اين بازيگر از سوي ديگر قاب جادويي كه خارج شد، دوباره همان پوششهاي عجيب و غريب و اخلاقيات نامتعارف بروز پيدا ميكنند.
مشكل اينجا است؛ الگويي كه فيلم سينمايي در قالب يك نقش به جامعه معرفي ميكند تنها منحصر به قاب جادويي نميشود. بازيگر همچون ساير انسانها ناگزير از مراودات اجتماعي است و اين باعث ميشود كه پاي الگوهاي هنري در خارج از محدودههاي سينما و تلويزيون به خيابانها و اماكن سطح شهر و حتي اينترنت و شبكههاي اجتماعي نيز باز شود؛ الگوهايي كه در بسياري از موارد با پوشش نامتعارف و متفاوتي از پوشش نقش خود در فيلم و سريال، مخاطبان جوان خود را به سردرگمي مبهم دچار ميكنند؛ بينندگاني كه ميزان تأثيرپذيريشان از رفتار و پوشش ستارههاي سينما و تلويزيون را ميتوان با سرعت شايع شدن تكيهكلامهاي مختص برنامههاي مختلف طنز در سطح جامعه مقايسه و محاسبه كرد.
تعارض ميان ارزشهاي نمايشي سينما و تلويزيون و حقيقت وجودي بازيگر پشت دوربين كه همان ارزشها را پايمال ميكند هنگامي به موضوعي حاد تبديل ميشود كه آن بازيگر در قالب نقش مثبت يك مادر، يك پدر، همسر شهيد يا شخصيتي پاكدامن ايفاي نقش ميكند و به الگوي اجتماعي تبديل ميشود و سپس او بدون آنكه نسبت به مخاطبان و حرفهاش كوچكترين تعهدي را حس كند، انجام كارهاي ضد ارزشي را در پيش ميگيرد يا درست در نقطه مقابل نقش خود با پوشش نامناسبي در محافل عمومي ظاهر ميشود. در اين شرايط كپيبرداري از الگوي لباس و رفتار آن بازيگر در صحنه اجتماع اتفاق عجيبي نيست.
زنان و دختراني كه امروز با اتكا به نفس، پوشش خود را منطبق بر الگوي پوشش بازيگران مورد علاقه خود ميدانند و با كپيبرداري از پوشش پشت صحنهاي اين الگوها به خيابان ميآيند با برخورد پليس امنيت اخلاقي مواجه ميشوند، از همان بازيگراني الگوبرداري ميكنند كه در چارچوب نظاممند نهادهاي اطلاعرساني و تبليغاتي در حال فعاليت.
از اينها گذشته مد جديد پوششي كه امروز در ميان برخي بانوان كشورمان عرف شده و برخورد پليس امنيت اخلاقي را در پي داشته است، بر تن يك بازيگر زن و آن هم در قالب يك سريال تلويزيوني ديده ميشود و جالب اينجا است كه اين سريال نيز همچون بسياري ديگر از سريالهاي تلويزيوني از كانال نظارتي ناظران كيفي عبور كرده است.
امروزه شايد در ايران بتوان كمتر بازيگر زني را يافت كه چهره سينمايي و چهره اجتماعياش با هم يكي باشد. به جز معدود سريالهايي چون صاحبدلان و در پناه تو كه زن مسلمان ايراني را با انتخاب بازيگران مناسب نقش به زيبايي الگودهي كردند، اكثر سريالها و فيلمهاي سينمايي معمولاً از بازيگراني كمك ميگيرند كه شخصيت اجتماعيشان نمود بسيار متفاوتي از شخصيت نقششان دارد.
از اين حيث در دنيايي كه تأثير شگرف منابع رسانهاي الگو دهنده چون سينما و تلويزيون در عاديسازي رفتارها و الگوهاي نامتعارف اجتماعي بر كمتر كسي پوشيده است، شايد بتوان براي هاليوود در مقايسه با صنعت فيلم و سريالسازي خودمان امتيازي را قائل شد. معمولاً چهره، منش و پوشش بازيگران هاليوودي در جلو و پشت دوربين يكي است و مخاطب هاليوودي تكليف خود را ميداند؛ اين مزيتي است كه سينما و تلويزيون ما از آن محروم هستند.