کد خبر: 472150
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۵
«جوان» بررسي مي‌كند؛

معصومه طاهري: از سوي ديگر جغرافياي سیاسی منطقه به نوع حكومت سوريه وابستگي زيادي دارد. سوريه هم‌مرز با لبنان و اسرائيل است و يكي از سنگرهاي مهم محور مقاومت حزب‌الله لبنان محسوب مي‌شود. به‌‌دليل عدم اطلاع‌رساني در رابطه با اوضاع اين كشور بحث‌هاي زيادي پيرامون اتفاقات آن توسط ماهواره‌ها و رسانه‌هاي غربی و عربی به ‌راه افتاده است. در گفت‌وگو با سيدمحمد مسعودي علوي، كارشناس سياسي منطقه به بررسی این تحولات پرداختیم. 

ابتدا لطفاً ارزیابی کلی از تحولات جاری سوریه و تنش‌های موجود ارائه دهید. 
توطئه‌هايی ازسوي كشورهاي استعمارگر غربي چون ايالات متحده امريكا‌‌ ‌و رژيم غاصب اسرائيل و همچنين برخي از كشورهاي مرتجع عربي در منطقه مانند عربستان سعودي، ‌قطر و كشور تركيه صورت گرفته است تا سوريه را تحت فشار همه جانبه قرار دهند زيرا سال‌هاي متمادي است سوريه در محور مقاومت قرار دارد و اين مسئله مايه ناخرسندي بسياري از كشورهاي غربي و عربي است بنابراين دست به دست هم داده‌اند تا بتوانند به نحوي نسخه سوريه را با هدف جدا کردن آن از محور مقاومت بپيچند. به ‌عبارت ديگر بتوانند بازوي سياسي غربي ايران در منطقه را قطع كنند كه خوشبختانه تاكنون نتوانستند به اين اهداف خود دست يابند و يقيناً در آينده هم موفق نخواهند شد. 

نقش اتحاديه عرب در اين ميان چيست؟
اين اتحاديه را بهتر است با عنوان اتحاديه غرب نام ببریم چون بيشتر منافع غربي‌ها را محقق مي‌كند تا اينكه به حل مسائل جهان عرب بپردازد. اتحاديه عرب در ابتدا وقتي ديد يك‌سري تحولات و آغاز ناآرامي‌ها در سوريه رخ داده از اين فرصت استفاده كرد. در ابتداي امر به‌صورت ايما و اشاره دستوراتي را به بشار اسد ديكته كردند كه مورد موافقت او قرار نگرفت، بعد پيشنهاداتي دادند كه اگر از ايران و مقاومت جدا بشود اجازه مي‌دهند تا در مسند قدرت بماند اما باز هم با پاسخ كوبنده و صريح بشاراسد مواجه شدند. وقتي ديدند از اين طريق كاري از پيش نمي‌برند به توطئه‌هايي كه از قبل برای آنها برنامه‌ريزي كرده بودند، عمل كردند. در اولين گام خواستند تا عضويت سوريه را در اتحاديه عرب معلق كنند اما ديدند مثمرثمر نيست زيرا وزير امور خارجه سوريه در سخنان خود صريحاً اعلام كرد تمام حيثيت و جايگاه اندكي كه اتحاديه عرب دارد به‌خاطر كشور سوريه است چراكه مهم‌ترين عضو اتحاديه عرب است. بعد از آن‌ وارد مقوله تحريم‌ها شدند تا تحريم اقتصادي كنند، بنابراين ‌سفيران خود را از سوريه فراخواندند اما در اين عرصه هم موفق نبودند تا اينكه تصميم گرفتند پرونده سوريه را بين‌المللي كنند بنابراين در شوراي امنيت با توجه به نسخه‌اي كه براي ليبي پيچيده بودند تا به ليبي حمله كنند وارد شدند تا همان سناريو را براي سوريه عملي كنند كه با مخالفت قاطع روسيه و چين مواجه شدند و نتوانستند از اين طريق هم كاري از پيش ببرند و بعد از آن آمدند ناآرامي‌ها در كشور سوريه را با تطميع گروه‌هاي مخالف تحريك كردند.

