
از دير باز نه تنها براي كتاب آسماني قرآن، بلكه براي ساير كتابهاي آسماني و كتابهاي مقدس اديان، بر مسئله تلاوت و انس با متن كتاب مقدس تأكيد شده است.
زرتشتيها در نمازهاي پنجگانه خود، بخشهايي از اوستا و خرده اوستاها را ميخوانند و مراسم كليسا و كنيسه پر از طنين تلاوت انجيل و تورات و تلموذ است.
مسلمانان هم علاوه بر بهرهگيري از برخي آيات قرآن در نمازهاي واجب خود به طور ويژه براي انس با قرآن مورد ترغيب و ارشاد قرار گرفتهاند. اين ترغيب نه تنها توسط پيشوايان دين، عملاً و كلاماً مورد تأكيد بوده بلكه خود قرآن نيز از سوي خداوند بزرگ بر اين مهم تأكيد ميكند كه آن قدري كه برايتان مقدور است، قرآن بخوانيد يا اينكه قرآن را به صورت ترتيل يعني با دقت بخوانيد و اگر خودتان قرآن نميخوانيد صداي قرآن به شما ميرسد، بدان گوش دهيد و سكوت كنيد تا مورد رحمت قرار گيريد.
در سالهاي متأخر، البته به دليل فاصله گرفتن زبان عربي از عربي فصيح قرآني از سويي و همچنين مرزهاي ملي و ملي گرايي انحرافي كه باعث عدم تعليم زبان قرآن يعني عربي در كشورهاي مسلمان غير عرب زبان شده، همواره اين سؤال وجود داشته و دارد كه با توجه به اينكه آحاد مردم كمتر از الفاظ عربي كلام وحي چيزي متوجه ميشوند، آيا خواندن قرآن بدون بهرهگيري از معاني آن باز سودآور و مفيد است يا نه و اساساً به بيان روشنفكرانه (همانطوري كه مدتي مد هم شده بود) خواندن قرآن فارسي به جاي قرآن عربي مفيد فايده است يا خير؟
بر خلاف بسياري كه گمان ميكنند و اين گونه اشاعه ميدهند كه قرائت قرآن بدون فهم معاني آن (همانگونه كه بسياري از پدران و مادران كم سواد ما گاه به صفاي باطن خود انجام ميدادهاند) از ثواب و بهره تهي است، بيگمان امروزه نه تنها به روشهاي نقلي كه بر اساس گردآوري احاديث اهل بيت (ع) و خود پيامبر اعظم (ص) ميتوان اثبات كرد، به دلايل علمي بسياري ثابت شده كه مجاورت و انس با كلمات مقدس در انسانها به خودي خود موضوعيت دارد، يعني همانگونه كه استاد شاهين فرهنگ به نقل از پژوهشگر ژاپني نشان دادهاند، نه تنها انسان، بلكه موجودات ديگر مانند مولكولهاي آب، گياهان و. . . نيز نسبت به كلمات و تركيبهاي مقدس و عالي واكنشهاي مختلفي نشان ميدهند.
به عبارت ديگر، اگر در روزگاري انسان از درك مفهوم والايي با عنوان نورانيت در بحث مجاورت و انس با متون مقدس عاجز بود، به استناد اين پژوهشهاي تجربي ثابت شده است كه نه تنها روح، بلكه اتم اتم جرم هر چيز هم در كنار امر مقدس زيبا و موزون ميگردد، از طرف ديگر نبايد فراموش كرد كه علم ثابت كرده ترجمه گرچه ميتواند به فهم بهتر افراد نسبت به متون مختلف كمك كند اما به هر صورت به دليل ويژگيهاي متنوع زباني – به ويژه در زبان كاملي مانند عربي - هيچ گاه انتقالدهنده كل موضوع و به ويژه مفهوم پذيرفته شده در زبان اصلي نيست و به ويژه در مورد كتاب معجزهگونهاي مانند قرآن هيچ ترجمهاي قابليت انتقال وجوه اعجازي آن را ندارد و بيشك كسي كه بخواهد واقعاً با اين حقايق كه در دل آهنگ زيبا، الفاظ عجيب و شگفتانگيز و تناسب بيحد و حصر آيات نهفته شده اندكي آشنا شود، نياز دارد كه خود قرآن را به صورت منظم مطالعه كند و با مرور منظم راه خود را براي فهم حقايقي از آن باز نمايد، بنابراين گرچه خواندن قرآن الزاماً به درك حقايق قرآني منجر نميشود اما ميتوان به جرئت ادعا نمود كه فهم قرآن بدون انس با سطور و كلمه به كلمه اين كتاب آسماني و معجزه جاوداني پيامبر اعظم(ص) عملي نخواهد بود.