
فرانسوا اولاند بعد از رقابتی تنگاتنگ با نیکلا سارکوزی توانست در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و با اختلاف ۴ درصد از آرا پیروز شود اما سارکوزی بعد از شکست وعده داد که چند هفته بعد و در انتخابات مجمع ملی یا پارلمان این کشور جبران مافات خواهد کرد. دور نخست انتخابات در ۲۱ خرداد برگزار شد و براساس نتايج بهدست آمده، چپگرايان طرفدار فرانسوا اولاند توانستند پيروزي انتخابات پارلماني را هم به نام خودشان تثبيت كنند ولي بايد توجه داشت كه كار اولاند با اين پيروزي هم چندان آسان نخواهد بود.
در وهله نخست، باید توجه داشت که انتخابات پارلمان نقش تعیینکنندهای در تشکیل کابینه خواهد داشت چرا که در صورت پیروزی احزاب محافظهکار، اولاند مجبور خواهد شد تا نخستوزیری از این جناح را بپذیرد. این وضعیت ترکیبی از رئیس جمهور سوسیالیست و نخستوزیری محافظهکار را ایجاد میکند که از آن به عنوان همزیستی یاد میشود. نتیجه این همزیستی وضعیتی دشوار برای اولاند خواهد بود چرا که در وضعیت فعلی و مشکلات مالی و اقتصادی موجود، او به سختی خواهد توانست با نخستوزیری محافظهکار کنار بیاید.
سوسیالیستها پیش از این و در زمان ریاست جمهوری فرانسوا میتران چنین تجربهای داشتند و روشن است که حاضر نیستند تا بار دیگر آن را تکرار کنند به خصوص اینکه شرایط فعلی اجازه چنین کاری را به آنان نمیدهد. اختلافات درون حزبی در حزب سارکوزی، حزب اتحاد برای جنبش مردمی و رقابت آن با حزب مارین لوپن، جبهه ملی فرانسه یا دیگر حزب عمده محافظهکار فرانسه از جمله عواملی است که بر نتيجه انتخابات پارلمانی تأثیر گذاشت و شانس پیروزی محافظهکاران در این انتخابات را کم كرد.
این نتیجه برای اولاند بسیار بهتر از پیروزی محافظهکاران بود چرا که احزاب سبز و کمونیست به نحو اصولی با سیاستهای او همراه هستند تا محافظهکاران که در نقطه مقابل آن قرار دارند. با وجود آنکه این نتیجه مطلوب اولاند است اما باز به معنای وضعیتی به نحو کامل مطلوب برای او نیست. از نتيجه انتخابات میتوان دریافت که حزب سوسیالیست اولاند چندان تفوقی بر حزب سارکوزی ندارد و سوسیالیستها نتوانستهاند مثل مجلس سنا در مجمع ملی هم اکثریت را به دست آورند. سوسیالیستها برای تعیین نخستوزیر و تشکیل کابینه مجبور خواهند شد تا با یک یا هر دو حزب چپگرای دیگر ائتلاف کنند، ائتلافی که حتی قبل از انتخابات پیشبینی آن میشد.
ائتلاف اولاند با دو حزب دیگر چپگرا از یکسو کمک مهمی برای پیش بردن شعارهای تبلیغاتی است و از سوی دیگر، در انجام مانورهای سیاسی وضعیت تنگی را ایجاد خواهد کرد. گذشته از تشکیل دولتی همسو، اکثریت چپگرای پارلمان برای او به این معناست که در پارلمان با یک اکثریت مخالف روبهرو نیست و از این رو، پارلمان در اجرای سیاستهایش با او همکاری خواهد کرد اما همین اکثریت و ائتلاف با دو حزب دیگر چپگرا برای تشکیل کابینه پیامد دیگری نیز دارد.
اولاند از ابتدای پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری در تقابل با آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و سیاستهای اقتصادی او قرار گرفته و در صورت ائتلاف با دیگر احزاب چپگرا باید این تقابل را ادامه دهد. باید توجه داشت که اولاند برای پیش بردن این تقابل از فضای مانور محدودی برخوردار است و وجود چپگراها در دولت اجازه نرمش در مقابل آلمان را به او نمیدهد و فضا را برای او تنگتر میکند. این مسئله با توجه به قدرت اقتصادی و سیاسی آلمان در اتحادیه اروپا مشکلاتی برای اولاند به وجود میآورد گذشته از اینکه پارلمان و کابینهای همسو با وی سطح مطالبات عمومی را به طور طبیعی بالا خواهد برد.
محافظهکاران میتوانند از این وضعیت برای تخریب سیاسی او استفاده کنند چرا که در پارلمان اپوزیسیونی قدرتمند را در اختیار دارند. در هر صورت، انتخابات پارلمانی فرانسه وضعیت اولاند و آینده سیاسی او را مشخص میکند، آیندهای که در هر وجه مشکلات خاص خود را در پی خواهد داشت.