چین در اقدامی بی‌سابقه از این دست اقدام به وتوی مداخله در سوریه کرد. چرا بايد كشوري مثل چين در شوراي امنيت طرحی عليه سوريه را وتو كند؟ 
كشور چين در طول چندين دهه كه از عمر شوراي امنيت مي‌گذرد و در آن عضويت دارد اين اولين باري است كه در مورد موضوعي، برنامه شوراي امنيت را وتو مي‌كند حال آنكه با وجود وتوي روسيه ديگر نيازي به وتوي چين نبود ولي با اين عمل نشان داد كه چين هم در اين موضوع حساسيت دارد و امنيت و ثبات و ابقای حكومت بشاراسد را به نحوي در جهت منافع خود مي‌بيند. 

علت اينكه تركيه اين‌ طور علنی در امور سوريه دخالت مي‌كند چيست؟ آيا متأثر از اسرائيل است يا در آرزوي تجديد حيات امپراتوري عثماني؟
تركيه وقتي كه از سوي كشورهاي غربي به عضويت اتحاديه اروپا درنيامد با نظر وزير امور خارجه كشورش تغيير رويكرد داد و سعي كرد تا در امور كشورهاي شرقي و آسيايي دخالت كند كه تقريباً به صورت گذرا و موقت اين موضع‌گيري جواب داد؛ ‌هرچند در درازمدت اين به ضرر آنها خواهد بود. الان كشورهايي كه در سوريه دخالت مي‌كنند هركدام به دنبال منافع خودشان هستند ولي در اين بين تركيه خواسته و ناخواسته وارد اين پازل شد كه حتي خودش هم نمي‌داند كجاي اين پازل قرار دارد. اوایل ترکیه خیلی با صراحت ادعاهایی در مورد سوریه داشت مبني‌ بر اينکه بشار اسد باید کنار برود و فكر می‌کرد در کوتاه‌مدت حکومت بشار اسد رفتنی است در حالی‌ که این آرزو محقق نشد اما در کنار ترکیه کشورهایی مثل قطر و عربستان حتی امریکا (منظور لابی صهیونیستی) در جهت منافع صهیونیست‌ها عمل کردند. 

در حال حاضر چندین سال است رژیم صهیونیستی سرزمین فلسطین، بلندي‌هاي جولان حتی جزیره مهم و راهبردی عربستان را اشغال كرده ولی هیچ یک از کشورهای عربی اعتراضي نكردند؛ چرا که خودشان مزدور و دست‌نشانده رژیم صهیونیستی هستند و برای بقای حکومتشان حاضرند هر توطئه و سناریویی را که اسرائیلی‌ها در منطقه دارند عليه كشورهاي مسلمان پیاده کنند حال آنکه همین توطئه‌ها در آخر گریبانگیر خودشان می‌شود اما ترکیه تغییر موضع به سمت کشورهای آسیایی داد و توانست از این حیث جایگاه منطقی خود را تقویت کند و سعی کرد تا در عرصه بین‌المللی بیشتر از قبل نفوذ داشته باشد تا بتواند به اهداف بلندمدت خود دست یابد. مي‌دانيد كه تركيه به دريا راه دارد اما عملاً نمي‌تواند كاري انجام بدهد. یکی از همسایگانش ایران مدعی قدرت در منطقه است و از طریق ایران نمی‌تواند نفوذ خود را بسط بدهد. در عراق هم حکومت شیعی حاكم است که از این حیث هم نمی‌تواند اقدام کند. 

ارمنستان همسایه دیگر ترکیه که البته اختلاف ارمن‌ها و ترک‌ها جهانی است و اخيراً پارلمان فرانسه هم موضوعي را در ارتباط اين دو كشور (کشتار ارامنه) تصويب كرد كه با انتقاد شديد ترك‌ها مواجه شد روابط ترک‌ها و ارامنه از مدت‌های طولانی شکرآب است. همسایه دیگر آن گرجستان است كه آن هم با ترک‌ها روابط خوبی ندارد بنابراین تنها کشوری که ترکیه تصور می‌کرد می‌تواند در آن دخالت کند و کنترل اوضاع را به نفع خود رقم بزند، سوریه بود. این تصور غلط که اکثریت جمعیت سوری‌ها سنی و اخوان‌المسلمین هستند ترکیه را تحریک کرد چون در خود كشور ترکیه حزب عدالت و توسعه اعضای اخوان‌المسلمین را در رأس حكومت خود دارد بنابراین سياست ترك‌ها اين بود تا از این طریق به بشار اسد فشار وارد کنند و او را کنار بگذارند به این خیال که اخوان‌المسلمین اکثریت هستند و می‌توانند از اين طريق قدرت و بازوی سیاسی سوریه را به نفع خود تغییر بدهند. 

برآورد شما از نظر خود مردم سوریه درباره تحولات اخیر چیست؟
مردم سوریه نشان دادند که بشار اسد را دوست دارند. شما اگر کشوري مثل مصر را در نظر بگيريد مشاهده مي‌کنید وقتی حسنی نامبارک در رأس هرم قدرت مصر بود سنی‌های افراطی مدام به قبطی‌ها حمله می‌کردند و قبطی‌ها و مسیحیان هر روز کشته می‌دادند با توجه به اين اوضاع مسیحیان سوريه كه ۱۰ درصد جمعیت آن را تشکیل می‌دهند به این باور رسیدند که اگر بشار اسد برود و به عنوان مثال اخوان‌المسلمین بر سر کار بیایند سرنوشت آنها مانند قبطی‌های مصر می‌شود در نتیجه بیش از پیش به بشار اسد وفادار هستند و از او حمایت می‌کنند اگر به تظاهرات مردمی سوریه هم نگاه کنیم، می‌بینیم که جنس تظاهرات در سوریه با تظاهرات در کشورهای مصر، ‌بحرین، یمن و. . . خيلي فرق دارد، در جريان تحولات میدان‌التحریر قاهره جمعیت زیاد معترض آمده بودند ولی در سوریه مواردی اگر هم بوده بيشترين تعداد نزديك به ۲۰ هزار نفر است آن‌ هم در مناطق مرزی. 

اینکه گفته می‌شود حکومت دیکتاتوری سوریه خفقان ایجاد کرده و مردم از ترس، او را حمایت می‌کنند، چقدر وارد است؟
به نظر شما آیا این خفقانی که مدام حرف آن علیه سوریه پیش می‌آید قابل قیاس با خفقان زمان حسنی نامبارک در مصر است. مردم سوریه شرایط سخت امنیتی مصر و تونس را ندارند. در سوريه شرايط امنيتي لغو شده و الان مردم سوریه خیلی آگاه شدند و می‌دانند. مثلاً کردها که ۱۰درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند در منطقه خودشان (قامیشلو) در ابتدا به شدت مخالف بشار اسد بودند و تظاهرات می‌کردند ولی بعد از اصلاحاتی که بشاراسد انجام داد تظاهراتشان خنثی شد چون آنها هم به این باور رسیدند که خطری برای کشور در راه است و پی بردند بیشتر توطئه‌های بیرونی و خارجی وجود دارد تا عوامل داخلی. خيلي از مخالفان داخلي سوريه فهميدند كه اگر بشار اسد ساقط شود و عوامل غربي وارد كشور شوند به ضررشان خواهد بود. 

وضعیت مخالفان اسد را از حیث یکدستی و مواضع مشترک چگونه می‌بینید؟
در سوریه گروه‌هاي مخالف زيادي وجود دارد كه در شهرهاي مختلف تجمع كرده‌اند و هیچ‌یک از اين مخالفان داخلی و خارجی با هم هماهنگی و وحدت نظر ندارند چون هر كدام تحت لواي يك گروه هستند. شما نگاه كنيد ریاض الاصغر سرهنگ بازنشسته‌اي كه به خاك تركيه پناهنده شد قرار است با كمك تركيه فعالیت‌های تروریستی علیه بشاراسد داشته باشد از اين طرف برهان غلیون كه از مخالفان سرشناس بشاراسد است فعاليت ضد حكومتي دارد نكته مهم‌تر اينكه بسیاری از گروه‌های مخالف در روند انتخابات شرکت و نامزد معرفي كردند حتي خيلي از آنها توانستند وارد پارلمان سوريه شوند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار