
به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاكمه كه در شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز برگزار شد، دهقاني، نماينده دادستان دو متهم به نامهاي اسد۲۳ ساله و نعيم ۲۲ ساله را به مشاركت و معاونت در قتل متهم كرد و ضمن درخواست مجازات قانوني براي آنها گفت:۳۰ آذرماه سال ۸۸ مردي به مأموران كلانتري ۱۳ جهانشهر خبر داد كه كارگرش هنگام كندن چاه در ساختمان در حال ساخت جسد زني را پيدا كرده است.
پس از اعلام اين خبر، جسد اين زن كه كاملاً برهنه بود با كمك امدادگران از زير خاك خارج شد. پزشكي قانوني زمان مرگ را يك هفته قبل از كشف جسد اعلام كرد. همچنين مشخص شد مقتول بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن كشته شده است.
نماينده دادستان ادامه داد: صاحب ساختمان نيمهكاره اولين كسي بود كه از سوي تيم جنايي مورد بازجويي قرار گرفت. او گفت:هيچ اطلاعي از جسدي كه در ساختمان او دفن شده است، ندارد. وي ادامه داد: كارگري كه جسد را پيدا كرده اولين روزي است كه در اينجا مشغول كار شده، اما قبل از او يك كارگر افغاني به نام اسد اينجا كار ميكرد. شايد او مرتكب جنايت شده باشد.
اسد چند روز پيش سراسيمه نزد من آمد و گفت ميخواهد نزد خانوادهاش در افغانستان برود. من هم با او تسويه حساب كردم و تنها يك شماره تلفن همراه از او در اختيار دارم. در حالي كه مأموران پليس مشغول رديابي شماره تلفن اسد بودند، زن جواني با حضور در اداره پليس مأموران را در جريان ناپديد شدن ناگهاني خواهرش قرار داد. او گفت: خواهرم شيوا ۴۲ ساله بود. او يك هفته قبل در خانه من ميهمان بود. بر سر موضوعي با هم دعوايمان شد و به حالت قهر از خانه بيرون رفت و ديگر از او خبري نشد.
وي ادامه داد: شيوا كه ترياك مصرف ميكند، ۱۳ سال است كه طلاق گرفته و با پسر ۱۵ سالهاش در رباط كريم زندگي ميكند. با مشخصاتي كه زن جوان از خواهرش در اختيار پليس گذاشت، مشخص شد جسد زن پيدا شده در ساختمان نيمهكاره متعلق به شيوا است. در شاخه ديگري از تحقيقات مأموران پليس سرانجام موفق شدند اسد را دستگير و گوشي تلفن همراه شيوا را نيز در جيب او پيدا كنند.
نماينده دادستان كرج ادامه داد: اسد بعد از دستگيري به ارتكاب جنايت با همدستي افغاني ديگري به نام نعيم اقرار كرد. او گفت: شب حادثه شيوا به ساختماني كه من و نعيم آنجا كار ميكرديم آمد و از من ۴۰۰ هزار تومان پول درخواست كرد. به او گفتم كه پولي ندارم كه به تو بدهم. شيوا گفت اگر به او پول ندهم پليس را باخبر ميكند و ادعا ميكند كه او را دزيدهام اما من گفتم پولي ندارم كه به تو بدهم. شيوا هم گوشي تلفن همراهش را درآورد تا به پليس زنگ بزند. من هم ترسيدم. اول با دست دهانش را گرفتم و سپس به او تجاوز كردم.
بعد هم روسرياش را به دور گردنش انداختم و از نعيم خواستم پاهايش را نگه دارد. سرانجام او را خفه كردم و يك بار هم به جسدش تجاوز كردم. سپس از نعيم خواستم تا جسد را در گوشهاي از ساختمان دفن كند. بعد از اين اعترافها نعيم هم دستگير شد. او گفت: روز حادثه اسد شيوا را به ساختمان آورد و به او تجاوز كرد. بعد بر سر پول با هم دعوايشان شد.
اسد ناراحت شد و با شيوا درگير شد و او را خفه كرد. متهم ادامه داد: وقتي اسد مقتول را خفه ميكرد من پاهاي مقتول را نگه داشته بودم. بعد هم جسد را در گوشهاي از ساختمان دفن كردم. نماينده دادستان اسد را به اتهام مباشرت در قتل و رابطه نامشروع و نعيم را به اتهام معاونت در قتل و پنهان كردن جسد گناهكار دانست و براي آنها درخواست مجازات قانوني كرد.
بعد از اينكه اولياي دم درخواست خود را قصاص عنوان كردند، قاضي هدايت رنجبر، اسد را به جايگاه دعوت كرد. متهم در حالي كه در جريان تحقيقات قتل را قبول و صحنه جرم را هم بازسازي كرده بود ارتكاب قتل را انكار كرد و قتل را به گردن دوستش انداخت.
سپس نعيم در جايگاه ايستاد و گفت: روزي كه اسد شيوا را به ساختمان در حال ساخت آورد مرا براي نگهباني به بيرون ساختمان فرستاد. من هم از ساختمان بيرون رفتم. هنوز مدت زيادي نگذشته بود كه صداي دعواي آنها بلند شد و يكباره هم قطع شد.
وقتي من خودم را به داخل ساختمان رساندم ديدم كه اسد آن زن را كشته است. بعد هم با كمك او جسد را در گوشهاي از ساختمان دفن كرديم. قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاعيات دو متهم و شنيدن دفاعيات وكلاي آنها با اعضاي دادگاه وارد شور شد.