادي را در اختيار ندارد؛ خطاي نابخشودني تيم برتون در قبال شخصيتي كه نقش بسيار مهمي را در فيلم ايفا مي‌كند! 

تيم برتون كارگردان آثار درخشاني چون حاشيه بزرگ و كارخانه شكلات‌سازي ، بازگشت بتمن ، ماهي بزرگ و... است، به همين خاطر طرفدارانش از او انتظار فيلم‌هاي درخشان را دارند، اما سايه تاريك او ريسك بزرگي در زندگي هنري‌اش محسوب مي‌شود چون دليلي ندارد كه فيلمسازي با آن درجه از شهرت و اعتبار، فيلمي تا اين حد بد ساخت و غير جذاب بسازد. 

شايد تيم برتون به اندازه تماشاگران فيلمش به معناي واقعي كلمه از درك دليل واقعي رفتن به سراغ ساخت چنين فيلمي و نيز كشف نادر خصيصه‌هاي هيجان‌انگيز آن براي تماشاگران عاجز باشد.

شايد سايه تاريك تيم برتون هنوز در ميان سايه‌ها كمين كرده تا ناگهان در برهه‌اي از زمان معجزه‌اي شود و با استقبال و فروش خوب مواجه شود اما براي جيب تماشاگر نيازي به تابيدن نور بيشتري بر اين اثر بد ساخت نيست چرا كه اين فيلم با مونتاژ بد و شخصيت‌پردازي ضعيفش هيچ خصيصه هيجان‌انگيزي براي مخاطبان ندارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار